مریم جان ببخش یک پست دیگه ات رو اشغال میکنم. این آخرین پست من در این مورده.اگر میخای گزارش بده حذف بشه.
شیدا جان ما یه اصل داریم و یک استثنا
اصل اینه طبق ماده 960 قانون مدنی هیچکس نمیتواند از خودش سلب آزادی کنه حالا ماده 18 گذرنامه یک استثنا برای این اصل مهم قائل شده و اونم اجازه ی شوهر برای رفتن به خارج از کشوره من استثنای ماده18 گذرنامه رو قبول داشتم اگر اینجوری تنظیم میشد که هیچ مردی هم نتونه بدون اجازه ی زنش به خارج از کشور بره. به نظرم زن و شوهر برای چنین مسافرت مهمی باید جز در موارد استثنایی اجازه ی همدیگه رو داشته باشن
من به ماده 18 گذرنامه به دلیل تک بعدی تنظیم شدنش انتقاد دارم اما وجدان خودتو قاضی کن اینکه یک زنی بدون اجازه ی شوهرش نتونه بره خارج با اینکه نتونه تا سر کوچه بره فرقی با هم ندارن؟ دوباره سوال میکنم فرقی نداره؟
2. گفتید حقوق زنها اگر قانونی هم باشن عرفا قابل اجرا نیست و اینکه زندگی رو نمیشه با قانون گرم نگه داشت...
شیدا جان عرف رو کی میسازه؟؟؟
عرف رومن می سازم، عرف رو تومی سازی
اگر قدرت ساختن هم نداریم حداقل میتونیم تلاش کنیم که حق و حقوق خودمون رو بشناسیم نه اینکه بگیم زن بدون اجازه ی شوهرش حق تا سر کوچه رفتن رو هم نداره و این عرف غلط رو گسترش بدیم و خانومها رو از احقاق حقوقشون بترسونیم... خدا رو چه دیدی شاید با تلاش ما اوضاع یکم به نفع خانوما تغییر کرد
زندگی رو نمیشه فقط با قانون گرم نگه داشت زندگی رو با چیزهای دیگه ای گرم نگه داریم اما برای احقاق حقمون میتونیم از قانون استفاده کنیم کما اینکه ماشین شوهرم و ماشین من الان به نام منه در قبال بخشی از مهریه ام که بخشیدم... هر دوی ما هم از این وضعیت راضی هستیم... خونه هم نصفش قراره در قبال بخشی دیگه از مهریه ام به نام من بشه... هیچ هم دلخور از هم نیستیم من همسرمو کاملا درک می کنم. اون هم منو درک میکنه. هیچکس هم از جزییات مالی ما خبر نداره
ما به وحدت نظر رسیدیم که اموال رو جوری تقسیم کنیم که اگر یکیمون فوت کرد دیگری توی آرامش نسبی بقیه ی زندگیش رو بگذرونه...
حق با شماست زندگی رو با قانون نمیشه گرم نگه داشت اما این دلیل نمیشه قانون رو کاملا کنار بگذاریم و عرفهای غلطی رو که پایگاه قانونی هم ندارند رواج بدیم... اینجوری شاید حق به جانب تر به نظر برسیم اما قدرتمون و اعتماد به نفسمون کمتر میشه...
فکر کن زنی که از همه ی حق و حقوق خودش خبر داره(همین حق و حقوق کم) اعتماد به نفس بیشتری برای احقاق حق خودش داره یا خانومی که به اشتباه فکر میکنه باید برای رفتن تا سر کوچه قانونا از شوهرش اجازه بگیره؟
در مورد قاضی شارح
حرفهای من اصلا در تایید و حمایت از قوانینی که به قول شما مثل شیر پشت مردها ایستاده نبوده و نیست... من خودم میتونم الان یه تاپیک بزنم و از قوانین موجود انتقاد کنم...
اما بحث شرع با بحث قانون کاملا متفاوته... قانون مدنی ما در سال 1307 نوشته شده... یعنی پنجاه سال قبل از وقوع انقلاب اسلامی البته که به خاطر دین اسلام که دین غالب مردم ایران بود همون موقع هم بخش عمده ایش از روی شرع نوشته شد اما از بسیاری از تندرویهای امروزی به دور نگه داشته شده و باز هم البته که نقایص فراوونی داره اما کاش اون قسمتهاییش که به نفع خانومهاست رو درست بشناسیم چون دستمون رو برای تغییر عرف باز تر میگذاره...









علاقه مندی ها (Bookmarks)