از ماست که بر ماست! جمله ای که تو خوندن اکثر پست ها به صورت ضمنی برداشت میکنم.
خانم سارا زندگی شما خیلی اشتباه شروع شده و مهم تر اینکه روی این مسیر اشتباه مدت ها جلو رفته. زندگی با خانواده ی همسر تا این حد نزدیک کار بسیار اشتباهیه. چرا حرفایی که از قدیم موندنو میگن باید با طلا نوشت؟ برای اینکه از قدیم گفتن دوری و دوستی!
شما هزاران کار اشتباه رو خودت انجام دادی که تعدادیشون رو الان میتونیم لیست کنیم از نوشته تون.
1. من و خانواده ی همسرم در یک ساختمان زندگی میکنیم. زوج جوان اصلا مناسب نیست که با والدین هیچ طرفی در یک ساختمان زندگی کنن.زوجین باید خونه ی مستقل خودشونو داشته باشن همیشه.
2. پدر و مادر همسرم هر روز 3 بار برای صبحانه و ناهار و شام بالا میان. این روش بسیار اشتباهیه که من برای اولین بار دارم از شما میشنوم. کدوم عروس خانمی روزی 3 بار میزبان والدین شوهرشه؟ شما همسر یک اقا و خانم خونه ی مشترکتون شدین یا خدمتکار خاندان شوهر؟ نباید از اول زیر بار این قضیه میرفتین.
3. مادر شوهرم به اتاق خواب ما دید میزنه. زشت ترین کاری که مادرشوهری میتونه انجام بده و رفتار شوهرتون چی بود در این حالت؟ هرگز در همون لحظه بلند نشدین و اعتراضی بکنید؟ فقط تذکر دادید اونم محترمانه؟ باید همون لحظه میرفتین بیرون و اعتراض میکردین که کارشون زشته.
4. شوهرم تنهایی به منزل پدر و مادرش میره. زن و مرد نباید تنهایی جایی برن. چرا اجازه میدید شوهرتون تنهایی برن طبقه ی پایین خونه ی والدینشون؟
5. به من و خانواده م فحش میدن اما من حتی نشده یک بار لااقل با گوشیم صداشونو ضبط کنم و به شوهرم نشون بدم و سکوت میکنم. یک بار صداشونو با گوشیت ضبط میکردی و به شوهرت نشون میدادی جلوشون، تا حساب کار دستشون بیاد.
6. به جای الفاظ زیبا من رو "این" خطاب میکنه و من همونجا و همون لحظه اعتراض نمیکنم که یا باید منو هرگز صدا نکنه یا اگر خواست صدا کنه باید همیشه زیبا خطابم کنه.
7. هرگز نخواستم از اون خونه دور باشم. از ابتدا نمیدونستین، بعدا که دیدید اونجا چه جهنمیه چرا از اونجا دور نشدین؟ چرا نگفتین خونه ی مستقل میخوام؟ چرا پاشونو از خونه و زندگیت نبریدی؟
8. به والدین خودم راجب جهنمی که توش هستم هیچی نگفتم. بزرگتر های شما قطعا میتونن بهتر عمل کنن. حداقل فکراتونو روی هم میزاشتین و رفتار بهتری اتخاذ میکردین.
9. به والدین همسرم با وجود تمام رفتارهای زشت و غیرقابل تحملشون روی گشاده نشون دادم. باید شمام بهشون رو نمیدادین. اصلا حسابشون نمیکردین. پایین نمیرفتین و بالا هم نمیزاشتین بیان. این زندگیه نه خاله بازیف تو زندگی واقعی هر روز خاله بازی نمیکنن و مهمونی هر روزه ممنوعه!
کدوم روانشناس یا مشاور خانواده ای این مدل زندگی رو تایید میکنه؟ شاید شما یک روزی خواستین روزه بگیرین، باید با زبون روزه برای والدین شوهر غذا بپزین؟ یا رژیم میخواین بگیرین و غذاهای خاصی میخواین بخورین یا کلا نخورین، وطیفه ای برای سرویس دادن به اون ها ندارین.
10. حفظ حریم زندگی مشترک از اصول اصلی موفقیت خانواده ست. چرا شما هیچ حریمی برای خودتون و همسرتون ندارید؟ شما حتی اتاق خوابتون هم حریمی نداره! چه برسه الباقی خونه و زندگیتون.
11. چرا زبون نداری و نمیتونی جلوشون در بیای؟ به شوهرت بگو بریم پیش مشاور ببینیم کدوم رفتار تو و خانواده ت رو توجیح میکنه؟ بگو به بزرگ تر های فامیل خبر میدی از رفتار زشت خودش و خانواده ش. سعی کن کمی هم مدرک داشته باشی. از فحش هاشون، مهمونی ها و دردسرهای هر روزشون، دخالت های بیجاشون، سکوت زشت شوهرت در برابر کارهای وقیح والدینش و ... به نظر من کسی حق ادمو نمیزاره تو سینی و تقدیمش کنه بلکه باید تکالیف و حقوقت رو خودت بدونی و ازشون حمایت کنی. از نظر من راهی که داری میری باید اونقدر قدرتمند توش قدم برداری که پیروز بشی. پس با یک وکیل خانواده و یک مشاور خانواده صحبت کن و قدرتمند جلو برو. میتونی از وکلا و مشاورهای ایگان تلفنی هم بهره ببری.








علاقه مندی ها (Bookmarks)