آرامش خیال عزیز مرسی عزیزم
منظور من قطع رابطه نبود منظورم خیلی کم کردنش بود مثلا من هفته ای 5 روزشو اونجا بودم و تو آشپزخونه با جاریم همه کار کمکش میکردم انقدر خودمو خودمونی کردم که مثل خونواده خودم باهاشون رفتار میکردم حالا جدا از هدیه ها و کمکهای مالی که از حقوق خودم بهشون کردم ولی متاسفانه بجز بدی هیچی ندیدم الان رفت و آمدم فقط تو مناسبتهاست مثلا مادرشوهرم از حج برگشت نیم ساعتی رفتم اونجا پسر خاله شوهرم فوت کردن رفتم عذاداریشون یه نیم ساعت یعنی همین طوری فقط واسه عیادت یا مناسبت واجب میرم درست مثل خودشون فقط همین مادر شوهرم و برادرشوهرم هم ۲ بار اومدن خونمون باهاشون عادی بودم نه زیاد بگو بخند نه اخمو مثل یه مهمون عادی
در مورد پول و خساست هم به نظر منم هرچی میخوای بهش بگو منتظر نمون تا خودش پول بده منم هرچی منتظر می موندم نمی داد دیگه خودم بهش میگم و اخلاقش دستم اومده که تا یه سال دیگه هم حرص بخورم فایده ای نداره شما هم اصلا خودتو ناراحت نکن و هرچی خواستی بخری قشنگ به خودش بگو انشالله همه مشکلاتت حل بشه








علاقه مندی ها (Bookmarks)