به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 28

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 24 اسفند 95 [ 22:01]
    تاریخ عضویت
    1395-9-09
    نوشته ها
    16
    امتیاز
    597
    سطح
    11
    Points: 597, Level: 11
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 3
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class500 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    30

    تشکرشده 26 در 15 پست

    Rep Power
    0
    Array

    Tavajoh

    نقل قول نوشته اصلی توسط باغبان نمایش پست ها


    سلام خانم احساسی :-)



    می دونید برای چی معیار چهره برای شما خیلی مهمه ؟ :)

    برای اینکه شما یه خانم بصری هستی!

    به دل نشستن چهره برای همه مهمه ولی شدت آن ،، برای افراد فرق میکنه ،،،

    چون شما بصری هستی ،،،شدت این معیار زیاده !!



    مثلا یه خانم سمعی ،،، دل نشینی چهره براش مهم هست،، ولی،،،،، نه به اندازه ی یه فرد بصری !!


    ............................................


    به نظرم چیزی که خیلی خطرناکه افراط و تفریط هست !!

    یعنی سختگیری زیاد معیار
    عدم احترام به معیار


    باید متعادل باشیم ،،با فرض بر معیار اصلی !!


    ........................



    شما دلنشینی را چی معنی می کنید ؟

    دل نشینی به نظرم معیار زیاد داره مثلا : زیبایی صورت ( که از دید هر شخص فرق میکنه) - لحن صدا - آرامش در صورت ( چهره معنوی ) - قد و قامت - اخلاق و ادب و....

    شما باید برای هر کدام از موارد بالا نمره بذاری و هر کدام برات مهم تره ضریب بیشتر بذاری !!

    و در آخر معدل معیار بگیری !!


    مثلا دید بصری شما میگه،،، باید معیار به دل نشستن نمره 80 بگیره از 100


    ولی خانم احساسی گرامی : نمره 70 هم دیدی روش فکر کن ،، :-)







    ....................................

    باغبان گرامی واقعا خیلی ممنونم که باز هم جواب دادید و راهنمایی کردید. راستش دیگه داشتم از اینجا ناامید می شدم...صحبتهاتون خیلی مفید بود اگرچه که فقط به یکی از مشکلات من اشاره کردید...مشکلات و سوالهای من که یکی دوتا نیست متاسفانه.....اما تو اون موردی که گفتید کمک خوبی بود.

    به عنوان کسی که مطالعات روانشناسی این مدلی داشتم و کلی تست دادم و می تونم بگم تقریبا به خودشناسی رسیدم می دونم که من بیشتر شخصی "لمسی" هستم...
    شاید دلیل اینکه در زندگی و انتخاب همسر به احساسات و احساسی بودن طرف مقایلم اهمیت زیادی می دم هم همین باشه... البته شاید بصری بودن ترجیح دوم شخصیت من باشه.....احتمالش هست...

    .به هر حال چیزی که مسلمه اینه که من می دونم معیار زیبایی و به صورت جزئی تر معیار " خوش چهره بودن" و " متانت ظاهری و شخصیتی" برای من جزء معیارهای اصلی و غیر قابل گذشت هستن...
    ک جورایی من خودم تو ذهنم به معیارهای ظاهری هم نمره دادم و بر اساس معدل شون تصمیم می گیرم... البته تصمیمی که منفی میشه همیشه

    نمی دونم قضیه مربوط به شانس میشه یا شرایط خانواده یا حکمت خدا یا فرهنگ بد جامعه ی ما

    شاید هم دید من و یا چی که هشتاد درصد خواستگارها تو زیبایی معدل زیر 50 60 درصد می گیرن از من...االبته حتی وقتی درباره ی خواستگارها از خانواده می پرسم با اینکه اونا رو ظاهر حساس نیستن اونها هم در مورد بیشترشون نظرشون اینه که چهره های متوسط رو به پایین دارن! با اینکه من واقعا به گفته ی خیلی از دوستان تهرانی و هم شهری و...و اطرافیان و خواستگارها و کسایی که واسطه میشن برای معرفی دختر خشگل!! و پاک به خانواده های مذهبی برای ازدواج و... واقعا چهره ی زیبا و بالایی دارم البته واقعیت اینه که نرم افزارهای تناسب اندام به من اینطوری جواب می دن که: "شما کمی اضافه وزن دارید اما چاق نیستید"(باور کنید اصلا آدم خودشیفته و با اعتماد به سقفی نیستم. فقط دارم واقعیت رو می گم که فکر نکنید دنبال یه کسی بهتر و زیباتر از خودم هستم. مثلا اگر من کمی اضافه وزن دارم حاضرم همسر آینده م خیلی اضافه وزن داشته باشه یا حتی چاق محسوب بشه ولی زیبایی چهره ش کمی از خودم پایین تر باشه نه خیلی زیاد ) .

    مشکل اینجاست که در فرهنگ خانواده های ایرانی خصوصا خصوصا خانواده های مذهبی_سنتی مثل خانواده ی من و تعداد زیادی از خواستگارهام این عقیده وجود داره که پسرها حق دارن دنبال دختر خیلی زیبا باشن مثلا با این استدلال که بعدا به گناه نیافتن و چشمشون به دنبال کسی نباشه اما دخترها حق ندارن ملاکی به اسم زیبایی ظاهری برای انتخاب همسر داشته باشن!!!!! و فقط باید بر مبنای ایمان و اخلاق همسر انتخاب کنن!! مثلا خواهر خودم تقریبا بر همین منوال ازدواج کرده...البته خواهرم از جهت اعتقادات و سبک زندگی با من خیلی فرق داره...

    خب من وقتی می بینم پدر و مادرم به عنوان نزدیک ترین آدمای زندگیم و تکیه گاهم و حتی خواهرهام به عنوان صمیمی ترین مشاورای زندگی م و بزرگترای فامیل که چند بار باهاشون مشورت کردم مدام منو به خاطر نپسندیدن ظاهر خواستگارها و جواب منفی دادن به خاطر ظاهر و به دل ننشستن و یا به خاطر صفتی که من بهش می گم تعصب( صفت منفی) و اونا بهش می گن ایمان خیلی زیاد(صفت خیلی مثبت و کمیاب!) سرزنش می کنن و با نگاه بد قضاوت می کنن و معتقدن بر اساس تجربه های زندگیشون من فوق العاده دارم اشتباه تصمیم می گیرم و بعدا پشیمون می شم, خب من هم دچار دوگانه گی و اضطراب زیاد می شم....افسرده و پریشون می شم...دقیقا مثل این روزا...که ناراحتی خواستگاری که به خاطر ظاهر و تعصبی بودن و شغل مذهبی ش می خواستم رد کنم اما حالا مجبورم باهاش حرف بزنم و بعد بهانه های الکی بیارم که تو صحبتا مشکل وجود داشت و ... و عذاب وجدانی که بابت این کار دارم داره عذابم میده...و همش اضطراب جلسه ی بعدی رو دارم که چند روز آینده ست...

    همش هم فک می کنم اگه خدایی نکرده اون کسی که من بتونم انتخابش کنم هبچ وقت به خواستگاری م نیومد و نتونستم ازدواج کنم دیگه هیچ کس از اطرافیان پشت من نیستن و علاوه بر سرزنش های خودشون هر اتفاقی واسم بیافته می گن ما که گفتیم داری اشتباه می کنی...خودت گوش نکردی...حالا هم خودتی و خودت...از این تنها و بی پناه شدن در آینده خیییلی می ترسم.خیلی

    دیگه این روزا از اومدن و رفتن خواستگار حالم بهم می خوره...همیشه دوس داشتم اول خودم همسر آینده م رو بپسندم و بعد بخوام نظر خانواده رو بدونم اما الان کاملا برعکسه.... خب البته شاید دلیلش اینه که من زیااد تو اجتماع نیستم... که این روزا شدیدا پیگیر کار پیدا کردن تو محیط هایی م که با استعداد و روحیه م جور باشه نه فقط به خاطر بهتر شدن شرایط ازدواجم بلکه با این امید که محیطی پیدا کنم که مث محیط خانواده از فکرم و احساسم خیلی دور و باهاشون متضاد نباشه....

    راستش من وقتی تو فضای مجازی و تو این سایت در مورد ازدواج مطلب می خونم انگار تو یه دنیای دیگه هستم و وقتی خانواده و اطرافیان در این مورد باهام حرف می زنن تو یه دنیای دیگه...خیلی این دو دیدگاه با هم متناقض و متضاده...نمی دونم ایراد از کجاست...خیلی وقتا آرزو می کنم ای کاش منم خانواده ی امروزی داشتم که تو سن 28 سالگی هم بهم می گفتن هنوز برای ازدواج وقت داری و نگران نباش اما دقیقا برعکسه.... تو این سن یه جوری به من انرژی منفی می دن که باورم شده که دیگه دارم به سن تجرد قطعی می رسم!!!

    مطلب ناسازگاری های شناختی و راه حل اون رو تو همین سایت خوندم...انگار شرح حال من و زندگیمه...با دقت خوندم اما حل کردنش خیلی سخته....در کل شرایط خیلی سختی دارم و ابهام و ترس عجیبی نسبت به آینده دارم....


    ممنون از همه ی عزیزانی که مطالب و تایپک منو می خونن, لطفا اگر در مورد مشکلاتی که در موردش حرف زدم تو این چند نوشته ی آخرم کسانی هستن که چیزی به ذهنشون می رسه یا کمک و راهنمایی می تونن بکنن یا تجربیات مفید و مثلا مشابهی داشتن از گفتن و راهنمایی کردن دریغ نکنن.من منتظرم....ممنون
    ویرایش توسط احساسی : یکشنبه 21 آذر 95 در ساعت 22:16

  2. 2 کاربر از پست مفید احساسی تشکرکرده اند .

    ruth (جمعه 26 آذر 95), باغبان (دوشنبه 22 آذر 95)

  3. #2
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    شنبه 25 بهمن 04 [ 23:11]
    تاریخ عضویت
    1393-12-20
    نوشته ها
    3,225
    امتیاز
    98,492
    سطح
    100
    Points: 98,492, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    8,100

    تشکرشده 7,109 در 2,468 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط احساسی نمایش پست ها


    باغبان گرامی واقعا خیلی ممنونم که باز هم جواب دادید و راهنمایی کردید. راستش دیگه داشتم از اینجا ناامید می شدم...صحبتهاتون خیلی مفید بود اگرچه که فقط به یکی از مشکلات من اشاره کردید...مشکلات و سوالهای من که یکی دوتا نیست متاسفانه.....اما تو اون موردی که گفتید کمک خوبی بود.


    خواهشم میکنم - آخه چرا نا امید ؟

    توکلتون به خدا باشه

    مشخص هست که دغدغه زیاد دارید و فکرتون زیاد مشغوله ،،،،،،

    ولی خانم احساسی ،،،،،،درسته غصه ها داری ،،،،ولی بازم خدا داری


    ..............................



    به عنوان کسی که مطالعات روانشناسی این مدلی داشتم و کلی تست دادم و می تونم بگم تقریبا به خودشناسی رسیدم می دونم که من بیشتر شخصی "لمسی" هستم...
    شاید دلیل اینکه در زندگی و انتخاب همسر به احساسات و احساسی بودن طرف مقایلم اهمیت زیادی می دم هم همین باشه... البته شاید بصری بودن ترجیح دوم شخصیت من باشه.....احتمالش هست...

    .به هر حال چیزی که مسلمه اینه که من می دونم معیار زیبایی و به صورت جزئی تر معیار " خوش چهره بودن" و " متانت ظاهری و شخصیتی" برای من جزء معیارهای اصلی و غیر قابل گذشت هستن...
    ک جورایی من خودم تو ذهنم به معیارهای ظاهری هم نمره دادم و بر اساس معدل شون تصمیم می گیرم... البته تصمیمی که منفی میشه همیشه


    متن بالای شما را خوندم این جمله تون برام قابل تامل بود :
    در زندگی و انتخاب همسر به احساسات و احساسی بودن طرف مقایلم اهمیت زیادی می دم - البته شاید بصری بودن ترجیح دوم شخصیت من باشه.....احتمالش هست...


    بعد خط پایین در مورد متانت و خوش چهره بودن معیار تون صحبت کردید و فرمودید براتون مهمه !



    کدومش برای شما مهمتره :


    1) خو ش سیما بودن آقای خواستگار
    2) یه مردی که به احساسات ( شاعرانه و رمانتیک باشه - احساس همسرش را خوب بشناسه ) اهمیت زیاده بده
    3) متانت ( نوع راه رفتن - آهسته سخن گفتن - نگاه ملایم ( بعضی را آدم می بینه تو خیابون وحشت میکنه (:


    من فکر کنم الحمد الله همه ی اینها برای شما مهم هستند



    اگر شما از نظر روانشناسی و تست هایی که انجام دادید شخص لمسی باشید ،،،باید از موارد بالا دومی و سومی از بقیه بیشتر برای شما اهمیت داشته باشه !

    شاید همچنین آدمی که هر سه معیار بالا را داشته باشه در شهر شما نباشه و یا متناسب با سن شما نباشه یا .......؟

    برای همین خدمتتون گفتنم متعادل تر معیار تراز کنیم !! البته نه که معیار اصلی خودمون را رها کنیم ! بلکه شدتش را کنترل کنیم حداقل !



    ........................................



    نمی دونم قضیه مربوط به شانس میشه یا شرایط خانواده یا حکمت خدا یا فرهنگ بد جامعه ی ما

    شاید خود ما هم دخیل باشیم

    اگر ما همسران را مطابق با معیار زیبایی تراز کنیم فقط ! و خدایی نکرده یه اتفاقی یه حادثه ای یه مریضی ای باعث شد همسر ما مثل قبل نباشه - اون موقع چی ؟

    یه بنده خدایی را می شناسم میگه همسر من باید بسیار زیبا باشه - این شکلی باشه - اندامش این جوی باشه و .....

    بهش گفتم تو برو با یه مانکن ازدواج کن !


    به نظرم دلنشستن مهمه ،،،، ولی باید مراقب باشیم افراط و تفریط نکنیم .


    ..................................



    شاید هم دید من و یا چی که هشتاد درصد خواستگارها تو زیبایی معدل زیر 50 60 درصد می گیرن از من...االبته حتی وقتی درباره ی خواستگارها از خانواده می پرسم با اینکه اونا رو ظاهر حساس نیستن اونها هم در مورد بیشترشون نظرشون اینه که چهره های متوسط رو به پایین دارن! با اینکه من واقعا به گفته ی خیلی از دوستان تهرانی و هم شهری و...و اطرافیان و خواستگارها و کسایی که واسطه میشن برای معرفی دختر خشگل!! و پاک به خانواده های مذهبی برای ازدواج و... واقعا چهره ی زیبا و بالایی دارم البته واقعیت اینه که نرم افزارهای تناسب اندام به من اینطوری جواب می دن که: "شما کمی اضافه وزن دارید اما چاق نیستید"(باور کنید اصلا آدم خودشیفته و با اعتماد به سقفی نیستم. فقط دارم واقعیت رو می گم که فکر نکنید دنبال یه کسی بهتر و زیباتر از خودم هستم. مثلا اگر من کمی اضافه وزن دارم حاضرم همسر آینده م خیلی اضافه وزن داشته باشه یا حتی چاق محسوب بشه ولی زیبایی چهره ش کمی از خودم پایین تر باشه نه خیلی زیاد ) .


    چون شما خانمی هستید که ،،، احساسات و متانت برای شما مهمه - پیشنهاد میکم اگر موردی را دیدید که به خواستگاریتون اومد و نمره چهره آن برای شما مثلا 60 بود - سریع رد نکنید طرف را .

    شاید با آشنایت بیشتر و شناخت هم فهمیدید ایشون نمره احساس مثلا 90 میگیره - متانت خوبی داره

    همین باعث شما نمره 60 چهره برای شما بیشتر بشه .


    منظرم اینکه بیشتر بررسی کنید


    ............................................



    مشکل اینجاست که در فرهنگ خانواده های ایرانی خصوصا خصوصا خانواده های مذهبی_سنتی مثل خانواده ی من و تعداد زیادی از خواستگارهام این عقیده وجود داره که پسرها حق دارن دنبال دختر خیلی زیبا باشن مثلا با این استدلال که بعدا به گناه نیافتن و چشمشون به دنبال کسی نباشه اما دخترها حق ندارن ملاکی به اسم زیبایی ظاهری برای انتخاب همسر داشته باشن!!!!! و فقط باید بر مبنای ایمان و اخلاق همسر انتخاب کنن!! مثلا خواهر خودم تقریبا بر همین منوال ازدواج کرده...البته خواهرم از جهت اعتقادات و سبک زندگی با من خیلی فرق داره...


    خب من وقتی می بینم پدر و مادرم به عنوان نزدیک ترین آدمای زندگیم و تکیه گاهم و حتی خواهرهام به عنوان صمیمی ترین مشاورای زندگی م و بزرگترای فامیل که چند بار باهاشون مشورت کردم مدام منو به خاطر نپسندیدن ظاهر خواستگارها و جواب منفی دادن به خاطر ظاهر و به دل ننشستن و یا به خاطر صفتی که من بهش می گم تعصب( صفت منفی) و اونا بهش می گن ایمان خیلی زیاد(صفت خیلی مثبت و کمیاب!) سرزنش می کنن و با نگاه بد قضاوت می کنن و معتقدن بر اساس تجربه های زندگیشون من فوق العاده دارم اشتباه تصمیم می گیرم و بعدا پشیمون می شم, خب من هم دچار دوگانه گی و اضطراب زیاد می شم....افسرده و پریشون می شم...دقیقا مثل این روزا...که ناراحتی خواستگاری که به خاطر ظاهر و تعصبی بودن و شغل مذهبی ش می خواستم رد کنم اما حالا مجبورم باهاش حرف بزنم و بعد بهانه های الکی بیارم که تو صحبتا مشکل وجود داشت و ... و عذاب وجدانی که بابت این کار دارم داره عذابم میده...و همش اضطراب جلسه ی بعدی رو دارم که چند روز آینده ست...



    حق با شماست - بالاخره یه سختی هایی هست - قبول دارم

    البته پدر و مادرها هم،،، بد بچه های خودشون را نمی خوان - خوشبختی شما ،،،خوشبختی اونهاست

    شاید شما زندگی را جور دیگر معنا میکنی بر خلاف پدر و مادرتون !


    اعتقاد دارم معیار دلنشینی با معیار زیبایی فرق میکنه
    چون زیبایی یه روزی از بین شاید بره !
    ولی دلنشینی نه !

    امکان داره مثلا یه پیر مرد 80 ساله ،،هنوزم چهره اش دلنشین باشه


    .................................



    ان شالله به فرد مورد نظرتون برای ازدواج برسید

    موفق باشید

    ​
    ​​​
    ویرایش توسط باغبان : دوشنبه 22 آذر 95 در ساعت 01:27

  4. 4 کاربر از پست مفید باغبان تشکرکرده اند .

    ruth (دوشنبه 22 آذر 95), نیلوفر:-) (پنجشنبه 25 آذر 95), احساسی (دوشنبه 22 آذر 95), سرشار (یکشنبه 28 آذر 95)

  5. #3
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 24 اسفند 95 [ 22:01]
    تاریخ عضویت
    1395-9-09
    نوشته ها
    16
    امتیاز
    597
    سطح
    11
    Points: 597, Level: 11
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 3
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class500 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    30

    تشکرشده 26 در 15 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط باغبان نمایش پست ها
    ان شالله به فرد مورد نظرتون برای ازدواج برسید

    موفق باشید

    باغبان عزیز خیلی ممنونم از راهنمایی های خوبتون و صحبت هایی که مث آب روی آتش نگرانی ها و تردیدهای من هستن, اعتقاد دارم بنده های خوب خدا افرادی مثل شما هستن که بی مزد و منت به انسان های دیگه کمک می کنن نه انسان های ریاکار و ... خیلی ممنون از شما

    راستش این چند روز علاوه بر درگیری ها و ناراحتی های فکری و روحی و جریان خواستگاری و اینها متاسفانه دچار یه کسالت جسمی هم شده بودم. این شد که دوباره با تاخیر تونستم بیام اینجا....حالا که تصمیم منفی خودم رو گرفتم فکرم آزادتر شده و البته حرفهای آزاردهنده و نگرانی های پدر و مادر و اقوام بیشتر و ناراحتی من هم شدیدتر شده...به هر حال فرصتی شد که مطالبی رو که به ذهنم می رسه عرض کنم

    کدومش برای شما مهمتره :

    1) خوش سیما بودن آقای خواستگار
    2) یه مردی که به احساسات ( شاعرانه و رمانتیک باشه - احساس همسرش را خوب بشناسه ) اهمیت زیاده بده
    3) متانت ( نوع راه رفتن - آهسته سخن گفتن - نگاه ملایم ( بعضی را آدم می بینه تو خیابون وحشت میکنه (:

    من فکر کنم الحمد الله همه ی اینها برای شما مهم هستند

    اگر شما از نظر روانشناسی و تست هایی که انجام دادید شخص لمسی باشید ،،،باید از موارد بالا دومی و سومی از بقیه بیشتر برای شما اهمیت داشته باشه !

    دقیقا و کاملا همینطوره. خیلی درست و خوب تحلیل کردید. واقعا دقیقا مورد دوم و سوم برای من مهم تر از اولیه...

    شاید همچنین آدمی که هر سه معیار بالا را داشته باشه در شهر شما نباشه و یا متناسب با سن شما نباشه یا .......؟

    احتمالا هم همینطوره متاسفانه....


    برای همین خدمتتون گفتنم متعادل تر معیار تراز کنیم !! البته نه که معیار اصلی خودمون را رها کنیم ! بلکه شدتش را کنترل کنیم حداقل !


    کاملا قبول دارم و ممنون از راهنمایی تون

    شاید خود ما هم دخیل باشیم

    اگر ما همسران را مطابق با معیار زیبایی تراز کنیم فقط ! و خدایی نکرده یه اتفاقی یه حادثه ای یه مریضی ای باعث شد همسر ما مثل قبل نباشه - اون موقع چی ؟

    یه بنده خدایی را می شناسم میگه همسر من باید بسیار زیبا باشه - این شکلی باشه - اندامش این جوی باشه و .....

    بهش گفتم تو برو با یه مانکن ازدواج کن !


    به نظرم دلنشستن مهمه ،،،، ولی باید مراقب باشیم افراط و تفریط نکنیم .


    چون شما خانمی هستید که ،،، احساسات و متانت برای شما مهمه - پیشنهاد میکم اگر موردی را دیدید که به خواستگاریتون اومد و نمره چهره آن برای شما مثلا 60 بود - سریع رد نکنید طرف را .

    شاید با آشنایت بیشتر و شناخت هم فهمیدید ایشون نمره احساس مثلا 90 میگیره - متانت خوبی داره

    همین باعث شما نمره 60 چهره برای شما بیشتر بشه .


    منظرم اینکه بیشتر بررسی کنید

    اینکه معیار اصلی نباید زیبایی باشه که خب کاملا مشخص و منطقیه... مشکلی که در مورد من وجود داره اینه که با اینکه قبول دارم در مورد به دل نشستن نباید افراط و تفریط کرد اما نمی دونم چرا واقعا به بیشتر مردها حس خوبی ندارم و اصلا نمی تونم به دید همسر بهشون نگاه کنم حتی اگه اخلاق و صفات خوبی داشته باشن...نمی دونم این چه مشکلیه و ریشه ش چیه و باید چی کار کرد....خیلی اذیت می شم از این موضوع چه از طرف خودم چه از طرف خانواده که اصلا درک نمی کنن و ....البته گاهی که خوب فکر می کنم به این نتیجه می رسم که اگر واقعا کسی پیدا بشه که واقعا با احساس و شاعرانه و رمانتیک( احساسی نه به معنای هیجانی و برونگرا بودن, به معنای شاعرانه گی) و در عین حال متین و مبادی آداب باشه فکر نمی کنم دیگه اصلا چهره و ظاهرش خیلی برای من مهم باشه و احتمال زیاد کاملا به دلم می شینه ولی متاسفانه هنوز به چنین موردی برخورد نکردم...شاید دلیل اینکه تا به حال کسی به دلم نبوده هم همینه..البته مادرم معتقده که همچین مردی اصلا وجود نداره و من دارم اشتباه می کنم که منتظر چنین شرایطیم و بعدا پشیمون میشم و ....!!!....به هر حال راهنمایی خیلی مفیدی بود...به این فکرم مطمئن تر شدم....حتما از این به بعد بدون صحبت کردن و بررسی بیشتر به خاطر ظاهر جواب منفی نمی دم.ممنون

    حق با شماست - بالاخره یه سختی هایی هست - قبول دارم

    البته پدر و مادرها هم،،، بد بچه های خودشون را نمی خوان - خوشبختی شما ،،،خوشبختی اونهاست

    شاید شما زندگی را جور دیگر معنا میکنی بر خلاف پدر و مادرتون !


    در این مورد هم دقیقا درست می فرمایید. پدر و مادر من خیلی با محبت و دلسوز من هستن اما متاسفانه سطح فکری و اطلاعات و معیارها و تعریف شون از زندگی زمین تا آسمون با من فرق داره و همیشه حق رو به خودشون می دن و این خیلی برای من آزاردهنده ست....مادرم مدام می گه اگه کسی بخواد اینطور که تو می گی علمی و منطقیه ازدواج کنه هیچ وقت نمی تونه ازدواج کنه!


    اعتقاد دارم معیار دلنشینی با معیار زیبایی فرق میکنه
    چون زیبایی یه روزی از بین شاید بره !
    ولی دلنشینی نه !

    امکان داره مثلا یه پیر مرد 80 ساله ،،هنوزم چهره اش دلنشین باشه


    .................................



    ان شالله به فرد مورد نظرتون برای ازدواج برسید

    موفق باشید


    از نظرات خیلی مفید و صحیح تون خیلی استفاده کردم و خیلی ممنون.
    سلامت باشید. ممنون از شما

    هم چنان خوشحال میشم از نظرات و راهنمایی های بیشتر دوستان عزیز استفاده کنم
    ویرایش توسط احساسی : پنجشنبه 25 آذر 95 در ساعت 15:22

  6. 4 کاربر از پست مفید احساسی تشکرکرده اند .

    ruth (جمعه 26 آذر 95), باغبان (پنجشنبه 25 آذر 95), سرشار (یکشنبه 28 آذر 95), عشق آفرین (شنبه 27 آذر 95)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آیا من مقصرم یا اون؟؟؟
    توسط bluee در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: جمعه 08 مرداد 95, 17:41
  2. امیدم به زندگی کم شده ( چرا من ؟؟؟ کمکم کنید)
    توسط ab96 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: پنجشنبه 05 شهریور 94, 13:47
  3. به اين احساس اوليه اعتماد كنم؟؟؟ ... به نظرتون من زود قضاوت ميكنم؟؟؟
    توسط rama25 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 33
    آخرين نوشته: یکشنبه 19 شهریور 91, 09:00
  4. چطور بهش بگم ؟؟؟
    توسط amir_irani در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 16
    آخرين نوشته: دوشنبه 13 دی 89, 19:33
  5. با شوهر بچه ننه ام چه کنم؟؟؟
    توسط sara62 در انجمن اختلاف و دعوا با خانواده همسر
    پاسخ ها: 30
    آخرين نوشته: شنبه 10 مهر 89, 12:08

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 20:39 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.