به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 17 از 20 نخستنخست ... 7891011121314151617181920 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 161 تا 170 , از مجموع 191

موضوع: مخالفت

  1. #161
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 26 آبان 88 [ 12:54]
    تاریخ عضویت
    1387-6-07
    نوشته ها
    176
    امتیاز
    4,197
    سطح
    41
    Points: 4,197, Level: 41
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 153
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    32

    تشکرشده 33 در 15 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: مخالفت

    سلام نیلوفر جان ممنون از راهنماییت تو تاپیک خودم

    الهی اومدم اینجا چون گفتی منتظری دل پدرش نرم بشه اره

    الهی خدا کنه
    برات ارزو میکنم

    مراقب خودت باش

    ممنون از نظراتت

  2. #162
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    سه شنبه 04 اسفند 94 [ 11:19]
    تاریخ عضویت
    1387-7-01
    نوشته ها
    1,949
    امتیاز
    22,799
    سطح
    93
    Points: 22,799, Level: 93
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 551
    Overall activity: 6.0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,205

    تشکرشده 4,460 در 1,179 پست

    Rep Power
    212
    Array

    RE: مخالفت

    سلام نیلوفر جان. شاید منظور دوست شما از حرفش این باشه که دیگه خسته شده و توان درگیری و مقابله با خانواده را ندارد(البته فعلا). شاید خستگی باعث شده همه چیز رو به دست زمان بسپاره..درسته که زمان همه چیزو حل می کنه ولی امکان داره فاصله هارو هم زیاد کنه.

  3. #163
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 06 تیر 88 [ 19:28]
    تاریخ عضویت
    1387-6-02
    نوشته ها
    351
    امتیاز
    5,579
    سطح
    48
    Points: 5,579, Level: 48
    Level completed: 15%, Points required for next Level: 171
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    36

    تشکرشده 40 در 24 پست

    Rep Power
    53
    Array

    RE: مخالفت

    گل گفتی نقاب عزیز >>> (درسته که زمان همه چیزو حل می کنه ولی امکان داره فاصله هارو هم زیاد کنه.).

    خسته آره درست گفتی.
    چمیدونم.......

    دوستان جای من باشید چه میکنید؟

  4. #164
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 04 آذر 87 [ 10:03]
    تاریخ عضویت
    1387-7-18
    نوشته ها
    139
    امتیاز
    4,268
    سطح
    41
    Points: 4,268, Level: 41
    Level completed: 59%, Points required for next Level: 82
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    4

    تشکرشده 6 در 4 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: مخالفت

    سلام دوست عزيزم
    مرسي از اينكه سراغ مارو گرفتي!!! خوب نبودم ديگه اگرنه جواب تو همدرد خوبمو زودتر از اين مي دادم منم با نظر نقاب موافقم ولي منم ديگه نميدونم اگه جاي تو بودم چيكار ميكردم آخه شرايط تو خيلي با من فرق داره تازگيا با خودش حرف زدي ؟نميخواد كوتاه بيادو با پدرش دوباره صحبت كنه
    الان ديگه بچه نيست كه با قطع رابطه با خانوادش به خواستش برسه و خانوادش كوتاه بيان بايد بره حرف بزنه و قانعشون كنه پدر و مادري هر چقدر هم روي حرف خودشون پا فشاري كنن بالاخره كوتاه ميان كه حداقل تو وخانوادتو بشناسن بعد تصميم بگيرن نيلوفر خانم نميدونم الان شرايط روحيش طوري هست كه بتوني اين حرفارو يه جوري بهش بگي به نظر من غروري كه دوست تو داره مانع حرف زدن ميشه الان كه ديگه چيزي از خواستش با خانوادش مطرح نميكنه فكر ميكنند منصرف شده بهش بگو اينكه جلوي خانوادت البته با احترام به خاطر كسي كه دوستش داري وايسي و ممكنه چيزي هم بهت بگن شكستن غرورت نيست چيزي ازت كم نميشه ديگه نميدونم چي بگم هر اتفاقي افتاد ما رو هم در جريان بذار چاره كار شما صبر صحبت كردن با مشاور (حداقل اگه اون نمياد خودت برو ببين با اين جور خانواده ها بايد چه جوري برخورد كرد ) و........
    هستش دوست عزيزم توكل به خدا
    موفق باشي

  5. #165
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    سه شنبه 04 اسفند 94 [ 11:19]
    تاریخ عضویت
    1387-7-01
    نوشته ها
    1,949
    امتیاز
    22,799
    سطح
    93
    Points: 22,799, Level: 93
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 551
    Overall activity: 6.0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,205

    تشکرشده 4,460 در 1,179 پست

    Rep Power
    212
    Array

    RE: مخالفت

    سلام نیلوفر انشاالله که خوبی. نیلوفر "مریم" حرف خوبی زد برو پیش مشاور. و تمام ماجرا رو براش تعریف کن و اگه روان شناس لازم دونست از دوست پسرت هم دعوت می کنه تا حرف های اونو هم بشنوه. نیلوفر گاهی وقتا آدما حرف هایی دارن که نمی تونن به عشقشون بزنن اما اگه یه نفر باشه مثل روان شناس که همه بهش اعتماد دارن هم شما می تونید راحت حرف دلتونو به اون بزنید وهم دوست پسر شما. شما برید پیش روان شناس ضرر دیدی از من . امیدوارم همیشه شاد باشی دوست عزیزم. اگه من جای شما بودم می رفتم پیش روان شناس

  6. #166
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 06 تیر 88 [ 19:28]
    تاریخ عضویت
    1387-6-02
    نوشته ها
    351
    امتیاز
    5,579
    سطح
    48
    Points: 5,579, Level: 48
    Level completed: 15%, Points required for next Level: 171
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    36

    تشکرشده 40 در 24 پست

    Rep Power
    53
    Array

    RE: مخالفت

    سلام دوستان من
    مریم جان .نقاب عزیز حرف شما رو قبول دارم.ممنون.
    دوستان چند روز پیش باهاش حرف زدم.از این زندگیه یکنواخت خسته شده.گفت:دلش یه تغییر بزرگ تو زندگی میخواد.منم یه کم باهاش حرف زدم.گفتم فرمونو میدم دست خودت.

    دوستان من با خودش حرف زدم ولی دقیقا مثل حرف نقاب >>خستگی.
    منم بهش گفتم از این وضع خسته نشدی؟اذیت نمیشی؟گفت چرا.

    من دوباره بهش گفتم که من دیگه کاری نمیتونم بکنم نوبت تو که باید کاری بکنی(حداقل از طریق برادر یا خواهرت).
    تا کی میخوای وضعیت همینطوری بمونه.گفت :نمیدونم........... .گفتم :منتظری بابات کاری بکنه.گفت :نه.
    میدونید: نگران جارو جنجالایی که پیش میاده.
    آخه تا کی؟
    ومن دوباره این حرفو زدم:تویی که الان میتونی کاری بکنی نه هیچکس دیگه ای.
    تازه دلش نمیخواد همدیگرو ببینیم نگران دلتنگیای بعدشه.منم گفتم ما تا اینجا احساسمو کنترل کردم پس میتونیم همو ببینیم ما که بچه نیستیم.

    آخرش که چی دوستان؟

    کاشکی پدرا ومادرا هم میومدن تو این سایتای مشاوره میدیدن که چه مشکلاتی برای بچه هاشون بوجود میارن و خودشون دارن زندگیه عادیه خودشونو میکنن(البته عده ای از اونا).(عده ای هم از داخل خودشونو میخورن بخاطر غرورشون.)

  7. #167
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 06 تیر 88 [ 19:28]
    تاریخ عضویت
    1387-6-02
    نوشته ها
    351
    امتیاز
    5,579
    سطح
    48
    Points: 5,579, Level: 48
    Level completed: 15%, Points required for next Level: 171
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    36

    تشکرشده 40 در 24 پست

    Rep Power
    53
    Array

    RE: مخالفت

    چرا پسرها نمیخوان یا نمیتونن با پدراشون حرف بزنند(در این موارد)؟

    جواب من اینه که: نمیخواد حریم و حرمت از بین بره ولی کجاست این خانواده ای که این رو بفهمه.
    جواب یکی از دوستام با همین مشکل:بخاطر این که میخواد از نظر مالی قوی بکنه خودشو بعد بره به باباش بگه.

    جواب شما چیه به این سوال؟
    خوشحال میشم پسرا هم جواب بدن.

    پسری که میدونه با یه دختر از هر لحاظ همفکره و به درد هم میخورن ،چرا نمیره که با باباش حرف بزنه؟چی جلوی دستو پاشو میگیره؟

  8. #168
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    سه شنبه 04 اسفند 94 [ 11:19]
    تاریخ عضویت
    1387-7-01
    نوشته ها
    1,949
    امتیاز
    22,799
    سطح
    93
    Points: 22,799, Level: 93
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 551
    Overall activity: 6.0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,205

    تشکرشده 4,460 در 1,179 پست

    Rep Power
    212
    Array

    RE: مخالفت

    نیلوفر دوست عزیزم دلیل اینکه ما پسرا نمی تونیم با پدر خود حرف بزنیم فقط مربوط به این میشه که ما هنوز پدران خود را نشناخته ایم و از این می ترسیم که پدر ما در موردمان فکر های ناجوری بکند اما اطمینان میدهم که پدران ما از همه ماجراها و مشکلات ما آگاهن و درک می کنند درد پسرشان چیست ولی هیچ وقت به روی خود نمی آورند و فرصت را به ما میدهند و به نظاره می نشینند تا ببینند پسرش چکار می کند . این ما هستیم که فکر می کنیم پدر که ما را از خود بیشتر دوست دارد هیچ اطلاعی از وضیت ما ندارد. چرا تا حالا نشده بریم مثل تو تا دوست با هم حرف بزنیم چون فکر می کنیم اونا یک نسل از ما عقب ترن آره درسته که طرز فکر اونا با طرز فکر ما فرق داره ولی دلشون چی دلشون هم فرق داره. تقصیر خود ماست وقتی هم باهاشون حرف می زنیم و با ما مخالفت می کنند زودی جوش می یاریم . باید با حفظ احترام پدر با او صحبت کنیم از او تشکر کنیم برای مخالفتش . حالا می پرسید چرا تشکر چون به فکر ماست که مخالفت می کنه وگرنه اصلا براش مهم نبود. پس اول تشکر کنیم و بگوییم که در این مدت متوجه تلاش های او نسبت به زندگیمان بوده ایم و الان می خواهیم با رضایت و موافقت آنها دست به انتخاب فرد مورد علاقه خود باشیم. از او بپرسیم دلیل مخالفتش چیست و متقابلا ما هم دلیل موافقت خود را بگوییم . دردودل.... بخدا هیچ چیز مثل دردودل نمی تونه ما رو به پدرمون نزدیک کنه. این غرور مسخره رو بشکنیم اگه با پدر دردودل کردیم و در مقابلش گریه کردیم پدر شما نمی گه مرد باش گریه مال زناست بلکه خوشحال هم میشه خوشحال میشه که پسرش به پدرش ایمان داره. یه بار امتحان کنید پدرتونو ببوسید ازش تشکر کنید بگیید چقدر دوستش دارید.

  9. #169
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 06 تیر 88 [ 19:28]
    تاریخ عضویت
    1387-6-02
    نوشته ها
    351
    امتیاز
    5,579
    سطح
    48
    Points: 5,579, Level: 48
    Level completed: 15%, Points required for next Level: 171
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    36

    تشکرشده 40 در 24 پست

    Rep Power
    53
    Array

    RE: مخالفت

    ممنون نقاب عزیز.
    رو راست و واضح همه چیز رو گفتی.چقدر خوب.
    حرفات خیلی تکونم داد.
    کاشکی اونم میومد تو این سایت نظر شما رو میخوند و یه تکونی میخورد.

    دوستان خوشحال میشم نظرات شما رو هم بدونم.
    منتظرم.

  10. #170
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 06 تیر 88 [ 19:28]
    تاریخ عضویت
    1387-6-02
    نوشته ها
    351
    امتیاز
    5,579
    سطح
    48
    Points: 5,579, Level: 48
    Level completed: 15%, Points required for next Level: 171
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    36

    تشکرشده 40 در 24 پست

    Rep Power
    53
    Array

    RE: مخالفت

    کاشکی پدرا ومادرا هم میومدن تو این سایتای مشاوره میدیدن که چه مشکلاتی برای بچه هاشون بوجود میارن و خودشون دارن زندگیه عادیه خودشونو میکنن(البته عده ای از اونا).(عده ای هم از داخل خودشونو میخورن بخاطر غرورشون.)



    چرا پسرها نمیخوان یا نمیتونن با پدراشون حرف بزنند(در این موارد)؟

    جواب من اینه که: نمیخواد حریم و حرمت از بین بره ولی کجاست این خانواده ای که این رو بفهمه.
    جواب یکی از دوستام با همین مشکل:بخاطر این که میخواد از نظر مالی قوی بکنه خودشو بعد بره به باباش بگه.

    جواب شما چیه به این سوال؟
    خوشحال میشم پسرا هم جواب بدن.

    پسری که میدونه با یه دختر از هر لحاظ همفکره و به درد هم میخورن ،چرا نمیره که با باباش حرف بزنه؟چی جلوی دستو پاشو میگیره؟


 
صفحه 17 از 20 نخستنخست ... 7891011121314151617181920 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 14:19 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.