به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 35

Threaded View

  1. #24
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 05 تیر 97 [ 14:07]
    تاریخ عضویت
    1392-5-19
    نوشته ها
    312
    امتیاز
    8,869
    سطح
    63
    Points: 8,869, Level: 63
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 181
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    480

    تشکرشده 882 در 242 پست

    Rep Power
    62
    Array
    داستان جنگ ملکه هیپولیتا و پادشاه تسوس رو یادتونه؟ تسوس هیپولیتا رو شکست داد و فاتحانه این زن مغرور رو روی دستانش بلند کرد و در افق محو شد! هیپولیتا تسلیم قدرت و مردانگی تسوس شد و به همسری این مرد دراومد.


    تسلیم شدن در ذهن همه ما صحنه ای رو تداعی میکنه که یکی از جنگجوها سلاحش رو زمین میزاره، دستاش رو بالا می بره و به شکست خودش اعتراف میکنه و خودشو در اختیار و تحت فرمان فاتح قرار میده. چه رقت انگیز...


    و اما در عشق. در عشق تسلیم شدن سرشار از شیرینی و حلاوت هست. تسلیم شدن فرایندی هست که به زن کمک میکنه خودشو به عنوان یک زن شناسه و زنانه ترین ویژگیهاشو به بهترین شکل آشکار کنه. اینکه خیلی از خانما میگن دلربایی کردن و عشوه و ناز زنانه بعد از ازدواج خودش میاد، دقیقاً منظورشون همینه.


    تسلیم شدن در مقابل مرد، مردی که تعهد و مسئولیت زندگی با زن رو قبول کرده، برای زن شکست نیست؛ بلکه پیروزی بزرگی براش محسوب میشه. زنی که تسلیم مرد خودش میشه و در مقابلش سر فرود میاره، تمام حصارها و موانع بین خودش و مرد رو ازبین برده و رشته این پیوند محکم رو محکمتر کرده.


    حالا یه سوال: تسلیم شدن یعنی چی؟ یعنی هرچی مرد میگه، ما هم باید بگیم «چشم»؟ این که خیلی ناعالانه است.


    تسلیم شدن یعنی «انعطاف پذیر بودن». یعنی «خاضع بودن»، «از نردبان غرور پایین اومدن»، «دوست داشتنی بودن»،«شیرین زبونی کردن» و ...


    زن باید بدونه مردان در پس غرور مردونه شون ترسها و اضطرابهای عمیقی دارن. زن باید بتونه این ترس و اضطراب مرد رو درک کنه، بهش احترام بزاره و نهایتاً در مقابل مرد قدرت نمایی نکنه. زندگی عرصه جنگ و زورآزمایی نیست؛ نیازی هم به این کار نیست. کافیه زن با بخش زنانه وجودش زندگی کنه. اونوقت برای هیمشه در قلب مرد جا می گیره.


    مرد نیاز داره که همیشه برحق باشه. این جمله رو هزار بار با خودتون تکرار کنید. این طبیعت و نیاز مرد هست. مرد میخواد همیشه حق با اون باشه. حتی وقتی اشتباه کرده هم حق رو به مرد بدین. اجازه بدین با این کار آرامش پیدا کنه و ترسش بریزه.


    ای بابا، آخه این چه ترسیه که ما باید انقده مراعاتشونو بکنیم؟ اییییییششششش


    زنها و مردها در عمق وجودشون و بسته به جنیستشون ترسهای عمیقی دارن. مثلا ما زنها از زشت بودن، از پیر شدن، از چروک شدن پوستمون، از پیدا شدن رقیب توی زندگیمون و ... می ترسیم.

    بزرگترین و مهمترین ترس مرد اما ترس از اینه که مردونگیشو از دست بده. اگه یادتون باشه، توی کتابهای تاریخی هم مکرر خوندیم از سخت ترین انتقامی که شاهان قدیم از دشمنانشون می گرفتن. کور کردن و کشتن و زبون بریدن و ... . اما از همه اونها بدتر، گرفتن مردونگی مرد بود. با این کار، اون مرد خرد میشد، مضکه دیگران میشد، قدرتش رو از دست میداد، در یک کلام: نابود میشد.


    خواهش میکنم این ترس مرد رو درک کنید. زخم زبون زدن، کنایه زدن، مقایسه کردن و مرد دیگه ای رو به رخ کشیدن، درمقابل مرد قد علم کردن و شمشیر رو از رو بستن، از همه مهمتر – غرغر کردن و نق زدن همه شون مثل شمشیرهای تیزی هستن که مردونگی مرد رو تهدید میکنند.


    در مقابل این رفتارها، مرد بسرعت گارد می گیره و لجبازتر و خیره سرتر میشه و این دور باطل همینطور ادامه پیدا میکنه، بدون اینکه کسی برنده این جنگ فرسایشی باشه.

    از طرفی، اینکه آدم همیشه حق رو به مرد بده، خییییییییییییلی سخته. مخصوصاً وقتی که میدونه و مطمئنه حق کاملاً با خودشه! اصلاً چرا زن باید همیشه تسلیم بشه و گذشت بکنه؟ اینکه نمیشه که مرد یکه تازی کنه و زن همش کوتاه بیاد.



    از اونجایی که زن بیشتر با بخش عاطفی رابطه تماس داره، باید بیشتر وقتها سلاحش (زبون تیز و گزنده ش، نگاه تند و چپ چپ، زبان بدن پر از خشم، پشت کردن به مرد و ...) رو به نام عشق زمین بزاره، پرچم سفید رو نشون بده و اعلام اتش بس کنه.



    این نوع تسلیم شدن و کوتاه اومدن، به زن قدرت بزرگی میده و کم کم با تکرار و تمرین، توانایی زن برای استفاده از این قدرت عظیم بیشتر و بیشتر میشه. باید بجای جنگ در برابر زندگی، اون رو پذیرفت و باهاش میشه همراهی کرد. مرد رو باید با تمام خوبیها و بدیهاش، قدرت و ضعفش پذیرفت و همراهش شد. این همون «مادونا» هست. مادونای بزرگ، مقدس و قدرتمند.


    وقتی زن این نوع تسلیم شدن رو تمرین و تجربه میکنه، اولش براش حالت آزمون و خطا خواهد داشت. ممکنه در این کار افراط و تفریط کنه. این موضوع کاملاً طبیعیه. ممکنه جایی که باید تسلیم بشه، مقاومت کنه یا برعکس، جایی که باید مقاومت کنه، تسلیم بشه. به مرور همه چی درست میشه.


    ازطرفی ممکنه زن از این تسلیم شدن عصبانی بشه. شاید احساس پوچی بکنه. درست مثل هیپولیتا که بعد از تسلیم شدن به این نتیجه رسید که :«من هیچم». تمام این کشمکشها در وجود زن ایجاد خواهند شد. حتی در بسیاری موارد زن احساس حماقت شدید میکنه. حس میکنه اینجا میخواد مچ مرد رو بگیره و حسابی از خجالتش دربیاد. اما باید سکوت کنه...


    رمز کار اینجاست: غرایز زنانه باید با بخش مردانه شخصیت تلفیق بشن. اینجاست که آمازون قوی به کار میاد. زن در عین تسلیم شدن و خاضع بودن، باید «آویزون مرد» نباشه. استقلال شخصیتش رو باید حفظ کنه. مثل یک جنگجوی قدرتمند باشه. نشون بده برای خودش ارزش و احترام قائله و هر زمان که لازم باشه، حاضره در نهایت متانت از حقوقش دفاع کنه.


    همیشه حد و مرزی وجود داره که به مرور دست زن میاد. قرار نیست زن همیشه «چشم» بگه. قرار نیست مرد اعتیاد داشته باشه و زن منفعلانه رفتار کنه و دلخوش بشه به اینکه تسلیم مرد شده و کارش درسته. قرار نیست مرد خیانت کنه و زن سکوت. قرار نیست مرد دست بزن داشته باشه و زن کوتاه بیاد. هرچیزی حدودی داره و حدود این تسلیم در ارتباطی سالم با مردی سالم، بالغ و فهمیده است که آماده پذیرش مسئولیت زندگی مشترکه و در حد توانش برای خوشبختی و شادی زن زندگیش تلاش میکنه.


    پس یادتون باشه که این تسلیم شدن وقتی هست که با مردی شایسته ملاقات کردید. مردی که آماده است تعهد زندگی مشترک رو قبول کنه. اگه این روش و روشهای دیگه برای دوستان ریش و سبیل دار تنبل و عیاش استفاده بشه، درست مثل اینه که طعمه خوشمزه ای رو جلوی یه ماهی زرنگ بزاریم. نتیجه چی میشه؟ ماهی طعمه رو میخوره و هر روز چاقتر میشه، اما هیچوقت قلاب رو به دهنش نمی گیره. چون دوست داره طعمه های خوشمزه دیگه ای که ماهی گیران اطراف میزارن رو هم مزمزه کنه.


    بهترین خودت باش


    - - - Updated - - -

    دوستان داریم به آخرای بحث می رسیم . یه نظری ، عملی ، عکس العملی ..... . من خودم خیلی سوال برام پیش اومده . شماها چی؟

  2. 5 کاربر از پست مفید veis تشکرکرده اند .

    at6372 (سه شنبه 09 شهریور 95), meinoush (چهارشنبه 10 شهریور 95), Raham20 (جمعه 12 خرداد 96), فکور (سه شنبه 26 مرداد 95), شیدا. (سه شنبه 26 مرداد 95)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. کارگاه آموزشی - رفتار جرات مندانه
    توسط baby در انجمن کارگاههای آموزشی
    پاسخ ها: 109
    آخرين نوشته: دوشنبه 17 فروردین 94, 17:06
  2. بیاموزازهرآنچه میبینی.....
    توسط ویدا@ در انجمن اعتقادی،‌اخلاقی
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: شنبه 18 شهریور 91, 19:00
  3. آموزش رانندگی
    توسط رایحه عشق در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: دوشنبه 10 بهمن 90, 11:23
  4. آموزش هاي برنو گرونينگ
    توسط raha در انجمن علمی و آموزشی
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: دوشنبه 09 آبان 90, 01:37
  5. مشكل آموزش درست گرفتن مداد به نوآموزان پيش دبستاني
    توسط SEPEHR82 در انجمن طــــرح مشکلات کودکان: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: چهارشنبه 24 مهر 87, 12:48

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 04:23 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.