یا سلام مجدد
در مورد شما دو سفارش مهم دارم که باید حتما بهش توجه داشته باشید.
اول اینکه شما زندگی مادرتون چون سخت بوده و گفته خودتون پدرتون اونطور که باید در حق ایشون قدرشناسی نکرده نباید با همین نگرش وارد زندگی خودتون بشید. مادر و پدر شما دو انسان جدا هستند و زندگیشون از شما جداست. به زبان ساده و مستقیم انتقام مادرتون رو از شوهر خودتون نگیرید. منظور اینه که مادرتون رو به عنوان یک مورد همیشه در ذهن برای انتخاب رفتارهای خودتون قرار ندهید. هر انسانی با انسان دیگری فرق داره و شما و مادرتون و شوهر شما و پدر شما همگی هانسان های متفاوتی هستید پس خودتون با توجه به زندگی خودتون زندگی کنید نه اینکه از زندگی های نادرست و ناکام دیگران الگو بگیرید. دلیلی نداره که چون مادر شما در زندگیشون گذشت کردند و پشیمان شدند شما گذشت نکنید.
دوم - شوهر شما ابدا کار درستی نکردن که بهتون دروغ گفتن ولی فکر نمیکنید هدف ایشون از این دروغ دوری شما از نگرانی وضعیت اقتصادی ایشون بوده؟ یا حتی غرورشون اجازه نمیداده که بهتون بگن تو مشکلات اقتصادی افتادن ؟
توجه کنید من کار نادرست شوهر شما رو توجیه نمیکنم و چه پسندیده بود که از ابتدا حقیقت رو بهش ما میگفتن اما گویا دلیل دروغ ایشون قدرنشناسی از شما نبوده بلکه دور نگه داشتن شما از وضعیت نامناسب اقتصادیشون بوده که بعد از رفع این مساله هم خودشون اومدن و حقیقت رو گفتن.
قبلا هم بهتون گفتم ببخشیدشون و فراموش کنید و بعدا در فرصت مناسبی در این مورد باهاشون صحبت کنید و مساله رو با گفتگوی مسالمت آمیز حل کنید. بخشش یکی از بزرگترین ارکان زندگی مشترک هر زوجی است. ببخشید تا بخشیده شوید.
از این پس به جای نام psychologist با نام زندگی بهتر به فعالیت ادامه میدم.
علاقه مندی ها (Bookmarks)