به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 59

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 17 شهریور 00 [ 16:19]
    تاریخ عضویت
    1394-6-10
    نوشته ها
    262
    امتیاز
    9,650
    سطح
    65
    Points: 9,650, Level: 65
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 400
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    431

    تشکرشده 376 در 164 پست

    Rep Power
    56
    Array
    متاسفانه اصلا مشاوران خوبی برای راهنمایی ندارین
    اینکه شما برای همسرتون مادری کنین و بزرگش کنین برای زندگیتون سمه.شما باید معشوقه همسرتون باشین نه مادرش در غیر این صورت همسرتون به جز مادرش که شما باشین یه معشوقه هم احتیاج دارن.
    مادرتون بهتره برای دختر خودشون دلسوزی کنن نه کسی که رک و مسلم میگن علاقه ای به ادامه زندگی با شما ندارن.
    باید خداروشکر کنین که الان متوجه شدین و همسرتون خیلی واضح بهتون گفتن تمایل به ادامه زندگی ندارن.
    اصلا ایشونو تحسین نمیکنم ولی شما باید از موقعیت بوجود اومده استفاده کنین و احساسات رو بذارین کنار.
    واقعیت چیز دیگه ای هست لطفا نه دل خودتونو خوش کنین و خودتونو گول بزنید و توجیح کنید.فقط دلتون به حال خودتون بسوزه.
    واقعیت رو ببینید و منطق داشته باشین.
    گفتن اینکه همسرتون نیاز به حامی دارن خیلی خیلی راحت تر از اونیه که بهتون میگفتن نمیخوان باهاتون زندگی کنن.
    مطمعن باشین اگر مشکلشون عدم حمایت بود بهتون میگفتن نه اینکه برن سراغ اخرین مرحله و خیلی مکحم هم پای حرفشون باشن و عملیش کنن.
    دوست من چرا خوابین؟لطفا چشماتونو باز کنید و حقیقت رو ببینید
    دلایلی که همسرتون برای کار نکردن اوردن همه بهانه ای بیش نبود
    مثلا که چی با این همه اصرار شما و یتنه هموار کردن مسیر این زندگی سر بگیره؟میدونین دارین چیکار میکنین؟دارین شوهرتونو مجبور میکنین با شما زندگی کنه.سر کار نمیره میگین بیا این کار.میگه بیا شهر ما میگی میام....
    همسرتون گفته نمیخوام زندگی کنم شرایط اقتصادی و اخلاقی ازدواج هم ندارن حق طلاق رو هم دادن بهتون.اینجور زندگی نه تنها دوامی نداره بلکه حرف بزنین همه این موضوع رو میکوبن تو سرتون که زوری موندی تو این زندگی.
    ویرایش توسط ZENDEGIBEHTAR : چهارشنبه 05 آبان 95 در ساعت 12:12

  2. 7 کاربر از پست مفید ZENDEGIBEHTAR تشکرکرده اند .

    abs (شنبه 08 آبان 95), haniye68 (چهارشنبه 05 آبان 95), tavalode arezoo (چهارشنبه 05 آبان 95), نیکیا (چهارشنبه 05 آبان 95), نادیا-7777 (دوشنبه 27 دی 95), ارغنون (پنجشنبه 06 آبان 95), خانم مهندس (چهارشنبه 05 آبان 95)

  3. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 02 آبان 96 [ 14:59]
    تاریخ عضویت
    1395-7-04
    نوشته ها
    137
    امتیاز
    3,161
    سطح
    34
    Points: 3,161, Level: 34
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 39
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    140

    تشکرشده 180 در 79 پست

    Rep Power
    33
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط miss-golegandom نمایش پست ها
    متاسفانه اصلا مشاوران خوبی برای راهنمایی ندارین
    اینکه شما برای همسرتون مادری کنین و بزرگش کنین برای زندگیتون سمه.شما باید معشوقه همسرتون باشین نه مادرش در غیر این صورت همسرتون به جز مادرش که شما باشین یه معشوقه هم احتیاج دارن.
    مادرتون بهتره برای دختر خودشون دلسوزی کنن نه کسی که رک و مسلم میگن علاقه ای به ادامه زندگی با شما ندارن.
    باید خداروشکر کنین که الان متوجه شدین و همسرتون خیلی واضح بهتون گفتن تمایل به ادامه زندگی ندارن.
    اصلا ایشونو تحسین نمیکنم ولی شما باید از موقعیت بوجود اومده استفاده کنین و احساسات رو بذارین کنار.
    واقعیت چیز دیگه ای هست لطفا نه دل خودتونو خوش کنین و خودتونو گول بزنید و توجیح کنید.فقط دلتون به حال خودتون بسوزه.
    واقعیت رو ببینید و منطق داشته باشین.
    گفتن اینکه همسرتون نیاز به حامی دارن خیلی خیلی راحت تر از اونیه که بهتون میگفتن نمیخوان باهاتون زندگی کنن.
    مطمعن باشین اگر مشکلشون عدم حمایت بود بهتون میگفتن نه اینکه برن سراغ اخرین مرحله و خیلی مکحم هم پای حرفشون باشن و عملیش کنن.
    دوست من چرا خوابین؟لطفا چشماتونو باز کنید و حقیقت رو ببینید
    دلایلی که همسرتون برای کار نکردن اوردن همه بهانه ای بیش نبود
    مثلا که چی با این همه اصرار شما و یتنه هموار کردن مسیر این زندگی سر بگیره؟میدونین دارین چیکار میکنین؟دارین شوهرتونو مجبور میکنین با شما زندگی کنه.سر کار نمیره میگین بیا این کار.میگه بیا شهر ما میگی میام....
    همسرتون گفته نمیخوام زندگی کنم شرایط اقتصادی و اخلاقی ازدواج هم ندارن حق طلاق رو هم دادن بهتون.اینجور زندگی نه تنها دوامی نداره بلکه حرف بزنین همه این موضوع رو میکوبن تو سرتون که زوری موندی تو این زندگی.

    واقعا !!!!!!!!!!!!!!یعنی شما فکر میکنی من اشتباه میکنم............من فقط و فقط بخاطر اینکه بهش نشون بدم که انسانیت و وجدان دارم و چقد میتونم فداکار و از خودگذشته باشم باهاش قرار گذاشتم...............یعنی شما فکر میکنین من کاملا در اشتباهم ...........آخه همش پیش خودم فکر مکینم که یه کاری واسه زندگیم بکنم تا دستم نره و نابود نشه........همش غصه میخورم اصلا نمیتونم درست تصمیم گیری کنم..........میگم شاید یه راهی برای برگشت باشه!!!!!!!!!دارم خل میشم خدایا..........طلاق برای من خیلی سنگینه

  4. #3
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 17 شهریور 00 [ 16:19]
    تاریخ عضویت
    1394-6-10
    نوشته ها
    262
    امتیاز
    9,650
    سطح
    65
    Points: 9,650, Level: 65
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 400
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    431

    تشکرشده 376 در 164 پست

    Rep Power
    56
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط haniye68 نمایش پست ها
    واقعا !!!!!!!!!!!!!!یعنی شما فکر میکنی من اشتباه میکنم............من فقط و فقط بخاطر اینکه بهش نشون بدم که انسانیت و وجدان دارم و چقد میتونم فداکار و از خودگذشته باشم باهاش قرار گذاشتم...............یعنی شما فکر میکنین من کاملا در اشتباهم ...........آخه همش پیش خودم فکر مکینم که یه کاری واسه زندگیم بکنم تا دستم نره و نابود نشه........همش غصه میخورم اصلا نمیتونم درست تصمیم گیری کنم..........میگم شاید یه راهی برای برگشت باشه!!!!!!!!!دارم خل میشم خدایا..........طلاق برای من خیلی سنگینه
    میفهممت.طلاق واقعا دردناک و غیر قابل هضمه و به نظر من نمیشه در عین دلبستگی طلاق گرفت چون ادم نابود میشه.
    اول باید به نقطه ای رسید که خودبه خود آدم از طرف مقابلش سرد میشه.به این نتیجه میرسه دیگه جنگیدن فتیده نداره و طرفم لیاقتش رو نداشت بعد باید از طلاق عاطفی شروع کرد.یعنی احساست رو کنترل کنی و کم کم زندگیت رو از طرف مقابلت جدا کنی و بعد اقدام برای طلاق کرد.
    هر کاری از دستتون بر میاد برای زندگیتون انجام بدین ولی عزت نفستونو حفظ کنین و کاری نکنین که همسرتون ازتون فراری بشه.
    غرور و شانتونو حفظ کنین.
    شما برای این زندگی کم نذاشتین و همسرتون هم کاملا شمارو میشناسن و میدونن خودشون زیاده روی کردن.
    خودتو تباه نکن.هر کاری از دستت میاد انجام بده برای حفظ زندگیت ولی خودت رو هم بی ارزش نکن.اینجوری بعدا نمیگی کاش فلان کار و میکردم و یا چرا اینکاراو کردم و خودمو کوچیک کردم.
    بنظرم الان سعی کن روی خودت کار کنی.برای خودت زندگی کن و ذهنتو از شوهرتو این موضوع دور کن.از همسرت خبری نگیر ببین چیکار میکنه


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 13:49 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.