منم فکر میکنم شوهر شما خودشو از نظر مالی با خانوادتون مقایسه می کنه و خودشو پایین تر می دونه و همین آزارش میده و بخاطر همین روی خانواده ی شما خیلی حساسه. حالا چرا انقدر حساس شده نمی دونم واقعا
در مورد قضیه خواهرتون بنظر من بهتر بود که خودتون این قضیه رو به همسرتون بگین و نگذارین از زبون خواهر شوهرتون بشنوه. در واقع با خواهرتون صحبت می کردین و اگه اون اکی میداد و براش مسئله ای نبود به همسرتون می گفتین. همسرتون حس می کنه شما اون رو از خودتون نمی دونین و دارین مسائل رو ازش پنهان می کنین. شاید اطرافیان با ایشون رفتاری می کنن که ایشون حس می کنه اونها اون رو پایین تر از خودشون می دونن.
معمولا ازدواج با اختلاف طبقاتی می تونه 2 جور ایجاد مشکل کنه یا طرفی که پولدارتره خودشو بالاتر میدونه و حتی ناخودآگاه به اون یکی فخر می فروشه. یا اون طرفی که توی رفاه بزرگ شده نمی تونه سختی نداشتن رفاه رو مثل سابق تحمل کنه و کم میاره. در مورد اول این فخر فروشی گاهی انقدر ناخودآگاه اتفاق می افته که خودتون هم اصلا متوجه نمی شین چون شما عادت دارین به اون حرفها و اون رفتارها و عمری اون مدلی زندگی کردین و اصلا فکرشم نمی کنین که بنظر اون مثلا فخر فروشی بیاد.








علاقه مندی ها (Bookmarks)