ممنون از اینکه جواب دادید .
ما از دوران عقد مشکل داشتیم سر همین دخالتها .به عنوان مثال موقع خریدها خواهرشوهرم که کانال لباس داره گیر میداد که از کانال من سر خریدت لباس بردار حتی برا لوازم آرایش نظر میداد از عالم فلان جا بخر و اینقدر با شوهرم صحبت میکرد که اونم به من تحمیل میکرد میگفت هر چی ابجیم میگه راسته همون کارو بکن .یعنی محال بوده برا زندگی ما برا هر چیزش نظری نداده باشه و شوهرم که تحت تاثیره سریع میومد به من گیر میداد که باید مثلا فلان کارو بکنیم و من مخالفت میکردم دعوا راه مینداخت. من ناراحتم که هیچ اختیاری از زندگی خودمون نداریم و هرچی خواهرش بگه همونه و اگه من مخالفت کنم باهام دعوا راه می ندازه. دیگه خسته شدم دلم میخواد بگم اینم زندگیت برو اصن با خواهرت زندگی کن که اینهمه دخالت میکنه .ما تاحالا در مورد زندگی هیچ کدومشون حتی نظر هم ندادیم اصلا خبر نداریم ولی اونها از همه چی ما باید خبر داشته باشن .
جدیدا هم که گیر داده به شوهرم که پول بده و تو کانال لباسش شراکت کنه و شوهرمم طبق معمول سریع پذیرفت با اینکه من مخالفت کردم باهام دعوت کرد و گفت به تو مربوط نیست .داره هم خودش هم خواهرش زندگی ما رو خراب میکنن و شوهرم اصلا متوجه نیست .دیروز طی یک نامه حرفهای دلمو بهش گفتم و هشدار دادم که داره زندگی مونو خراب میکنه و بقیه که زندگی خودشونو دارن فرقی به حالشون نداره .بهم گفت سعی میکنه ازین به بعد درست رفتار کنه ولی میدونم که بی فایده است و باز بعدها نظرات جدید ابجیش رو میاد میگه .متنفرم از خواهرش. نمیدونم چکار کنم .








علاقه مندی ها (Bookmarks)