سلام عزیزم.
من با مردی ازدواج کردم که قبلش یه تحقیق درموردش کردم از آدمایی که خوب میشناختنش و بعدها که وارد زندگیش شدم نجوای پسره معتاده رو میشنیدم ازشون درصورتی که قبلش درنهایت سنگدلی گفتن نمیشناسیم و من این وسط رنجی کشیدم و خاطرات تلخی برام مونده که هیچ چیزی نمیتونه باعث فراموش شدنشون بشه و اوایل که برگشته بودم خونه پدری اولین کاری که میکردم نفرین کردن اون آدما بود شاید اگر یه اشاره کوچولو هم میکردن این همه مکافات نمیکشیدم ودل چرکین نمیشدم هرچند الان بخشیدمشون.پس خواهش میکنم ازتون مقوله ازدواج چیزی نیست که به این راحتی بگید من خبر ندارم چه دینی چه اخلاقی وانسانی به این قضیه نگاه کنید شما موظفید که حقیقتو بگید.ممنون.![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)