من يه انتقادى به صحبت هاى يار مهربان بكنم. متاسفانه اينكه ميگيد بگرديد يه دختر بى پدر پيدا كنيد يا يه دختر ديپلمه يا ... اصلا جنبه خوبى نداره. هم اينكه داريد يك بخشى از جامعه دختران رو زير سوال ميبرين و ميگيد اينها ارزش كمترى دارن و هم اينكه داريد ميگيد اين آقا ارزششون پايينه و به پاى برخى دختران (كه حالا دختر يه رييس بانك همچين هم فرد شاخصى نيست!!) نميرسه .... به نظرم بهتر بود بيان بهترى داشته باشيد. صحبت زيباتر و البته درست تر اين ميشه كه؛ بهتره مرد و زن در ازدواج به يك توازن برسن. اگر مرد از يك سرى جنبه ها بالاتره متقابلا زن در جنبه هاى ديگرى بالا باشه كه هردو به يك ميزان ارزش داشته باشند. بارزترين مثالش توى ذهن همه ما هست: پسر پولدار و دختر زيبا. يا مثلا: درآمد بالاتر من نسبت به همسرم در مقابل درآمد و سطح بالاتر خونواده همسرم نسبت به خونواده من. و خيلى مثال هاى ديگه كه ميتونه توازن رو برقرار كنه و اينطور نباشه كه هريك از طرفين بعد از ازدواج فكر كنه من خيلى سرتر بودم اين چى بود گير من اومد يا طرف مقابل فكر كنه اين ها از همه نظر از من سرتر هستن و من هرچه كه بدووم باز هم عقب تر هستم و ....
در خصوص جمله كاربر كاپتيو؛ من يك سوال دارم. اينكه كسى شما رو به خاطر خودتون بخواد دقيقا يعنى چى؟!!
ببينيد هر انسانى با يك سرى ويژگى ها توصيف ميشه كه ميتونه اكتسابي يا ذاتى باشه. مثلا پولدار بودن، زيبا بودن، خوش خلق بودن، وفادار بودن، احساساتى بودن و ... حالا شما اگه اينها رو بگيريد چى ميمونه جز يه كالبد؟ شما با تمام اين ويژگى ها تعريف شدين و اتفاقا بايد سعى كنين مثبت ها رو پررنگ تر كنيد نه اينكه دنبال كسى بگرديد كه ببينيد با حذف هر كدوم از ويژگى هاى مثبت باز هم شما رو دوست داره يا خير!! من به شما ميگم كه خير. چون شما بدون اينها در واقع اصلا وجود نداريد و معناى الانتون رو نخواهيد داشت.








علاقه مندی ها (Bookmarks)