به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 23
  1. #11
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    امروز [ 09:52]
    تاریخ عضویت
    1386-6-25
    نوشته ها
    9,627
    امتیاز
    325,293
    سطح
    100
    Points: 325,293, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.4%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    7
    تشکرها
    23,885

    تشکرشده 37,361 در 7,159 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط nardil نمایش پست ها
    امیدورام امثال شما بتونین زندگی خوبی با خط مشی های ذهنی خودتون بسازید اما تجربه ی عملی! نشون داده که فرجام ایثار و از خودگذشتگی بسیار مخصوصا! در مقابل یک فرد قدرنشناس چیزی جز سرخوردگی و افسوس عمیق قلبی نیست؛ با هر کسی باید به اندازه ی ارزش و لیاقتش رفتار بشه.


    همیشه تجربه شخصی و منحصر به فرد قابل تعمیم عمومی نیست.

    شما ممکن است با چشم باز از عرض یک اتوبان عبور کنید و ماشینی به شما بزند، نباید بر اساس این تجربه عملی ! و شخصی! اطلاعیه صادر کنید و به دیگران توصیه کنید با چشم بسته از عرض اتوبان عبور کنند.


    من به همه کاربران توصیه می کنم برای پاسخگویی به مراجعان، نگرانی ها و خطاها و مشکلات شخصی خودتون را به زندگی مراجعین فرافکن نکنید. چون مراجع مشکلاتی دارد، مناسب نیست که ما هم با راهنمایی های اشتباه او را دچار مشکل شدیدتری بکنیم.
    به همین منظور ما تاپیکی با عنوان آفت های احتمالی در کار مشاوره ایجاد کرده ایم و نکات بسیار بسیار مهمی را مورد تاکید قرار داده ایم. خواهشمند است که عزیزانی که قصد راهنمایی و مشاوره دیگران را دارند این نکات را مطالعه و دقیقا به کار گیرند. در غیر اینصورت ما مجبور به حذف پستهای اشتباه و در صورت تکرار تذکر و اخطار می شویم.

    غلام همت آنم که زیر چرخ کبـــود
    زهرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است

    http://www.hamdardi.com
    دسترسی سریع به همدردی و مدیر همدردی با عضویت در کانال همدردی در ایتا

  2. 4 کاربر از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده اند .

    sahar67 (شنبه 23 مرداد 95), setare_000 (چهارشنبه 27 مرداد 95), زندگی بهتر (یکشنبه 24 مرداد 95), عشق آفرین (شنبه 07 مرداد 96)

  3. #12
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 22 فروردین 99 [ 03:11]
    تاریخ عضویت
    1394-7-08
    نوشته ها
    74
    امتیاز
    4,610
    سطح
    43
    Points: 4,610, Level: 43
    Level completed: 30%, Points required for next Level: 140
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    0

    تشکرشده 13 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array
    منم بيشتر مواقع فكر ميكنم كه نبايد به كسي خوبي كرد و همش گذشت كرد چون اخر سر بايد بشيني و دلمت واسه خودت بسوزه!يك سال من بيماشين موندم و براي كارهاي بيرونم از تاكسي يا ماشين مادرم استفاده كردم و براي خودمو در اختيارش گذاشتم فقط و فقط بخاطر دوس داشتن و دل خودم و اينكه فكر ميكردم واقعا بخاطر دلار ماشينشو فروخته ولي وقتي بهم گفت كه بخاطر پس كردن چكاش اين كارو ميكرده خيلي بهم برخورد و از دستش الانم ناراحتم،مادرم يك عمر گذشت و ايثار كرده از همون بچگيام تا امروز به وضوح ميبينم ولي پدرم نفهميد هيچ ،جووني و اعصاب و ارزوهاي مادرم هم فنا شد،من نميخوام مثل مادرم بشم و همش بگم من خوبي كنم طرفمم خوب ميشه چون ديدم پدرم با اين طرز فكر مادرم خوب نشده!
    امروز صبح قرار شد بياد ماشينمو ببره و ظهر بياره پس بده منم چون واقعا احتياج نداشتم دادم،ظهر زنگ زد كه كار دارم عصرم قراره ببره ماشينو وقتي كارشو پرسيدم كلي بهم گفت وجواب درست حسابي نداد،منم ازونجايي كه بعد از ظهر خودم كار بيرون دارم و اينكه درست حسابي بهم نگفت كجاها و چه كاري داره گفتم لازمش دارم و نميتونم بدم ببري، اومد دم در ماشينو داد بهم و اصلا تو صورتم نگاه نميكرد همه كاراش عصبي و تند تند و غير طبيعي بود،ماشين خودشو از پاركينگ برداشت برد الانم با اينكه اورد داد ولي نگرانشم چون ماشين خودشو برد ماشيني كه تازه گرفته نه پلاك شده نه بيمه داره،خيلي نگرانم،من ديمه دارم ديوونه ميشم از فكر و اينكه كارام درسته يا نه ،شما بگين رفتارم درسته ؟اگه بهم پشت تلفن بخوبي توضيح ميداد چيكار داره و طوري حرف نميزد كه انگار ميخواد بگه كاراش به من مربوط نيست من ميدادم بره حتما ولي ...

  4. #13
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 04 مهر 02 [ 02:24]
    تاریخ عضویت
    1395-4-03
    نوشته ها
    57
    امتیاز
    6,162
    سطح
    51
    Points: 6,162, Level: 51
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 188
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    20

    تشکرشده 92 در 43 پست

    Rep Power
    0
    Array
    یا سلام مجدد
    در مورد شما دو سفارش مهم دارم که باید حتما بهش توجه داشته باشید.
    اول اینکه شما زندگی مادرتون چون سخت بوده و گفته خودتون پدرتون اونطور که باید در حق ایشون قدرشناسی نکرده نباید با همین نگرش وارد زندگی خودتون بشید. مادر و پدر شما دو انسان جدا هستند و زندگیشون از شما جداست. به زبان ساده و مستقیم انتقام مادرتون رو از شوهر خودتون نگیرید. منظور اینه که مادرتون رو به عنوان یک مورد همیشه در ذهن برای انتخاب رفتارهای خودتون قرار ندهید. هر انسانی با انسان دیگری فرق داره و شما و مادرتون و شوهر شما و پدر شما همگی هانسان های متفاوتی هستید پس خودتون با توجه به زندگی خودتون زندگی کنید نه اینکه از زندگی های نادرست و ناکام دیگران الگو بگیرید. دلیلی نداره که چون مادر شما در زندگیشون گذشت کردند و پشیمان شدند شما گذشت نکنید.
    دوم - شوهر شما ابدا کار درستی نکردن که بهتون دروغ گفتن ولی فکر نمیکنید هدف ایشون از این دروغ دوری شما از نگرانی وضعیت اقتصادی ایشون بوده؟ یا حتی غرورشون اجازه نمیداده که بهتون بگن تو مشکلات اقتصادی افتادن ؟
    توجه کنید من کار نادرست شوهر شما رو توجیه نمیکنم و چه پسندیده بود که از ابتدا حقیقت رو بهش ما میگفتن اما گویا دلیل دروغ ایشون قدرنشناسی از شما نبوده بلکه دور نگه داشتن شما از وضعیت نامناسب اقتصادیشون بوده که بعد از رفع این مساله هم خودشون اومدن و حقیقت رو گفتن.
    قبلا هم بهتون گفتم ببخشیدشون و فراموش کنید و بعدا در فرصت مناسبی در این مورد باهاشون صحبت کنید و مساله رو با گفتگوی مسالمت آمیز حل کنید. بخشش یکی از بزرگترین ارکان زندگی مشترک هر زوجی است. ببخشید تا بخشیده شوید.
    از این پس به جای نام psychologist با نام زندگی بهتر به فعالیت ادامه میدم.

  5. کاربر روبرو از پست مفید زندگی بهتر تشکرکرده است .

    sahar67 (شنبه 23 مرداد 95)

  6. #14
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 08 اردیبهشت 96 [ 21:40]
    تاریخ عضویت
    1393-10-03
    نوشته ها
    345
    امتیاز
    7,833
    سطح
    59
    Points: 7,833, Level: 59
    Level completed: 42%, Points required for next Level: 117
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    299

    تشکرشده 738 در 270 پست

    Rep Power
    82
    Array
    به نظر من کارتون اشتباه بوده و مطمین باشید این کارتون تا مدتها تو دل همسرتون میمونه
    همیشه میگن ناراحتی هاتونو با زبان بیان کنید نه با رفتار

    اگر به همسرت میگفتی دلخورم ازینکه من که همسرتم رو محرم ندونستی و واقعیت رو به من نگفتی و چی میشد اگر همون موقع واقعیت رو به من میگفتی؟؟ تازه اون طوری من بیشتر درکت میکردم وتمام بهتر نبود؟؟؟

    دیگه چون ازش دلخوری بخاطر دروغش اینجا میای این رفتارو میکنی و نه تنها چیزی درست نمیشه خیلی دلخوری ها هم تو دل همسرت ایجاد میکنی

    من اگر جای شما بودم حتی اگر خودم به ماشین هم نیاز داشتم بازهم ماشین خودمو میدادم بهش بعدش یه زمانی بهش میگفتم بخاطر اون دروغ ازت دلخورم و ازت انتظار نداشتم ازم چیزیو قایم کنی نمیخوام عادت کنیم که از هم مسایلو مخفی کنیم و بزرگترین کابوس من اینه روزی خدای نکرده به تو دروغ بگم(اینطوری غیر مستقیم میگی داداش حواستو جمع کن مبادا منم عادت بدی به دروغ گویی) اصلا هم بروش نمیاوردم که ماشینمو دادم بهتوازین حرفا چون این دو مسیله دو مقوله جدا از همه

    تو زندگی دو دو تا چهارتا نکنید تو زندگی لجبازی و تلافی کردن رو انجام ندین باور کنید دودش به چشم خودتون و زندگیتون میره و ارامشتونو ازتون میگیره حیف نیست زندگی و ارامش خودتونو بخاطر این مسایل پیش پا افتاده در معرض اسیب قرار میدین

    یه لحظه فکر کنید اگر خودتون با روی خوش به همسرتون پیشنهاد میدادین که ماشین شمارو ببره خوب بود یا الان؟؟ دل ادما همیشه راه درستو بهشون نشون میده اما متاسفانه خیلی وقتها ادم یکی میزنه تو دهن دلش میگه لطفا تو خفه شو من خودم میدونم الان باید چطور حال طرفو بگیرم

    راستی منم وقتی ازدواج کردم همه خاله ها و زنهای فامیل بهم میگفتن ما برا شوهر دلسوزی کردیم باختیم توروخدا تو نکن اما من اهمیت نمیدادم چون واقعا اگه نگاه کنی به زندگی همون ادمهایی که این حرفهارو میزنن شخص خودشون ازهمه بیشتر مقصر بودن تو قدرنشناسی همسرشون و فداکاری رو توی از صبح تا شب خونه تمیز کردن و غذا درست کردن میبینن نه همدلی واقعی با همسر

    نکته بعدی هم اینکه بله منم موافقم که تو زندگی یه جاهایی باید ضرب شستی به بعضی ادمها نشون داد کسایی که رسما مقابل ما قرار میگیرن که بفهمن گیج و خنگ نیستیم و ما هم بلدیم بد باشیم اما با کسانی خارج از حیطه روابط نزدیکمون

    نه اینکه با همسر اینکارو بکنی که باید همه کس ادم باشه کسی که باید همیشه کنار ادم باشه

    دروغ همسر شما کار درستی نبوده به هیچ وجه و منم بودم خیلیییییییییییی ناراحت میشدم اما با یه اشتباه یا یه رفتار همسرمو نمیذارم روبروم بیشترین گذشت رو ادم باید در برابر همسر داشته باشه چه زن در برابر مرد چه مرد در برابر زن
    میشه بگید تو این دنیا چه کسی از همسر به ادم نزدیکتره؟؟؟ پس با عشقتون نجنگید بسازیدش وکیفشو ببرین

    ببخشید وقتتونو گرفتم فقط نظر خودمو گفتم
    شک هایت را باور نکن و هیچگاه به باورهایت شک نکن
    زندگی شگفت انگیز است اگر بدانید که چطور زندگی کنید

  7. 4 کاربر از پست مفید sahar67 تشکرکرده اند .

    setare_000 (چهارشنبه 27 مرداد 95), نیکیا (پنجشنبه 28 مرداد 95), بالهای صداقت (چهارشنبه 27 مرداد 95), زندگی بهتر (شنبه 23 مرداد 95)

  8. #15
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 04 مهر 02 [ 02:24]
    تاریخ عضویت
    1395-4-03
    نوشته ها
    57
    امتیاز
    6,162
    سطح
    51
    Points: 6,162, Level: 51
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 188
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    20

    تشکرشده 92 در 43 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط sahar67 نمایش پست ها
    به نظر من کارتون اشتباه بوده و مطمین باشید این کارتون تا مدتها تو دل همسرتون میمونه
    همیشه میگن ناراحتی هاتونو با زبان بیان کنید نه با رفتار

    اگر به همسرت میگفتی دلخورم ازینکه من که همسرتم رو محرم ندونستی و واقعیت رو به من نگفتی و چی میشد اگر همون موقع واقعیت رو به من میگفتی؟؟ تازه اون طوری من بیشتر درکت میکردم وتمام بهتر نبود؟؟؟

    دیگه چون ازش دلخوری بخاطر دروغش اینجا میای این رفتارو میکنی و نه تنها چیزی درست نمیشه خیلی دلخوری ها هم تو دل همسرت ایجاد میکنی

    من اگر جای شما بودم حتی اگر خودم به ماشین هم نیاز داشتم بازهم ماشین خودمو میدادم بهش بعدش یه زمانی بهش میگفتم بخاطر اون دروغ ازت دلخورم و ازت انتظار نداشتم ازم چیزیو قایم کنی نمیخوام عادت کنیم که از هم مسایلو مخفی کنیم و بزرگترین کابوس من اینه روزی خدای نکرده به تو دروغ بگم(اینطوری غیر مستقیم میگی داداش حواستو جمع کن مبادا منم عادت بدی به دروغ گویی) اصلا هم بروش نمیاوردم که ماشینمو دادم بهتوازین حرفا چون این دو مسیله دو مقوله جدا از همه

    تو زندگی دو دو تا چهارتا نکنید تو زندگی لجبازی و تلافی کردن رو انجام ندین باور کنید دودش به چشم خودتون و زندگیتون میره و ارامشتونو ازتون میگیره حیف نیست زندگی و ارامش خودتونو بخاطر این مسایل پیش پا افتاده در معرض اسیب قرار میدین

    یه لحظه فکر کنید اگر خودتون با روی خوش به همسرتون پیشنهاد میدادین که ماشین شمارو ببره خوب بود یا الان؟؟ دل ادما همیشه راه درستو بهشون نشون میده اما متاسفانه خیلی وقتها ادم یکی میزنه تو دهن دلش میگه لطفا تو خفه شو من خودم میدونم الان باید چطور حال طرفو بگیرم

    راستی منم وقتی ازدواج کردم همه خاله ها و زنهای فامیل بهم میگفتن ما برا شوهر دلسوزی کردیم باختیم توروخدا تو نکن اما من اهمیت نمیدادم چون واقعا اگه نگاه کنی به زندگی همون ادمهایی که این حرفهارو میزنن شخص خودشون ازهمه بیشتر مقصر بودن تو قدرنشناسی همسرشون و فداکاری رو توی از صبح تا شب خونه تمیز کردن و غذا درست کردن میبینن نه همدلی واقعی با همسر

    نکته بعدی هم اینکه بله منم موافقم که تو زندگی یه جاهایی باید ضرب شستی به بعضی ادمها نشون داد کسایی که رسما مقابل ما قرار میگیرن که بفهمن گیج و خنگ نیستیم و ما هم بلدیم بد باشیم اما با کسانی خارج از حیطه روابط نزدیکمون

    نه اینکه با همسر اینکارو بکنی که باید همه کس ادم باشه کسی که باید همیشه کنار ادم باشه

    دروغ همسر شما کار درستی نبوده به هیچ وجه و منم بودم خیلیییییییییییی ناراحت میشدم اما با یه اشتباه یا یه رفتار همسرمو نمیذارم روبروم بیشترین گذشت رو ادم باید در برابر همسر داشته باشه چه زن در برابر مرد چه مرد در برابر زن
    میشه بگید تو این دنیا چه کسی از همسر به ادم نزدیکتره؟؟؟ پس با عشقتون نجنگید بسازیدش وکیفشو ببرین

    ببخشید وقتتونو گرفتم فقط نظر خودمو گفتم
    احسنت.
    از این پس به جای نام psychologist با نام زندگی بهتر به فعالیت ادامه میدم.

  9. #16
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 22 فروردین 99 [ 03:11]
    تاریخ عضویت
    1394-7-08
    نوشته ها
    74
    امتیاز
    4,610
    سطح
    43
    Points: 4,610, Level: 43
    Level completed: 30%, Points required for next Level: 140
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    0

    تشکرشده 13 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array
    پس بازم اشتباه كردم😭،من هر چيز ميشه سريع ياد رفتاراي مامانم و بديهاي بابام ميوفتم ،من هميشه از بچگي ميگفتم نميزارم زندگيه من شبيه زندگيه پدر مادرم بشه و هيچ وقت مثل مامانمم نميشم كه اينهمه خوبي كنم اخرشم ادم بدِ بشم،شوهرمو خيلي دوست دارم مشكلات زيادي داشتيم ولي خدارو شكر خيلي خوب شديم فقط و فقط خاطرات بد هستن كه از ذهنم بيرون نميرن يا اگرم براي مدتي برن دوباره وقتي ميخوام تصميمي بگيرم دوباره يادم ميان و گند ميزنن به زندگي و اعصابم،همش ميترسم و نگرانم از اينكه نكنه اخر سر بعد سي سال منم بشم مثل مادرم و هيچ كس خوبيامو نبينه

  10. #17
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 04 مهر 02 [ 02:24]
    تاریخ عضویت
    1395-4-03
    نوشته ها
    57
    امتیاز
    6,162
    سطح
    51
    Points: 6,162, Level: 51
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 188
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    20

    تشکرشده 92 در 43 پست

    Rep Power
    0
    Array
    پس بازم اشتباه كردم😭،من هر چيز ميشه سريع ياد رفتاراي مامانم و بديهاي بابام ميوفتم ،من هميشه از بچگي ميگفتم نميزارم زندگيه من شبيه زندگيه پدر مادرم بشه و هيچ وقت مثل مامانمم نميشم كه اينهمه خوبي كنم اخرشم ادم بدِ بشم،شوهرمو خيلي دوست دارم مشكلات زيادي داشتيم ولي خدارو شكر خيلي خوب شديم فقط و فقط خاطرات بد هستن كه از ذهنم بيرون نميرن يا اگرم براي مدتي برن دوباره وقتي ميخوام تصميمي بگيرم دوباره يادم ميان و گند ميزنن به زندگي و اعصابم،همش ميترسم و نگرانم از اينكه نكنه اخر سر بعد سي سال منم بشم مثل مادرم و هيچ كس خوبيامو نبينه
    با سلام و احترام
    ارزش رفتارهایی که از ما بروز میکنه فقط با تایید و رد دیگران نیست که معنا و مفهوم پیدا میکنه. اگر کسی لطف بزرگی کرد و اون لطف دیده نشده یعنی کارش بی ارزش بوده ؟ افرادی که به خدا اعتقاد دارند فارغ از اینکه به چه مذهبی پایبند هستند بر این باورند که خداوند شاهد همه اعمال و رفتار ماست و هنگامی که خداوند رفتار ما را نظاره میکند برای ما بس است. من خود نیز بر این باورم که اگر مادر شما در قبال از خودگذشتگی هاشون قدرشناسی شایسته ای دریافت نکردند نمیتونید بگید اعمالشون بیهوده بوده و در جایی منظور نشده. حداقل شما که فرزندشون هستید درک میکنید و قدردان ایشون هستید. پس اولا نیکوکاری های ما حتی اگر کسی درکشون نکنه بیهوده و فانی نیست. دوما باید روی خودتو کار کنید تا نگرشی مثبت به زندگی داشته باشید و بدور از تجربه تلخ مادرتون در زندگی رفتار کنید. برای همسرتون بهترین دوست و صمیمی ترین رفیق باشید و تا جایی که میتونید زندگیتون رو از عشق و محبت لبریز کنید. در سختی ها صبور باشید. اگر خطا و اشتباهی دیدید ببخشید و فراموش کنید و ادامه بدید. مثبت نگر باشید. از مرور خاطرات و تجریبات تلخ اجتناب کنید. بگذارید زندگی شما و همسرتون بوسیله خصلت ها و درونیات خودتون شکل بگیره. با همسرتون همراه باشید. بهش اعتماد کنید و در سختی ها همواره کنارش بمونید. عاشقانه و از روی محبت رفتار کنید. باور کنید همه زندگی و وجودتون پر از سرور و شادی و احساسات نیک میشه. و نکته آخر اینکه اگر در جایی واقعا نمیدونستید چکار کنید از نعمت مشورت استفاده کنید.
    موفق باشید.
    از این پس به جای نام psychologist با نام زندگی بهتر به فعالیت ادامه میدم.

  11. #18
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 22 فروردین 99 [ 03:11]
    تاریخ عضویت
    1394-7-08
    نوشته ها
    74
    امتیاز
    4,610
    سطح
    43
    Points: 4,610, Level: 43
    Level completed: 30%, Points required for next Level: 140
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    0

    تشکرشده 13 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ازم ناراحت شده اينو از طرز برخوردش ميفهمم شب اس ام اس داده كه رسيده خونه هست و در مورد كاراش پرسيدم و گفت كاراشم انجام نداده فقط رفته شركت و برگشته چون ماشينش پلاك نداشته،گفتم من ماشينمو واقعا لازم داشتم وگرنه ماشين خودته!اونم گفت ممنونم از محبتتون!!!ولي ازم ناراحته ،گفتم فردا ديگه لازم ندارم بيا ببر گفت منم لازم ندارم ممنون،چطور اين مواقع از دلش در بيارم؟اين طرز رفتارش درسته؟من كه يه سال كمكش كردم اونطور كه بايد نفهميد و ارزش نزاشت بكارم حالا يه روز ندادم ماشينو اينطور ناراحت شده از دستم و بهم زنگ نميزنه و فقط اس ميده!!؟

  12. #19
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 01 مهر 95 [ 09:21]
    تاریخ عضویت
    1395-4-23
    نوشته ها
    41
    امتیاز
    605
    سطح
    12
    Points: 605, Level: 12
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 45
    Overall activity: 21.0%
    دستاوردها:
    31 days registeredTagger Second Class500 Experience Points
    تشکرها
    1

    تشکرشده 59 در 32 پست

    Rep Power
    0
    Array
    من با نظر دوستان کاملا موافقم راجع به گذشت و ایثار در زندگی

    اما یه چیزی که خیلی مهمه نداشتن رفتار دوگانه است
    اینکه بهش بگی ماشین و بده و بیار و تا دیدی ناراحت شده و زنگ نمیزنه بگی فردا بیا ماشین و ببر این باعث میشه همسرت به این نوع رفتار و رسیدن به خواستش عادت کنه

    یادت باشه اگه مثل مادرت رفتار کنی زندگی تو هم مثل مادرت میشه
    تو یه نمونع رفتار اشتباه پدر و مادرت رو دیدی
    نمیگم گذشتو ایثار مادرت اشتباهه نه اصلا این دو صفت اخلاقی خیلی هم زیباست
    باید بگردی ببینی اون رفتار مادرت که اشتباه بوده و باعث سو استفاده شده چی بوده ؟
    و تو اونها رو تکرار نکنی
    متعصبانه به مادرت و دفاع ازش در مقابل پدر نگاه نکن هر چرخه رفتاری غلط از طرف هر دو طرف اشتباهاتی توش هست نه فقط یک نفر

    امکان نداره یه نفر خیر محض باشه و اشتباهی نداشته باشه و براش مشکل پیش بیاد
    واقع بینانه و منطقی و خیر خواهانه زندگی کن اما عزت نفسو زنونگی خودت رو حفظ کن

  13. کاربر روبرو از پست مفید نهال :) تشکرکرده است .

    setare_000 (چهارشنبه 27 مرداد 95)

  14. #20
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 22 فروردین 99 [ 03:11]
    تاریخ عضویت
    1394-7-08
    نوشته ها
    74
    امتیاز
    4,610
    سطح
    43
    Points: 4,610, Level: 43
    Level completed: 30%, Points required for next Level: 140
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    0

    تشکرشده 13 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دوستان همونطور كه ميدونين پريروز كه من ماشينو ندادم بهش باهام سرسنگين رفتار ميكرد و ديروز ظهر زنگ زد كه يه كاري كه بهم سپرده بوديرو ميخوام عصر برم دنبالش ماشينتو بده حلش كنم چون طرف زنگ زده و گفته برم براي كارت باهاش حرف بزنم،منم چون احتياج به ماشين نداشتم ديروز رو دادم ببره و موقع دادن بهش گفتم كاراتو انجام دادي و فقط ميخواي دنبال كار من بري و اونم گفت اره همه كارامو ديروز انجام دادم فقط مال تو مونده!(پريشبم گفته بودم ماشينو ميتوني بياي فردا ببري و اونم بهم با لحن دعوا گفته بود كه لازم ندارمش)گفتم چرا از داداشت ماشين باباتو نگرفتي(داداشش ماشين باباشو برميداره و به كسي هم نميده و زور كسي هم بهس نميرسه و با اينكه واسه زنش ماشين خريده و خودشم ميتونه واسه خودش بخره ولي مال باباشو برميداره و مواقع ضروري هم بكسي نميده)من بيشتر ازين حرصم ميگيره،خلاصه شب زنگ زد كه طرفو ديدم و كارت حل شده و اينا گفتم خوب پس الان مياي اينجا؟گفتن نه كاراي خودم موندن ديگه ميرم اونارم انجام بدم 😳گفتم تو كه گفتي كاراتو كردي امروز فقط خواستي بري دنبال كار من!كه شروع كرد صداشو بالا برد و گفت بهت اگه واقعيتو ميگفتم تو ماشينو نميدادي بهم و اينا!سرم داد ميزد و منم ،گوشيرو روم قطع كرد و گفت ماشينتم نميدم!منت گذاشت كه ماشين گذاشتم زير پات ماشينتو برداشتم!اتيش گرفتم گفتم اگه ماشين بيپلاك قابل سوار شدن و بردن به بيرونه بيا خودت ببرش من نميخوام زير پام بزاري!دوباره ز زدم كه چرا گوشيو قطع ميكني و گفت خوب ميكنم قطع ميكنم كه ديگه من نتونستم بمونمو قطع كردم زدم زير گريه،بهش گفتم تو نبايد بهم دروغ بگي متنفرم از دروغ گفتنت و اينا ،اخر شبم زنم زد ماشينوپسم بده جواب ندادم و الان چون احتياج داشتم و ديروزم گفته بودم ساعت دوازده كار دارم خودم ،صبح ديدم بجاي اينكه زنگ بزنه بهم اس تو تلگرام داده كه چرا گوشيو برنميداري،ماشينو ميخواستم بدم!با اينكه ميدونست من ظهر احتياج دارم ولي اس رو داده بود با ماشين رفته بود شركت!زنگ زدم كه لازم دارم و اورد الان داد و ماشين خودشو از پاركينم برداشت و برد! الان خيلي حالم بده بغض گلومو گرفته همش فكر ميكنم اون خودخواهه هيچي براش مهم نيس جز خودش!به هيچكس هم زورش نميرسه جز منه بدبخت،تورو خدا ازتون خواهش ميكنم بگين من فكرم اشتباهه يا اين رفتاراش غلطه دارم ديوونه ميشم باز


 
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. من چرا سردرگم هستم؟ و نميتونم از زندكى لذت ببرم
    توسط گلريز در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه 21 مرداد 96, 11:21
  2. همه بدبختيام تقصير خودم!!!!خسته شدم.....
    توسط mohi در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: یکشنبه 03 اسفند 93, 12:18
  3. خسته از زندگيم --- نميتونم همسرم تحمل كنم
    توسط tanhai در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه 16 اردیبهشت 93, 13:09
  4. چطور بايد موضوع كم كاري تيروئيدو به خواستگار بگم؟
    توسط roze sepid در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: پنجشنبه 28 شهریور 92, 13:00
  5. خيلي به كمك احتياج دارم ، خسته شدم
    توسط ستاره سبز در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 22
    آخرين نوشته: دوشنبه 29 بهمن 86, 09:20

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 23:48 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.