حنا اگر یادت باشه من از اول تاپیکت پیگیر بودم و هستم.
ولی خدا شاهده دارم مثل دوستانی میشم که میگفتن این تاپیک دروغه
الانم اصلا دهنم باز نمیشه که حرفی بزنم اخه اصلا حرفی برای گفتن نمونده چیزی نمونده که جدید باشه.فقط داری مارو حرص میدی و نگران اینم که منیکه اینقدر برات حرص خوردم اینقدر فکر کردم اینقدر غصه تو خوردم مبادا خدایی نکرده همش الکیه.
فقط میخوام ببینم اخر چی میشه.
امیدوارم پیام بعدی که میذاری فقط راجع به این باشه که داری یه کار جدید در جهت نجات دادن خودت میکنی.یه حرکت مثبت
اون مرد و پدر و مادرش ارزش اینو ندارن که یه لحظه براشون وقت بذارین.هیچ چیز هیچکدومشون نباید دیگه برات مهم باشه.حرفا و رفتارای مادر شوهرت منو یاد مادر شوهر خودم میندازه که هر لحظه با خوندن مطالبت نفرتم نسبت به مادرشوهرتو مادر شوهرم بیشتر میشد.متاسفم که امثال منو شما مجبوریم همچین ادمای حقیری رو کنارمون حس کنیم








علاقه مندی ها (Bookmarks)