ستاره جان مرسی عزیزم حواسم هست
آقای باغبان محترم
متشکر از وقتی که توی این تاپیک و تاپیکای دوستان میذارین
اول اینکه از نظر من رابطه ی قبل از ازدواج با خیانت بعد از ازدواج قابل مقایسه نیست چون چیزی که قبل از ازدواج یک دختر رو به رابطه ی دوستی میکشونه با چیزی که بعد از ازدواج میکشونه کااااملا متفاوته. اینکه برای خیلیا نداشتن دوستی تو گذشته خیالشونو از آینده راحت میکنه خیلی خوبه ولی به عنوان یک دختر که هم جنس های خودم رو خیلی خوب میشناسم بهتون توصیه میکنم به این مساله خیلی اطمینان نکنین. من موارد نقض کننده ی زیادی دیدم
احسنت رمز گشاییتون عالی بود فکر کنم دقیقا همین کلماتو بکار برده :)) حدو مرزها رو نیازی نداشت که روی کاغذ بیارم. راجع به خیلی چیزها صحبت کردیم و توافق داشتیم. مثلا همون نوع پوشش یا نوع برخورد با جنس مخالف و شوخی و رفت و آمدها و ... مشکلی نبود از این نظر چون منعطف هستم و نظر همسرم برام کاملا مهمه.
در مورد پست دومتون بگم که نخیر خانوادم هم مذهبی نیستن و فشاری که به من میارن بیشتر بخاطر بالا رفتن سن هست و میخوان خیالشون از ازدواج من راحت بشه.
میزان حساسیتی که گفتین رو خودم تو شبکه های اجتماعی پیگیری کردم و متوجه شدم در حد خودم هستن. یعنی نه اینکه جنس مخالف رو ببینن سرشونو بندازن پایین. حرف میزنن ولی محترمانه و حریم هایی که مد نظر من بود رو به نظرم رعایت میکردن.
آقای فدایی یار
متشکر از شما
در مورد نکته ی اولی که نوشتین من فکر میکنم مورد دوم باشه اما مستقیم نپرسیدم. در مورد دوم هم اتفاقا برعکس من توی جلسه ی دوم و سوم خیلی روی تفاوت ها زووم کردم و همونطور که اینجا نوشتم سعی کردم نظرشونو برگردونم. من کاملا منطقی پیش رفتم ولی فکر میکنم این آقا تا حد زیادی از من خوشش اومده، تمایل به ادامه داره و از گذشته اصلا حرفی نمیزنه، کلا با آشنایی برای ازدواج مشکلی نداره و نمیدونم شاید همینقدر که گفتم براش کافی بوده
اون فرصت شش ماهه که به دوست قبلی هم دادم دیگه تموم شده و ایشون حرکتی نکرد این از نظر من یعنی بسته شدن پرونده برای همیشه...
بازم ممنون
پ.ن. دوستان عزیز اگه تاپیک اذیتتون میکنه میتونین صفحه رو ببندین، هیچ اصراری برای اینکه نظرتونو بنویسین نیست! فقط امیدوارم این تاپیک جای کسی رو تنگ نکرده باشه









علاقه مندی ها (Bookmarks)