سلام آقا پژمان
تاپیک های قبلی شما رو خونده بودم و تا حدودی در جریان مشکلات شما بودم
همسرتان با اینکه به همدردی اومد و بچه ها خالصانه سعی در کمک ایشون داشتند اما مقابل اکثریت افراد جبهه گرفت !
مشخصه شما این چند ساله خیلی اذیت شدی و زمان لازمه تا با این قضیه کنار بیای و زخم های قبل رو بهبود بدی و از اونها بعنوان تجربه استفاده کنی.
خداروشکر هنوز خیلی جوانی . درسته خیلی زود درگیر تاهل و بچه شدی اما از اکثریت ادم ها جلوتری
تحصیلات خوب، کار خوب، فرزند سالم و البته تجربه زندگی متاهلی!
مواظب باش از تجربه های زندگی قبل خووب استفاده کنی برای تصمیم گیری در آینده نه اینکه ابزاری باشه برای بدبینی و ترس از ازدواج دوم و...
در شرایط حاضر بنظرم بهیچوجه زود ازدواج نکن. هنوز احساسات کنترل نشده و مشخصه آروم نیستی. بگذار به ثبات برسی. این زمان برای افراد مختلف فرق میکنه. شاید 1 سال شاید 2 سال و ...
اجازه بده کم کم کینه هایی که نسبت به همسر سابقت داری کمرنگ بشه و مهم تر از همه تکلیف خودت رو با زندگی مشخص کنی بعد برو سراغ ازدواج دوم!
شاید بهتر باشه فعلا در مورد نگهداری فرزندتون پیش مادرش تصمیم نگیرید. چون ممکنه بخاطر نامناسب بودن شرایط روحیتون تصمیم اشتباهی بگیرید ! فعلا بگذارید پسر گلتون پیش خودتون باشه.
مرخصی بدون حقوق و یک دوره فاصله گرفتن از همه این جریانات فرصت خوبی برای بازسازی روحیه شماست به شرطی که دور از تنش و استرس درباره تصمیم نگهداری بچه و همسر سابق و ...باشید!
در نهایت بهتون تبریک میگم شما مرد فوق العاده ای هستین !
از خدا میخوام همیشه همراه و یاورتون باشه و در آینده ای نه چندان دور، طعم شیرین آرامش و خوشبختی رو بچشید.
موفق باشید![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)