دوستان دیشب ی فکر جدید به سرم زد و نمیدونم کار درستی انجام دادم یا خیر
دیشب همسرم رفتند بیرون و من همیشه خونه منتظر میومندم تا بیان
به محض اینکه ایشون رفتند من هم بهشون اس مس دادم که منم دارم میرم بیرون خرید با یکی از دوستام (ولی در واقع من دوستای زیادی برای بیرون رفتن ندارم ) همیشه یا با خانوادم هستم یا با همسرم
یکم شوکه شد
منم جایی نرفتم اما چون مطمئن بودم دیر برمیگرده ی جوری برخورد کردم که انگار منم بیرونم و وقتی زنگ زد رفتم از بالکن حرف زدم تا صدای بیرون بیاد
چند دفعه هم گوشیمو از دسترس خارج کردم و تماس گرفته بود و در دسترس نبود
خلاصه ساعت 10 زنگ زد و من گفتم که دارم میرم خونه و نزدیک خونه هستم (تو خونه بودم !!!)
اونم با عصبانیت گوشی قطع کرد و خودشو سریع رسوند خونه و ناراحت شد و گفت من دوست ندارم زنم تا این موقع شب بیرون بمونه
با کدوم دوستت بودی ؟ چرا رفتی ؟
منم خیلی خونسرد گفتم با یکی از دوستام بودم و رفتیم چند جا خرید
بعد با گوشیم ور میرفتم و کلن عادت نداره به گوشی من دست بزنه چون خیالش ازم راحته راحته ، برای اولین با اومد گفت که چه خبره ؟داری چکار میکنی ؟بعد دید دارم با عکسی که از خودم گرفتم ور میرم گفت چند بار بگم تو گوشی عکس نریز
تا آخر شب حرفی نزد و یکم سرد بود اما دلم خنک شد که اون انتظاری که من میکشم تو خونه برای برگشتش رو خودشم هم کشید
دوستان خوبم به نظرتون این راه جواب میده تا یکمم اون از طرف من خیالش جمع نباشه و نگرانم باشه ؟یا آخر عاقبت بدی داری این نقشه ؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)