به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 77

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 01 مهر 03 [ 14:35]
    تاریخ عضویت
    1393-11-10
    نوشته ها
    204
    امتیاز
    9,992
    سطح
    66
    Points: 9,992, Level: 66
    Level completed: 86%, Points required for next Level: 58
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    136

    تشکرشده 130 در 60 پست

    Rep Power
    38
    Array
    دوستای عزیزم سلام و ممنونم که همراهمین

    نقل قول نوشته اصلی توسط میس بیوتی نمایش پست ها
    من حس میکنم همسرت چون تو خیلی رو قضیه همخونگی حساسیت نشون دادی رو دنده لج افتاده و این رفتارش ناشی از همینه. و فکر میکنم اگه تو بیشتر صبوری کنی و دیگه راجع به این موضوع هیچ صحبت یا اقدامی نکنی خودش بعد از یه مدت خیلی کم، کوتاه میاد.فقط الان جلوی حساسیتای شدیدت جبهه گرفته و میگه هرچی من بگم همون میشه! به نظر من دیگه حتی یه کلمه هم راجع به این موضوع حرف نزن حتی اگه شرایطی پیش اومد که زندگیتونو دو روز دیگه خیلی مستقل شروع کنین هیچ عکس العملی نشون نده چون کاملا نتیجه عکس میده! بذار خودش تصمیم بگیره.مطمین باش این همخونه بودن زودتر از اونی که فکرشو بکنی واسه خودش هم سخت میشه و برا مستقل شدن اقدام میکنه! ������
    میس بیوتی جان درست میگی همسرم خیلی حساس شده،خیلی سریع عکس العمل نشون میده و عصبانی میشه تو این مدت که تاپیک زدم خیلی جلوی رفتارای هیجانیمو گرفتم اما قبلش خیلی حساسش کردم.
    من حتی با اینکه بهم گفت میشه زودتر مستقل بشیم بعد ازینکه نظرمو گفتم اصرار نکردم و اصلا باهاش بحث نکردم متاسفانه ایشونم تصمیم خودشو گرفت و زندگی 8ماهه شریکی رو ترجیح داد منم رفتارمو باهاش تغییر ندادم و با اینکه شدیدا ناراحت بودم اصلا به روش نیاوردم. همسرم زبونی میگه زندگی شریکی واسه خودشم سخته اما به قول خودش میخواد با آرامش جلو بره و زندگیمونو بهتر شروع کنیم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط تازه نفس گرفته نمایش پست ها
    وقتی مادرشوهرت زیاد خونه نمیمونه و وقت نهار شام درست کردن نداره گرسنه میمونن؟ قرار نیست حالا شما که پا تو خونه شون گذاشتی همه چیو عوض کنی قبلنا چجوری بود الانم اونجوری. لازم نیست جور مادرشوهرتو بکشی. اگه اینجوری باشه که وقتی ایشون نیست شما مسئول نهار یا شام باشی وقتی کار واجبی واست پیش اومده و نتونی که درست کنی همه ازت دلخور میشن چون وظیفه ات رو انجام ندادی.
    هرچیزی که روزانه انجام بدی جزئ وظیفه ات میشه. اینکه میگی چی کار کنم وظیفه نشه هر از گاهی انجام بده اونجوری بیشتر هم به چشم میاد.
    تازه نفس گرفته عزیزم ممنونم تمام سعیمو میکنم درست رفتار کنم

    نقل قول نوشته اصلی توسط بهاره جون نمایش پست ها
    تنهایی عزیز دوستان پیشنهادای خوبی کردن.
    به نظر من لازم نیست شما هنرهای خودت رو نشون بدی. سعی کن همیشه از دستپخت مادرشوهرت تعریف کنی و دستور غذا رو بپرسی. ولی فقط موقع کشیدن غذا و دیزاین کمکش کنی. وقتی هم غذا پختن با شما هست، غذاهای ساده مثل ماکارونی یا دمی سبزیجات درست کن. ایشالا وقتی رفتی خونه خودت هنرهات رو بهشون نشون میدی. اگه وضعشون خوبه میشه کم کم و غیرمستقیم تشویقشون کنی به خریدن ماشین ظرفشویی. در کل کارایی که اثرش باقی میمونه رو انجام بده. تمیز کاری رو بزار خواهرشوهر انجام بده. ;)
    البته من هیچ شناختی از خانواده همسرت ندارم. نمیدونم اهل سواستفاده هستن یا دارن راحت میگیرن که پسر و عروسشون زودتر به هم برسن.
    ایشالا که زندگی خوبی رو شروع کنی.
    بهاره جونم من تمام صحبتای دوستان رو در نظر دارم و حتما اجراش میکنم یه جمع بندی هم از کل تاپیکا میذارم و چیزایی که یاد گرفتم همچنان به همراهی همتون نیاز دارم.
    درمورد خونواده همسرم هم دارن تلاش میکنن زودتر به هم برسیم چون فوق العاده راحت و بیخیالن برعکس خونواده ما که خیلی تعارفی هستیم !!!البته اینم بگم زندگی این مدلی از نظرشون خیلی خوبه یعنی کاملا به مدل قدیم فک میکنن.

    من با صحبتای دوستان و راهنماییای جناب مدیر همدردی به این نتیجه رسیدم که تنها کسی که باید تغییر کنه خودمم راستش کاملا این موضوع رو فهمیدم که به دلیل غلبه احساسم و داشتن یه سری افکار تکرار شونده منفی زندگی رو واسه خودم سخت کردم.

    پس بیشتر تمرکزمو گذاشتم رو رفتار خودم چند بار مواردی پیش اومد که اگه قبلا بود حتما یه فاجعش میکردم اما تونستم جلوی افکارمو بگیرم و با همسرم بحث نکنم و کشش ندم.نتیجه خوبی داشت در این حد که همسرم متوجه شد و خوشحال شد که راحتتر برخورد کردم. البته خودمم خیلی آرومتر بودم

    بهاره جون، میس بیوتی، تازه نفس گرفته، زن ایرانی عزیز و همه دوستایی که توی تاپیکام نظر میدن ممنونم که تجربیاتتون رو در اختیارم میذارین من با توجه به صحبتاتون و راهنماییای جناب مدیر که واقعا ازشون ممنونم چون تو شرایط خیلی بحرانی راهنماییشون به کمکم اومد به این جمع بندیا رسیدم که تو موارد پایین میگم:

    1. اولین مسئله من خودمم تغییر خودم بعد از 25 سال شاید کار زیاد راحتی نباشه اما مسلما از تغییر شرایط و همینطور رفتار دیگران راحتتره

    2. من باید بتونم به جای احساس مدار بودن مسئله مدار بشم و رفتار های هیجانی و یهویی رو کنترل کنم صبرمو افزایش بدم و سعی کنم کنترل احساساتمو به دست بگیرم.

    3. اولویت من باید بشه آرامش زندگیم و این آرامش فقط وقتی امکان پذیره که درون من آروم بشه.

    4.وقتی من با همسرم خوب باشم خیلی راحتتر می تونم این مدت رو بگذرونم و تمرینی میشه که همیشه درست رفتار کنم.

    5. هیچ مسئله ی حاشیه ای نباید باعث بشه رابطه من با همسرم مشکل دار بشه من اگه در طول این مدت رفتاری خلاف میلم از خونواده همسرم ببینم به هیچ عنوان دلیل نمیشه با همسرم سرد باشم.

    6.باید به خودم متکی باشم و به همسرم محبت کنم خدارو شکر همسر خوبی دارم پس باید اخلاق منم خوب باشه که برای آرامش زندگیمون و باهم بودنمون تلاش کنه نه اینکه ازم فراری بشه چون اگه من از خودم دورش کنم مستقلم بشم بازم همسرم دنبال جایی برای آرامش میگرده که مسلما اونجا کنار من نیس.

    7.حتی اگه افکار منفی به ذهنم هجوم آورد نباید اجازه پر و بال گرفتن بهشون بدم چون 90 درصد افکار من تو ذهنمه و واقعیت نداره مثبت نگر باشم و بدبینی رو از خودم دور کنم.

    8.همیشه خویشتن دار و صبور باشم با آرامش جلو برم و تمرین کنم هیجانی عمل نکنم و احساسات باعث نشه قاطی کنم.

    9. به هیچ وجه نذارم کسی از دلخوریای بین من و همسرم باخبر بشه و خیلییی زیاد حواسمو جمع کنم.

    10.به هیییییییییییچچچچ وجه بحث و جدل نکنم و اجازه بدم وقتی آرومتریم مسائل رو با هم حل کنیم.

    11. همسرم واقعا خوبه به خاطرداشتنش خدارو شکر میکنم، چند وقت پیش داشتم پست خانم ناردیل رو میخوندم که ویژگی های مرد مناسب رو گفته بودن خدارو شکر همسر من بیشتر اون ویژگی ها رو داره.

    12. اقتدار همسرمو همیشه حفظ کنم همیشه بهش نشون بدم که باعث افتخارمه و اولویت زندگیمه.

    13. یک ویژگی خیلی مثبت تو رابطه ما وجود داره و اون اینه که خیلی حال و هوای رابطه به حال من بستگی داره و همسرم از خوب بودن من انرژی میگیره پس من میتونم یه رابطه خوب ایجاد کنم.

    14. به جای اینکه با مشکلات به هم بریزم اول خودمو کنترل کنم و بعد سعی کنم عاقلانه و به شکل درست موضوع رو حل کنم

    15. هربار که افکار منفی به ذهنم اومد اول به خودم زمان بدم و از تکنیک های کنترل فکر استفاده کنم.

    16. به هیچ وجه از خونواده همسرم جلوش شکایت نکنم از خوبیاشون بگم

    17. غر زدن، مقایسه، کش دادن، نصیحت و امر ونهی ممنوع

    18. ذهن همسرمو از حرفای خاله زنک بازی پر نکنم

    19. سعی کنم ازین مدت که با همسرمم و هنوز مسئولیت زندگی کاملا رو دوشم نیست لذت ببرم با پیش بینی هایی که به احتمال نزدیک به صد اصلا اتفاق نمیفته ذهن خودمو پر نکنم

    20. به خودم اعتماد داشته باشم و اگه حرفی شنیدم سریع تاثیر منفی نگیرم.

    21. انتخابم واسه زندگی عاقلانه بوده و خدارو شکر انتخاب خوبی داشتم ازین به بعد هم من درست رفتار میکنم و سعی میکنم آرامشمو حفظ کنم و توکل به خدا داشته باشم مطمئنم خدا هم همراهمه و بهترین ها رو برام درنظر گرفته.

    22. مرثیه سرایی احساسی ممنوع، به هر مسئله ای بیش از چیزی که ارزش داره بها ندم و روانمو به هم نریزم

    23. تو خونواده همسرم همیشه با احترام برخورد کنم و احترام همسرمو حفظ کنم واسه همه چی حد و مرز بذارم.

    24. تو این مدت زندگی شریکی باید درست و صبورانه و با محبت با همسرم برخورد کنم که خودش برای مستقل شدن تلاش کنه .

    25. زمانی رابطه من با خونواده همسرم عالی میشه که اول با همسرم عالی باشم و متوجه بشه که اصلا قصد ندارم از خونوادش جداش کنم یا باعث اختلاف بشم.

    26. مسئولیت پذیر باشم و از انتخابام نترسم

    27. به هییییییییچ وجه با همسرم بحث و جدل نکنم بهش حس تکیه گاه بودنو بدم و بهش اعتماد کنم.

    28.تو این مدت کاملا فهمیدم رفتار همسرم دقیقا عکس العمل رفتار خودمه پس باید اونجوری رفتار کنم که دلم میخواد همسرم با من رفتار کنه.

    29.خواسته هامو با لج و قهر و دعوا بیان نکنم در عوض با محبت و مهربونی و به دور از دستور و امر ونهی بگم.

    30. وقتی همسرم احساسمو درک میکنه و تلاش میکنه خوب بشم دیگه الکی موضوعو کش ندم و انتظار نداشته باشم دقیقا اونجوری که من میخوام آرومم کنه در عوض اگه کاری کرد و خوشحال شدم حتما ازش با ذوق تشکر کنم چون کاملا متوجه شدم اینجوری دقیقا یادش میمونه چه خواسته ای دارم و همیشه سعی میکنه دوباره انجامش بده.

    این موارد جمع بندی من از تاپیکم و نظرات دوستان و همینطور تجربیاتم از دوران نامزدی و عقد. دارم تاپیکای رفتار درست،کنترل احساس،برخورد صحیح با مشکلات،جلوگیری از افکار تکرار شونده منفی و.... رو میخونم و بهشون عمل میکنم منکر این نیستم که تحقیرا و سرزنشای مادرم تاثیر بدی روم گذاشته و گاهی منو میترسونه اما من واقعا آرامش میخوام و برای رسیدن بهش تلاش میکنم.
    خوشحال میشم اگه دوستای عزیزم تو این مدت همراهم باشن از همتون ممنونم
    ویرایش توسط tanhaeii : دوشنبه 18 بهمن 95 در ساعت 23:12

  2. 6 کاربر از پست مفید tanhaeii تشکرکرده اند .

    ava.91 (سه شنبه 10 اسفند 95), بهاره جون (دوشنبه 18 بهمن 95), بارن (سه شنبه 19 بهمن 95), تازه نفس گرفته (یکشنبه 24 بهمن 95), زن ایرانی (سه شنبه 19 بهمن 95), ستاره زیبا (سه شنبه 19 بهمن 95)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. تاپیک های نیازمند به حضور کارشناسان تالار
    توسط بالهای صداقت در انجمن پیشنهادات ،انتقادات و مشکلات تالار
    پاسخ ها: 285
    آخرين نوشته: جمعه 03 دی 00, 17:47
  2. پاسخ ها: 35
    آخرين نوشته: سه شنبه 19 شهریور 92, 02:53
  3. تاثیرات منفی! تاپیک های خیانت!!!!!!!!
    توسط del در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 33
    آخرين نوشته: چهارشنبه 21 دی 90, 12:47

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 13:37 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.