سلام مجدد
من و نامزدم جدا شدیم.
هرچند 2-3 روز دیگه قراره برای آخرین بار همدیگه رو ببینیم.
راستش من تمام تلاشم رو کردم که همه مشکلات و چیزایی که اذیتش میکرد برطرف کنم و کردم.
عاشقانه دوستش دارم و ویژگی های مثبت خیلی زیادی داره که فکر اینکه از دستش بدم اذیتم میکنه.
با خانوادش صحبت کردم اونا هم مخالفن و میگن شما که سر این مسائل پیش پا افتاده مشکل خوردید بعدا حتما تو زندگی وقتی مشکلات بزرگتر بیاد مشکل اساسی میخورید.(اینو بگم اونا با دیدگاه خودشون میبینن و خیلی مسائلی که اونا سرش مشکل دارن هم از دید من پیش پا افتادست)
ولی اینو نمیبینن که دو نفر اول یه رابطه تا بیان با هم به تفاهم برسن یه مدتی طول میکشه و خیلی تنش ها این وسط پیش میاد و ما تو اکثر مسائل به تفاهم رسیدیم.ولی اونا مخالفت میکنن.
میگن تو پسر فوق العاده ای هستی ولی شما به هم نمیخورید.
میگن دوران نامزدی خیلی شیرینه ولی شما یک ماه اخیر خیلی دعوا داشتید و این نشون میده رابطه درست نیست.در صورتی که دوران نامزدی بهترین دوران برای اینه دو نفر به تفاهم و یکی شدن برسن و دعواهایی که قراره تو زندگی کنن بعدا اونجا حلش کنن.
در صورتی که ما تو یک سال و سه ماه واقعا با هم عالی بودیم و فقط وقتی یکم فکر کردیم به تفاوتها و مشکلات کار به اینجا رسید.
نامزدم هم میگه من فک میکنم ما به درد هم نمیخوریم. میگه من هنوز دوستت دارم ولی اونقدری نیست که بشه باهاش زندگی مشترک تشکیل داد و شور و شوقی برای ادامه رابطه ندارم.
ولی مشکل اینجاست نامزد من خیلی آدم عجولیه. ینی حتی تو قضاوت هاش هم بارها بهش گفتم چقدر عجوله. یه تصمیم عجولانه گرفته و حتی تلاش من برای اینکه مشاوره رو ادامه بدیم هم جواب نداد.
اینم بگم که فک نکنید از دیدش من آدم خوبی نیستم. بارها خودش و خانوادش گفتن تو چقد ویژگی های خوب و مثبت داری و الان مشکل اینه میگن متفاوتیم و همچنین نامزدم علاقه اش خیلی کم شده.
حتی گفته من تمام عکسهامون و هدیه هایی که دادی نگه میدارم چون به نظرم ما یه دوران خیلی خوب داشتیم.
به نظرتون چیکار کنم؟ راه برگشتی هست؟
اگه 20 روز دیگه برم ممکنه اون همه انرژی منفی کم شده باشه و دوباره بتونیم یواش یواش بشینیم راجع به مشکلاتمون با مشاوره صحبت کنیم؟
یا اینکه منم کلا بی خیال بشم و برای همیشه فراموشش کنم؟
----------------------------------
ویرایش:
راستش من نمیگم ما متفاوت نیستیم بحث اینجاست درک نمیکنم این همه تفاوتی که میگن رو.
ینی میگن سر مسائل مذهبی متفاوتید در صورتی که جز حجاب که اونم من پذیرفتم خیلی کم سرجاهای دیگه اختلاف نظر داریم.
و اینکه اون برونگراست و من درونگرا که اونم من تلاش کردم اجتماعی تر باشم و اون یکم کنترل کنه تو رابطه با آقایون تا نزدیک شیم به هم.
اصلا نمیفهمم این همه تفاوتی که میگن کجاست و چیه و وقتی هم میپرسم میگن شما متفاوتید.
اگه این همه تفاوتی که میگن میدیدم منم واقعا دوس ندارم شکست بخورم و قبول میکردم مشکل اینجاست نمیبینم.
هر 2 نفری تا حدودی متفاوتن و کی میشه 2 تا آدم دقیقا مشابه ازدواج کنن.








علاقه مندی ها (Bookmarks)