امیرحین جان ممنونم که هوامو دارین،ممنونم که هنوز آدمایی مثل شما وشیداجونم پیدا میشن که بی دریغ به دیگران کمک کنن،امروز به حرفای شما وشیدا جونم گوش دادم رفتم باشگاه اسم نوشتم،حالم یکم بهتره گاهی آدم تو خودش و شرایطش گم میشه وزندگیش عین کف دستی که به صورت چسبیده قابل رویت نیست براش، ولی دیگران میتونن زندگیشو براش از دید نفرسوم تشریح کنن و اون شخص به خودش بیاد...فقط از این میترسم بازم به اون حال برگردم چون این نوسان رو تو زندگیم خیلی حس کردم یه مدت شاد بودم بعدیهو زدم همه چیزو ویران کردم و توو اون ویرانه نشستم و های های گریه کردم از این جور شادیا وانرژیا متنفرم کاش اونقد توانا باشم که این حسم مداوم باشه.









علاقه مندی ها (Bookmarks)