سلام دوست عزیز متاسفم برای مشکلی که دچارش شدید.یکی از دوستای من هم توی دانشگاه بوسیله یکی از بستگانش به زور مورد تعرض قرار گرفت و به هر بدبختی بود پول هزینه ترمیم را فراهم کرد و صدای مساله را درنیاورد .چند سال بعد هم با یک آقای مناسبی ازدواج کرد و چیزی از اون اتفاق هم بهش نگفت و اونم نفهمید و حالا یک فرزند دارند ولی همش میترسید گواهی بکارت چیزی ازش قبل ازدواج بخواد یا یه جوری مساله را بفهمه که به خیر گذشت .حالا به نظر من شما باید یه جوری مجبورش کنی که باهاتون ازدواج کنه مثلا بگین که میخوام مادرم یا خواهرم را تو جریان بزارم یا اینکه میخوام بیام با مادرت درباره این اتفاق و بلایی که سرم اومده حرف بزنم دیگه خسته شدم .یا اینکه تهدیدش کنید خودمو میکشم و تو نامه همه چی را برای خانوادم مینویسم تا خودشون هرجور میدونن با قانون جواب کارتو بدن .چون جدا از رابطه با اینکه از دستش ناراحت و خشمگین هستین مطمئنم از نظر عاطفی تو این سالها بهش وابسته شدین .به نظر من بهتره این آقا اسمش تو شناسنامه شما بره و به هر حال وظیفه شو انجام بده .اگه بعدها هم خدای نکرده توی زندگی مشکل براتون بوجود اومد دیگه همه میدونن شوهر داشتین و باکره نبودن به این دلیله و میتونید قبل بچه دار شدن با گرفتن حق و حقوقتون جدا بشین . اینجوری خیلی بهتره بعدهم به خاطر پنهان کاری و ازدوج با شخص دیگر شرمنده وجدان خود نخواهید بود .ببینید من این حرف را روی هوا نزدم مدت 6سال توی خوابگاه زندگی کردم و از این دست اتفاقات برای خیلی از دوستانم افتاد و بعد هم برخورداشون را در رابطه با این اتفاقات دیدم .ان شالله خدا کمکت کنه.الان تو جامعه این دست مشکلات زیاد شده .








علاقه مندی ها (Bookmarks)