به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 113

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 17 شهریور 00 [ 16:19]
    تاریخ عضویت
    1394-6-10
    نوشته ها
    262
    امتیاز
    9,650
    سطح
    65
    Points: 9,650, Level: 65
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 400
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    431

    تشکرشده 376 در 164 پست

    Rep Power
    56
    Array
    حنا جان معلومه که به یادتم.
    اول بهت افتخار میکنم که برای خودت ارش قائل شدی
    بعد باید بهت بگم که من کاملا درکت میکنم برای حس و حالت.خیلیا تو این تالار هستن که این روزای شمارو گذروندن.بقیه هم کم و بیش تجربه شو دارن.ادم وقتی از دوست دختر یا پسرش هم جدا شه این حالا رو داره.
    برای ادم متاهل بدتره چون اطرافیانش همه چیزو میدونن.توی شناسنامه ش ثبت میشه و روی گذشته و اینده ش تاثیر داره.
    البته شما خوش شانس بودین که دوشیزه هستین و بهتون شناسنامه سفید میدن.
    حنا تحمل کن که بعد از یک ماه میوفتی روی قلتک.بعد اروم میشی اونقدر اعتماد به نفس میگیری و از خواب بیدار میشی که دیگه نمیخوای به قبل برگردی.
    تو خونه کمتر با مادرت صحبت کن که بحث کمتری بووجود بیاد ولی اگر بحثی هم بوجود اومد خونسرد باش و اینو بدون خونه مادرت از هر جایی بهتره مخصوصا خونه اون مرد که یه جهنمه.که نابودت میکنه.
    ولی اگر جات بودم با مادرم صحبت میکردم مادر و پدر هرچی باشن اینجور وقتا یه دلگرمین ادم حس میکنه بی کس نیست لااقل یه خونه داره که بی هیچ منتی توش جا داره.با مادرت صحبت کن اما راجع به چیزای خوب.
    میدونم اینا دل و دماغ میخواد اما حنا یه قسمتیش سخته و اون اولشه که بالاخره باید یکمی رو بهت سخت بگذره تا رو پای خودت بایستی و بیوفتی روی قلتک.با مادرت کیک درست کن.فیلم ببین.اهنگای غمگین گوش نکن.یه گلدون بخر و بذار توی اتاقت و بهش برس.باهاش حرف بزن.اتاقتو بریز بیرون و مرتب کن.
    به محمد هم دیگه فکر نکن نه به خودش نه مادرش
    قراره ازون ادم و فضا دور شی نه اینکه با فکرت بیاریشون توی اتاقت
    اینو بدون که اون نه بهت فکر میکنه نه براش مهمی و الان داره خوش میگذرونه
    اونم از پدر و مادرش.اصلا دیگه وقتی پدرو مادرشو دیدی نباید امیدی داشته باشی چون این اقا رو همون پدر و مادر پرورش دادن.
    حنا مواظب خودت باش گفتنی زیاد دارم خیلی دوست داشتم از یه طریقی باهات در تماس بودم و پیگیر.
    برات ارزوی موفقیت میکنم و منتظر خبرای خوبم.
    حنای قوی و زیبای من

  2. 2 کاربر از پست مفید ZENDEGIBEHTAR تشکرکرده اند .

    donya. (یکشنبه 23 آبان 95), بارن (شنبه 22 آبان 95)

  3. #2
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 12 مهر 98 [ 23:18]
    تاریخ عضویت
    1394-1-17
    نوشته ها
    172
    امتیاز
    7,231
    سطح
    56
    Points: 7,231, Level: 56
    Level completed: 41%, Points required for next Level: 119
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    411

    تشکرشده 310 در 114 پست

    Rep Power
    44
    Array
    سلام حنا جان. آفرین به تو .تصمیم سختی رو گرفتی. ببین حال و احوال این روزات طبیعیه اصلا نگران نباش.ولی مبادا از ترس حال بدتر بگی ولش کن تحملش میکنم.نه... اصلا سراغ اون آدمو دیگه نگیر.
    خداروشکر که رفتار مامانت باهات اکی شده و پدر مهربونی هم که داری.این یعنی حمایت خانواده که دنبالش بودی.... از دستش نده و تازه باید قویترش بکنی.ارتباطتتو با خدا بیشتر کن.الان بهترین موقعیته.اگر میتونه با خانواده سفر بری که عالیه ولی اگر با جمع دوستان صمیمیت(اگر میشه) و گرنه تنهایی یه سفر بری که خودتو خالی کنی عالیه.در اینجور مواقع سفر تفریحی خوبه ولی سفر زیارتی یه چیز دیگه است.یه آرام بخش قویه بر تمام حالات روحی گوناگونی که ممکنه تجربه کنی.خودتو بسپار دست خدا تا آروم بشی.مشهد مقدس و امام رضا خیلی خوبه.بهش فکر کن.اگر میبینی جمع فامیلی الان اذیت میکنه ازش دوری کن.لازم نیس شما حتما حضور داشته باشی. برو بیرون بذار یه هوایی بخوری وقتی مهمون دارین.خانوادت درکت میکنن.کم کم اوضاع برات ع
    عادی تر میشه و برخورد با فامیل دل نشین تر
    زودترم تکلیفتو روشن کن چون بلاتکلیفی از همه بدتره.اون آقا خبر داره تصمیمت جداییه؟ برای طلاق چیکار کردی؟ حتما دنبال یه وکیل خوب باش تا تو مراحل جدایی که اغلب خسته کننده است مستقیم وارد نشی.
    ان شاا... بهترین ها برات اتفاق بیفته.ما هممون برات دعا میکنیم دوست عزیز

  4. کاربر روبرو از پست مفید donya. تشکرکرده است .

    آبی آسمونی (جمعه 05 آذر 95)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. بی اعتمادی به شوهر
    توسط sayeh_m در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: سه شنبه 30 آبان 91, 11:47
  2. چه طور دوباره اعتماد کنم؟
    توسط a.a در انجمن تعدد زوجات، چند همسری، صیغه موقت
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: یکشنبه 07 آبان 91, 14:43
  3. چگونه به همسرتان اعتماد کنید
    توسط eghlima در انجمن شوهران و زنان از یکدیگر چه انتظاراتی دارند
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه 31 تیر 91, 13:58
  4. بي اعتمادي و بدبيني نسبت به ديگران (شناخت، اعتماد)
    توسط parse در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: پنجشنبه 29 مهر 89, 19:16

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 12:18 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.