از فکور، حیات خلوت، maman arina و nel و تازه نفس گرفته بابت پیامهای تاثیرگذارتون.
من همون طور که گفتم ماجرا تموم شد اما من فعلا حس درونی خوبی ندارم و فعلا سعی ام بر اینه که خودمو آروم کنم و بتونم فراموش کنم کاراشونو. میخوام فکر کنم ایشون مثل یک بچه هستند یا ادم دیوانه و عصبی و من نباید از دست همچین ادمی ناراحت بشم یا فکرمو مشغول کنم. به این فکر میکنم که هفته سه چهار ساعت بیشتر نمیبینمشون پس نیازی به حساسیت نیست. خدا به من صبر بده
شوهرم منو مقصر نمیدونه اما مادرشونو میشناسه و میدونه تا معذرت خواهی نمیکردم این قهر ادامه پیدا میکرد.








علاقه مندی ها (Bookmarks)