آقا پژمان من از اعضای نسبتا جدید سایت هستم و از طریق خوندن تاپیک های قبلی تون در جریان مشکلات شما و همسرتون قرار گرفتم
من به طور کلی خیلی به نفع خانم ها نظر می دم ولی در مورد شما و همسرتون به طرز واضحی رجوع اشتباهه. من با شیدا جان موافقم که حتی فرزندتون هم نیازی به مادری مثل ایشون نداره.
شما به عنوان والد پسرتون باید تصمیم عاقلانه و نه احساسی بگیرید. پسرتون از لحاظ سنی به بلوغ عقلی لازم برای تصمیم گیری نرسیده و واکنش ها و تصمیم هاش هیچ بار قانونی و ... نداره. بی تابی که برای مادرش می کنه طبیعیه ولی تربیت مادرش با توجه به توصیفاتی که شما نوشته بودید و واکنش های همسر سابقتون در تاپیک هاشون شخصیتش رو ویران می کنه.
در واقع من بعد از خوندن تاپیک های شما دو نفر به این نتیجه رسیدم که یا همسر سابفتون 14-15 ساله هستند یا اینکه دچار مشکل شخصیتی جدی اند. چرا؟ چون ایشون توان همدلی رو در ساده ترین حد خودش نداره. ایشون به هیچ وجه متوجه احساسات شما و نقطه نظر شما نبودند. این اصلا طبیعی نیست. اگر این حدس من در مورد ایشون درست باشه هم شما و هم پسرتون از معاشرت با ایشون آسیب جدی روانی می بینید.
به هر حال به نظر من احساسی تصمیم نگیرید. می دونم در موقعیت بسیار دشواری قرار گرفتید و کمکی هم ندارید ولی تصمیم احساسی در این شرایط قطعا پشیمونی به همراه داره.








علاقه مندی ها (Bookmarks)