سلام
عده اي دائم غر غر مي كنند كه گل خار دارد ، ما بايد شاد باشيم كه خارها گل دارند
(آلفونس كار)
![]()
موفق باشید![]()
![]()
![]()
تشکرشده 691 در 187 پست
سلام
عده اي دائم غر غر مي كنند كه گل خار دارد ، ما بايد شاد باشيم كه خارها گل دارند
(آلفونس كار)
![]()
موفق باشید![]()
![]()
![]()
psy133 (دوشنبه 18 شهریور 87)
تشکرشده 2 در 2 پست
از چشمه تا دشت
از در افشان ابر بهاری
شد دو جوی از یکی چشمه جاری
هر دو آئینه رو ‘ هر دو روشن
هر دو جان آفرینان گلشن
از گذرگاه آن چشمه تا دشت
راهشان کم کم از هم جدا گشت
راه این یک گذشت از چمن زار
و آن دگر از میان لجن زار!
این حیات آفرین شد ز پاکی
وان سیه روی از گند ناکی!
هر یک از ما یکی زان دو جوئیم!
ابتدا‘ پاک جان‘ راه جوئیم
گر به گلشن در آئی‘ بهشتیم.
ور به گلخن‘ پلیدیم‘ زشتیم!
اجتماعی اگر تابناک است
حاصل نور جان های پاک است
از جوان بیگناهی چه خواهی
در جهانی به این دل سیاهی؟!
تشکرشده 40 در 30 پست
عجب صبری خدا دارد!
اگر من جای او بودم؛
که در همسايه ی صدها گرسنه،
چند بزمی گرم عيش و نوش می ديدم،
نخستین نعره ی مستانه را خاموش آن دم،
بر لبِ پيمانه می کردم.
*****
عجب صبری خدا دارد!
اگر من جای او بودم؛
که می ديدم يکی عريان و لرزان؛
ديگری پوشيده از صد جامه ی رنگين؛
زمين و آسمان را،
واژگون، مستانه می کردم.
*****
عجب صبری خدا دارد!
اگر من جای او بودم؛
برای خاطر تنها يکی مجنونِ صحراگردِ بی سامان،
هزاران ليلی ناز آفرين را کو به کو،
آواره و ديوانه می کردم.
*****
عجب صبری خدا دارد!
اگر من جای او بودم؛
به گردِ شمع سوزانِ دلِ عشاقِ سرگردان،
سراپایِ وجودِ بی وفا معشوق را،
پروانه می کردم.
*****
عجب صبری خدا دارد!
چرا من جایِ او باشم؛
همين بهتر که او خود جایِ خود بنشسته
و تابِ تماشایِ تمامِ زشتکاری هایِ اين مخلوق را دارد!
وگرنه من به جایِ او چو بودم،
يک نفس کی عادلانه سازشی،
با جاهل فرزانه می کردم؛
عجب صبری خدا دارد!
عجب صبری خدا دارد!
dani (جمعه 17 اسفند 86)
تشکرشده 303 در 128 پست
این ترانه بوی نان نمیدهد
بوی حرف دیگران نمیدهد
سفره ی دلم دوباره باز شد
سفره ای که بوی نان نمی دهد
نامه ای که ساده و صمیمی است
بوی شعر و داستان نمی دهد
****
....با سلام و آرزوی طول عمر
که زمانه این زمان نمی دهد
کاش این زمانه زیر و رو شود
روی خوش به ما نشان نمیدهد
یک وجب زمین برای باغچه
یک دریچه آسمان نمی دهد
وسعتی به قدر جای ما دو تن
گر زمین دهد زمان نمی دهد
فرصتی برای دوست داشتن
نوبتی به عاشقان نمی دهد
هیچ کس برایت از صمیم دل
دست دوستی تکان نمی دهد
هیچ کس به غیر ناسزا تو را
هدیه ای به رایگان نمی دهد
جز دلت که قطره ای است بی کران
کس ز بی کران نشان نمی دهد
عشق نام بی نشانه است و کس
نام دیگری بدان نمی دهد
جز تو هیچ میزبان مهربان
نان و گل به میهمان نمی دهد
نا امیدم از زمین و از زمان
پاسخم نه این نه آن نمی دهد
پاره های این دل شکسته را
گریه هم دوباره جان نمی دهد
خواستم که با تو درد دل کنم
.....گریه ام ولی امان نمی دهد
زنده یاد**قیصر امین پور**
برای شادی روحشان یک صلوات بفرستید![]()
zeinab (جمعه 17 اسفند 86)
تشکرشده 507 در 236 پست
سلام zeinab ،
پست شماره 44 شعر بسیار زیبایی بود با اجازه ی شما بنده این شعر رو در اشعار برگزیده کپی کردم .
تشکرشده 303 در 128 پست
سلام Mashogh Haminjast
تمامی اشعار مرحوم قیصر زیبا هستند...روحشان شاد و راهشان پر رهرو باد...
در مورد کپی هم..این حرفا چیه ! خواهش میکنم!
تشکرشده 0 در 0 پست
من از مرگ می ترسم چکار کنم ؟
تشکرشده 79 در 55 پست
سعي كن خودتو براش آماده كني مثل امتحانات پايان ترم
من مي خوام يه پست سياسي راه بندازم آقاي مدير اشكالي نداره؟
تشکرشده 1,965 در 675 پست
گلپونه های وحشی دشت امیدم وقت سحر شد
خاموشی شب رفت و فردایی دگر شد
من مانده ام تنهای تنها
من مانده ام تنها میان سیل غم ها
گلپونه ها بی هم زبانی آتشم زد
گلپونه ها نا مهربانی آتشم زد
می خواهم امشب تا سحر گاهان بخوانم
افسرده ام دیوانه ام آزرده جانم
erfan25 (جمعه 17 اسفند 86)
تشکرشده 496 در 278 پست
مي خوام يك كاري بكنم شايد بگي دوسم داري
امروز همان فردايي است كه ديروز نگرانش بوديم
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)