مرسی از شما Amina جان
به نکته حساسی اشاره کردید. من خیلی چیزها رو خیلی جزعی بیان کردم. مثلا مادر خانومم تو حرفاش با همسرم میگه من عاشق شدم و با هرکسی نبودم. بابای شما شوهرم و همه کار برام میکنه، اون شخص هم عشقم و راست هم میگه شوهر ایشون از همه چیز آگاه هستن و یه جوری موفق میشن به روی خودشون نیارن. ولی من خیلی بارها به همسرم تاکید کردم که من و اکثر مردهای دیگه مثل بابای شما نیستیم. و از. این ناراحت میشم که این چه جور حرفی که یه مادر به دخترش میتونه بزنه! یعنی چی؟ یعنی میشه اینکارو کرد؟
من شوهر و پدر مسولیت پذیری هستم. روزی اگر بدونم همسرم دوستم نداره یا حتی بگه داره حسش بهم کم میشه میرم چون نمیخام باعث زجر کسی که دوستش دارم بشم. فقط خاستم اینه که جوری زندگی کنه لایق بچه های من باشه و اونا کمبود بی پدری نکنن، ولی اگر خیانت در کار باشه هیچ توجیهی نداره و اون موقع من نمیدونم چیکار میکنم. تو بد مخمسه ای گیر کردم. فقط خوشحالم که همسرم پشت من و میدونم عاشقم، و من سعی دارم این حس همینجوری بمونه.








علاقه مندی ها (Bookmarks)