من با تاپیک های قبلی شما آشنایی نداشتم. ولی خوب یه نگاه کلی به اونها انداختم. در بحث طلاق معمولا طرفین بعد از چند وقت با طلاق کنار می یاند. ولی بچه ها بیشترین آسیب رو میبینن. ولی با مطالبی که در سایت خوندم به نظر میرسه که خیلی از افراد طلاق پدر و مادرشون رو به یه عمر جنگ و دعوا ترجیح میدهند.
برای نگه داری پسرتون در ساعت های کاری شما، دوستان پیشنهاداتی دادند. من اضافه می کنم که در بین همکلاسی هاش اگه دوست خوبی داره و از خانوادش مطمین هستین میشه پسرتون رو بعضی روزها بفرستین خونه اونا. روزای تعطیل هم میتونین با دوستاش ببرینشون بیرون. یه کلاس ورزشی مثل شنا هم میتونید بزاریدش. چون از نظر روحی هم بهش آرامش میده. در کل اگه بشه برنامش رو با یکی از دوستاش هماهنگ کنید برای محدودیت زمانی هم کمک میشه بهتون. اینجوری یه روز شما میرین دنبالش یه روز خانواده دوستش. یا رفت رو اونا میرسونن. برگشت رو شما.
فکر میکنم به جز نگرانی برای محدودیت های زمانی، یه سری مسایل دیگه هم اهمیت داره.
پسر شما مطمئنا در این چند سال آسیب های روحی زیادی دیده اند. که بعضی هاش ممکنه در بزرگسالی ظاهر بشه. سرنوشت پسر شما خیلی شبیه به سرنوشت شما رقم خورده... بدون مادر شدن و زندگی با پدر. پدر شما برای راحت شدن از بار مسیولیت و عاقبت به خیری شما، در ۱۷ سالگی براتون زن گرفتن. اونم دختر خواهرش. نتیجه اش خیلی بد شد و شما الان نه تنها خودتون سر پناه پیدا نکردید، بلکه یه بچه هم به این شرایط اضافه شده. امیدوارم شما با تجربه ای که دارید عاقلانه تر از پدرتون رفتار کنید و الان کاری که به صلاح پسرتون هست رو انجام بدید...حتی اگر به قیمت نادیده گرفتن خودتون باشه.
در مورد اطرافیانتون هم این خیلی خوبه که پیشنهاد کمک دارید از پدر و خواهرتون. ولی سعی کنید که مستقل رفتار کنید که در آینده پسرتون از پدربزرگ و عمه اش متنفر نباشه، چون احساس من از نوشته هاتون (در تاپیک های قبلی) این بود که پدر همیشه عمه رو بیش از اندازه در مسایل شما دخالت میداده حتی قبل از ازدواجتون. مستقل رفتار کردن به معنی زندگی دور از خانواده نیست. معنیش اینه که تلاش کنید تا بهترین راه برای تربیت پسرتون پیدا کنید و اجازه دخالت اطرافیان رو در تربیتش ندید.








علاقه مندی ها (Bookmarks)