سلام آقای mehrdad91.عزیز ممنون بابت پاسخ گویی شما
من از ایشون پرسیدم چرا به من علاقه داره که نظرش اینه که منو میشناسه دختر پاکی هستم و از نظر ایشون جذابم.
جنم کار هم عرض کنم فامیل معتقد هستند که ایشون تنبل هستن و وقتی باهاشون صحبت میکنم یکم حس میکنم رویا بافی میکنن و خیلی منطقی به مسائل نگاه نمیکنن. و با اینکه من به ایشون گفتم که با توجه به شرایط مالی الان ایشون بعد از یکسال دیگه برای ازداج با من اقدام کنند متوجه شدم به خانوادشون اعلام کردن که در یکی دو هفته ی نزدیک از من خواستگاری کنن.
سلام خانوم donya.عزیز ممنونم از پاسخ گویی شما
بله حرف شما درسته حس میکنم علاقه ی زیادی در من ایجاد نشده ولی نمیدونم چرا نمیتونم یک تصمیم قاطع در این مورد بگیرم من و پسر داییم قرار گذاشتیم یک مدت با هم صحبت کنیم تا ببینیم واقعا به درد هم میخوریم یا نه . اگر هم به درد هم نمیخوریم سریع قضیه را تموم کنیم. نظر ایشون هم اینه که اگر جواب بنده منفی هستش زودتر این رابطه قطع بشه.
با توجه به صحبت هایی که در چند روز اخیر با ایشون داشتم متوجه شدم که ایشون خیلی مشوق خوبی برای مسائل درسی من نخواهند بود و معتقد بودند که من دارم زیادی درس میخونم چون من به ایشون گفتم که امکان داره من تا دکترا تحصیلاتم را ادامه بدم و اینکه مشکل نداره مثلا من دانشجویی شهرستان باشم که گفتن مشکل دارن و شاکی شدن. در مورد کار کردن من هم گفتن اگر محیط خوب باشه اجازه میدن.
نمیدونم نظرم درسته یا نه ولی من دوست دارم با کسی ازدواج کنم که در مسائل کاری و درسی مشوق و پشتوانه ی من باشه و بتونه به من در این زمینه کمک کنه.
فردی که من قبلا بهش علاقه داشتم در مورد مسائل درسی خیلی من را تشویق میکردن حتی نمرات من براشون مهم بود و مشورت های درسی و کاری ام را هم از ایشون میگرفتم.
الان سر اینکه واقعا چه جوابی به پسر داییم بدم موندم
ممنون میشم کمکم کنید دوستان عزیز








علاقه مندی ها (Bookmarks)