سلام
به دلایل مختلف و متعددی، در ایران ازدواج یکی از بزرگ ترین و بغرنج ترین موضوعات زندگی شده. شاید یکی از علل اون کوته فکری خود ما باشه. تو هر منطقه ای افراد باکلاس و تحصیل کرده و با فرهنگ و مبادی ادابی میتونن وجود داشته باشن. شما الان از نظر من میتونین به این اقا بفرمایید:
" چون ابتدا تصمیم ما ازدواج نبود، طبیعتا هم ترس داشتم که آدرس دقیق خونه مون رو بهتون بدم و هم دلیلی نمیدیدم برای اینکار. بعد از مدتی که توی رابطه مون جلو رفتیم و شناخت و تصمیممون مبنیبر ازدواج شد، تصمیم گرفتم که تنهاترین واقعیتی رو که به دلیل باورهای شخصیم باهات در میون نزاشتم زمانی عنوان کنم که از خصوصیات تحصیلی، رفتاری، اخلاقی و شخصیتی هم مطمعن شدیم و فرد مقابل رو برای همسری اینده مون انتخاب کردیم و شما به یک خواستگار بالفعل تبدیل شدین. گفتن این حقیقت رو دقیقا برای لحظه ی اخر که اماده ی خواستگاری هستین نگه داشتم چون بر این باورم که ادرس محل زندگی دخترخانم رو فقط به خواستگار میدن نه فرد دیگه."
به نظرم اینطوری عنوان کنی بهتره تا بگی وای من بهت یه دروغی گفتم و اونم اینه و حالا ببین باز منو میخوای و .... این طرز صحبت خیلی لول پایین و بی کلاسه. هر کسی هم با شنیدن این جملان چندشش میشه از فرد مقابل. اگر تحصیلات و موقعیت اجتماعی و شغلیشون و همچنین شخصیتشون خوب باشه برخوردشون با جملات بالا که عنوان کردم صحیحتر خواهد بود.








علاقه مندی ها (Bookmarks)