نقل قول نوشته اصلی توسط فانوس راه نمایش پست ها
سلام عزیزم واقعا درکت میکنم خیلی سخته فقط بعضی ادمها ظرفیتشون خیلی کمه و وقتی کسی از روی محبت کاری براش انجام میده فکر میکنه وظیفشونه پس در این شرایط باید از خانوادتون هیچ کمکی رو قبول نکنین و به غرغرهای همسرتون بی توجه باشین کم کم عادت میکنه و براش عادی میشه که ازشون انتظاری نداشته باشه در غیر این صورت هر کاری بکنن اتظارش بیشتر و بیشتر میشه وکارهاشون به چشمش نمیاد که هیچ طلبکارم میشه برعکس عمل کن و سعی کن هر وقت میخوای بری خونه مامانت اینها یه چیز کوچولو بگیری مثل شیرینی بستنی یا هر چیزی،هر چند ناچیز باشه اما به همسرت بگو دست خالی خجالت میکشم تا بدونه خیلی چیزها وظیفه اونه نه خانواده شما والبته بدونه بین خانواده خودش و شما فرق نزاره البته به ظاهر...همین که حرمت ها حفظ بشه و توقعات متعارف بشه کافیه
ممنون فانوس راه عزیز،راستش من خودم سعی کردم که از طرف خانوادم کمکی رو قبول نکنم،ولی پر توقع تر شد،میگم خب چرا از خانواده خودت انتظار نداری،میگه خانوادم به من خونه دادن،میگم خب خانواده من به من جهاز دادن،میگه جهازت به درد نخوره،درصورتیکه جهاز من واقعا خوبه،مثلا اون دفعه خیلی راحت به مامان من میگه،مامان به من پول بده،مامان من اصلا جا خورد!!بهش که میگم،میگه شوخی بود ولی شوخیش هم خیلی زشته،اصلا نمیدونمباهاش چیکار کنم!!غرغرهاش همراه با بی ادبی و فحاشیه،میگه چون خانوادم به ما خونه دادن،خانواده تو باید خرجمونو بدن،ما طبقه پایین خونه مادرشوهرم زندگی میکنیم!،