من ارتباطم رو تقريبا قطع كردم يعني بهش زنگ نمي زنم پيامي نميدم و در كل سراغي ازش نمي گيرم ولي ايشون مرتب پيام و زنگ مي زند كه من يا جواب نمي دهم يا دير جواب ميدهم كه وابسته نشود.ولي نمي دونم چرا ايشون خيالبافي هايي مي كند و همش از زندگي با من مي گويد.اين حرف هايش هم از بچگي اش است منم براي اين كه توي ذوقش نزنم همراهيش ميكنم با خيالبافي هاش.در ضمن رابطه جنسي هم من مقصر نيستم درسته اولش من خواستم ولي در ادامه ايشون اصرار داشتند.

واقعا موندم چيكار كنم نه ميخوام باهاش ازدواج كنم نه ميخوام تركش كنم و نه ميخوام با احساساتش بازي كرده باشم.

دختر بدي نيست ولي بچه است عقل ندارد براي همين از ازدواج باهاش مي ترسم.