شما مهریه ندارین؟من این مورد رو دقیقا متوجه نشدم اگر ممکنه لطفا درموردش توضیح دقیق بدین
اینکه شما با مردی با این اختلاف سنی ازدواج کردین و بخاطر مشکل هورمنی ایشون روابط زناشویی ندارین و تونستین با این موضوع کنار بیاین و مشکل فعلیتون که بچه دار شدنه,همه فقط و فقط به خودتون بستگی داره که از زندگی مشترک چی میخواین؟
احساس خوشبختی هیچ معیار مشخصی نداره.به تفاوت سنی زیاد نسیت به بچه نداشتن ربطی نداره...
خوشبختی برای هر کسی یک جور تعریف شده
این مهمه که شما چه حسی به زندگی فعلیتون دارین و الان خوشبختین یا نه.
میدونم که ممکنه خیلی زیاد دلتون بچه بخواد ولی هدف شما از ازدواج با همسرتون در درجه اول بچه دار شدن بوده؟یعنی الان که همسرتون مشکل دارن و بچه دار نشدنشون هم دست خودشون نیست شما بین بچه و همسرتون کدوم رو انتخاب میکنید؟من جای شما بودم همسرم رو.
دوم اینکه همسرتون خانواده شما رو تحقیر میکنن.همسرتون اخلاقای بد دیگه ای هم دارن یا نه خوبیهاشون اونقدری زیاد هست که بشه با سیاست این موضوع رو هم حل کرد.
دیگه چه مشکلاتی با همسرتون دارید؟
من فکر نمیکنم طلاق راه مناسبی باشه.
خاله من دقیقا با سن شما با مردی همسن همسر شما ازدواج کردن.همسر خاله بنده هم دو پسر بزرگ متاهل و یک نوه دارن و همسر سابقشون رو بخاطر سکته قلبی از دست دادن.
همسر خاله من هم بخاطر سنشون بعد از کلی تلاش دیگه توانایی بچه دار شدن ندارن.
بخاطر تفاوت سنی و خانواده همسر خاله م و بچه دار نشدن و .... مشکلات خیلی زیادی داشتن اونقدری که خاله بنده چندین بار با چمدان برگشتن خونه پدری و قصد جدایی داشتن که بعد از مدتی همسرشون رو با تمام ایراداتشون به جدایی ترجیح دادن و به این نتیجه رسیدن که همه زندگی ها مشکل داره همه روابط مشکل دارن ولی اصل زندگی چیز دیگه ای هست و خودشون رو وفق دادن که با مردی با این شرایط ازدواج کردن و اگر به همسرشون علاقه دارن باید خودشون رو با شرایط زندگیشون وفق بدن.
ایشون اگاه شدن که وقتی قبول کردن با همچین مردی ازدواج کنن باید مشکلات خاص این انتخاب رو هم بپذیرن.
بجای زوم کردن روی این نقاط ضعف و مشکل زا وقت و انرژیشون رو صرف فعالیت های مشترکی کردن که هردو بهش علاقه مند هستند و خوشبختیشون رو به بچه دار شدن محدود نکردن.
همسر خاله بنده هم مثل همسر شما مطمعنا اخلاقای خوب هم دارن.الان 8سال از ازدواجشون میگذره.
اینجور ازدواج ها یکسری مشکلات خاص بدنبال دارند.مثلا شوهر خاله من بخاطر سنشون همیشه توقع احترام خیلی زیاد از طرف همه رو دارن که سر این موضوع هم بارها به مشکل خوردن.
ولی به این زندگی زمان دادن که یکسری مسائل خودبه خود جا بیوفته با گذر زمان و یکسری مسائل رو با فکرشون حل کردن.
بد نیست اگر گاهی یک نفر گذشت بیشتری داشته باشه و طرف مقابل رو بیشتر درک کنه.
معذرت میخوام که طولانی شد








علاقه مندی ها (Bookmarks)