ستاره زیبا واقعا ممنونم که بهم جواب دادی. الان چند روز از این ماجرا میگذره و من هنوز حالم خوب نشده با اینکه همسرم سعی کرده غیرمستقیم جبران کنه. منو دعوت کرد بیرون و...
نقل قول نوشته اصلی توسط ستاره زیبا نمایش پست ها
سلام عزیزم متاسفم اما شما بیش از حد حساسی و این طبیعیه چون هنوز وارد زندگی واقعی نشدی و کمی ایده ال نگری دختر خوب من از تجربه و مطالعاتم دز سایت میگم اصلا به هیچ عنوان ایده ال نگر وارد زندگی نشو چون بسیار ضرر خاهی کرد اوایل نامزدی افراد سعی میکنن خیلی مودب و محترمانه رفتار کنن اما با گذشت زمان احساس صمیمیت کرده و خود واقعیشون لو نشون میدن خشمها و احساسات واقعیشون رو
پس اینکه میگی با همسرم تو نامزدی گفتم دیگه ناراحت نشو اصلا فکر درصتی نیست که با این حرف دیگه ایشون میشن همون که شما میخای افراد در خانوادهاو فرهنگهای مختلفی حدود 25_30سال زندگی کردن و شخصیتشون شکل گرفته نمیشه با یه بار دوبار تغییر کنند در ضمن در زندگی با گذشت زمان مشکلات هست سختیها عصبانیتها پس انتظار نداشته باش همسرت همیشه همین ادم اتو کشیده باشه
شماهم احساست نسبت بهخونوادت در مورد اینکه اگه ایشون از اونها ناراحت بشه و شمااحساس خیانت به خونواده بکنی کاملااااااا اشتباهه
هر فردی حق داره از چیزی ناراحت بشه که برای مااصلا ناراحت کننده نیست
اونها پدر مادر شما هستن و حرفشون مثل عسل برا شماست اما برا ایشون نه
کمی از حساسیتهات کم کن چون اگر این روند رو ادامه بدی ایشون به خونوادت حساس تر و بدبینتر و احساس خفگی بیشتری بهش دست میده
اگه ازین بهبعد ناراحت شد از حرفی که از نظر شما اصلا بد نبود شمااصلاااا بروت نیار که متوجه شدی همسرت ناراحت شده و اگر ایشون به شما گفت ناراحت شدم بگو عزیزم درکت میکنم اما فرهنگها متفاوت هست ومن اصلا بهت خرده نمیگیرم که چرا ناراحت شدی
یادت باشه هم خودت و هم همسرت هرگززززززززندگیتون رو بخاطر نفر سوم خراب نکنید
درضمن شما با این علاقه شدیدبه خونوادت باعثمیشیروز به روز همسرت رو از خودت دورتر کنی چرا که اگر مرد فقط حس کنه در الویت دوم برا همسرش هست از اون الویت اول متنفر خاهد شد پس همسرت رو بذار الویت اول بعد خانواده
من قبول دارم که حساس هستم وخواهشمندم اگه راهکاری برای بهبود و تعدیل رفتارم میدونین بهم بگین. اما انتظار ندارم همسرم رو تغییر بدم فقط خواستم اینه که نگه فلانی سبک رفتار کرد!!! خب اون ادم از نظر من شبک نیست فقط برون گراست! و همسر من درون گرا و این رو اصلا نمیفهمه! که رفتارها به معنی بد بودن نیست. اون هم رفتاری که در زندگی ما تاثیر نداره میگه میترسم تو هم تکرارش کنی. من نمیگم مهر تایید به همه اعضای خانوادم بزنه اما اگه چیزی رو میخواد به من بگه تو این جور نباش. اینو بهش گفتم و میگه سعی میکنم یاد بگیرم اما این اولین بار بعد از دوسال اشناییمون هست که چند روزه نمیتونم حس قبلیمو داشته باشم. من قبلا اشتباهات بزرگترشو بخشیدم نمیدونم چرا الان این جوریم!
واقعا ممنون از رهنمایی هایت. حرفتون درسته اما احساس دلشکستگی شدیدی دارم واین باعث شده نتونم خودمو بعد این ماجرا دوباره بازسازی کنم.
خب اینکه اتفاقی افتاده که من برای اینکه خانوادم بدشون نیاد بهشون نگفتم ازارم میده. همیشه سعی کردم اول طرف همسرمو بگیرم و هنوزم همین کارو میکنم و اونو میگذارم الویت اول اما حالم از خودم بده! اینکه چیزی رو نمیتونم بهشون بگم چون ناراحتشون میکنه و باید همچنان از همسرم با روی باز استقبال کنم. تلاش های خانوادمو برای خوشحالیش میبینم و وقتی حرفش که بد هم نبود اما یادم میاد داغون میشم.
شما کفتین بهش بگم که عزیزم درکت میکنم اما فرهنگ ها متفاوته چشم حتما با این روند جواب میدم اما اگه گفت میخوام کمتر برم و بیام چی؟ اینو چی بگم؟ اصلا بهش بگم این چند روز چه حالی دارم یا نه؟
واقعا ممنون که اومدیو نظر دادی. کاش همه دوستان نظر میدادن چون هر جمله ای که در کامنت شما خوندم انگار ازخواهرم شنیدم و ارومم میکنه.