به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 13

Threaded View

  1. #11
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 17 شهریور 00 [ 16:19]
    تاریخ عضویت
    1394-6-10
    نوشته ها
    262
    امتیاز
    9,650
    سطح
    65
    Points: 9,650, Level: 65
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 400
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    431

    تشکرشده 376 در 164 پست

    Rep Power
    55
    Array
    فکر میکنم یا شما سنتون خیلی کمه
    یا خیلی نازنازی هستین
    یا ذهنیت خوب راجع به خانواده همسر ندارین
    یا خبری از مشکلات زندگیای مشترک ندارین که به این موضوع میگین مشکل
    اول اینکه دسر درست کردن نه توهینه نه اصلا کار زشتیه,فکر نمیکنین این طرز فکر خانواده خودتونه که در این مورد مشکل داره و بهتر نیست یه تجدید نظری درش کنید؟
    منم جای همسرتون بودم دلخور میشدم که حالا مگه چی میشه همسرم از الان باب مخالفتو مشکلو باز نکنه و یه دسر درست کنه؟
    یه چیز کیک درست کنید که هم ساده ست هم در مسیر چیزیش نمیشه هم خوشمزه ست.
    مادرشوهرتون گفتن دسر بیارین که دور هم خوش بگذرونید و اصلا شاید میخوان اینجوری با شما صمیمی تر بشن.
    میگین جاریتون خودشیرین هستن.من الان خودمو گذاشتم جای جاریتون این اومد به ذهنم:خوبه والا میاد اینجا میخوره بعد موقع ظرف شستن و کار کردن میگه بدون دستکش کار نمیکنم.مگه دست ما از جنس پوست سوسماره؟مگه اون دختر شاه پریونه و منو از پشت کوه اوردن؟
    مادر شوهرتونم میگه:اینهمه کار کردم حتی توی شستن ظرف ها هم کمک نکرد و میگه پوست دستش خراب میشه.مگه من وظیفه دارم بپزم بشورم بسابم؟
    ببینم دعوتتون نکنن بهتون بر نمیخوره؟
    سر همین رفتارا جاریاتون تیکه بندازن و قیافه بگیرن مشکلی ندارین؟
    خودتون دارین مشکل درست میکنید.
    از الان ترین کنین مسئولیت پذیری رو.سهم خودتون رو قبول کنید.
    من فقط اولین باری که رفتم خونه مادر شوهرم و خواستم ظرف بشورم بهم یه تعارف خشک و خالی کردن که نشور.بعد از اون دیگه تعطیل شده و فکر میکردن من وظیفه دارم ظرفاشونو بشورم و کاراشونو کنم.رسید به جایی که مادر شوهرم همه رو دعوت میکرد خونه ش پاهاشو مینداخت رو هم میگفت مرررررررریم چای بیار.مرییییییم پیش دستی بیار....
    اون روز خیلی بهم بر خورد و فهمیدم راهو عوضی رفتم بعد از اون دیگه خونشون دست به سیاه و سفید نزدم.جالب بود دخترشون همیشه چه اون موقع چه الان موقع کار خودشو میزد به دل درد و خواب بعد از کار حالش خوب بود و من بی زبون مجبور بودم کارای این خانواده پر رو رو انجام بدم فقط به این دلیل که بی زبون بودم و رودروایسی میکردم و احترام نگه میداشتم.ولی بعد از اون ورق برگشت و من دیگه هیچ کاری براشون انجام نمیدم حتی در قبال لطف هام تشکر هم نمیکردن.
    اره اگر اینجوری بود رفتار خانواده همسرتون شما حق داشتین ولی توقعی که از شما دارن در حد عرفه و شما دارین کم لطفی میکنید و باعث میشید ذهنیت بدی از شما شکل بگیره.
    نه مثل من ازون ور بوم بیوفتین نه این راهی که در پیش گرفتینو ادامه بدین.

  2. 3 کاربر از پست مفید ZENDEGIBEHTAR تشکرکرده اند .

    tavalode arezoo (شنبه 23 بهمن 95), نازنین2010 (شنبه 23 بهمن 95), بارن (شنبه 23 بهمن 95)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 10:49 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.