سلام
این حس همدلی و همدردی را با خواهر زاده هایتان ادامه دهید - چون باعث میشه اونها بفهمند که شما هم ناراحت هستید .
وقتی به این موضوع پی بردند ، به خودشون میگن یه نفر دیگه هم مثل ما ناراحت هست
این حس یه نفر دیگه ، به کودک میگه من تنها نیستم – وقتی این حس با هم بودن را حس کنه - دیگه نمی ترسند و دل تنگ نمیشند !
می تونید برای این حرف زدن ها تنوع هم بدهید !
مثلا یه بار چراغ ها را خاموش کنید – شمع روشن کنید – زیر نور شمع با هم درد و دل کنید – با هم حرف بزنید – نقاشی بکشید
اون فرد صمیمی خیلی مهمه !
پس مادر گرامی شما و یا مادبزرگ بچه ها می تونه حتی ، منجی نوه ها ش باشه و بهشون کمک کنه !
چون بچه ها با مادربزرگشان راحت هستند ،،، سعی کنید بیشتر در کنار هم باشند و با هم همدلی و همدردی بیشتر بکنند.
.........................................
در مورد مفهوم مرگ باید به بچه آهسته آهسته گفته بشه – و هر سنی مطلب بیشتر باز بشه !
در سن ( 5 و 7 ساله ) به نظرم در مورد بهشت و جهنم نباید زیاد حرف زده بشه - بیشتر سعی کنید بگید رفته پیش خدا
اون که بچه میگه من می خوام برم بهشت پیش مامان ، داستان پروانه و کرم ابریشم را بگید !
یعنی باید بگید کرم ابریشم یه مدت زندگی می کنه – سپس تبدیل به پروانه میشه و پرواز میکنه !
هر کرم ابریشمی در زمان معینی تبدیل به پروانه میشه و این زمان را خدا میدونه .
یعنی کرم ابریشم دیگه نمی تونه مثل کرم زندگی کنه پس باید بره یه جا دیگه !
حالا چه جوری بره : باید پروانه بشه !
زمان اون را خدا میدونه
ما انسانها هم اینجوری هستیم - یعنی یه عده ای جوون هستند میرند – یه عده ای زیادی پیر می شند و بعد میرند پیش خدا.
یعنی باید کودک بفهمه ، هر انسانی در سن های مختلف دیگه نمیتونه کارهای عادی خودش را انجام بده - برا اینکه اون کارها را انجام بده ، پروانه میشه و میره پیش خدا!
اگر این گفتار با نقاشی باشه بهتره – چون نقاشی برای کودکان آرامش بخش هست !
البته سحر خانم هم راه حل جالبی گفتند - میتونید روش ها ی ابتکاری هم به خرج بدهید در این زمینه .
برای رسیدن به این مهم باید کودک را خوب بشناسید !
............................................
شاید کودکان فکر کنند شخصی که میره زیر خاک چه جوری غذا می خوره - چه جوری آب می خوره و ....
و باعث میشند دلشون بسوزه ! و ناراحت بشند !
شاید خواهرزاده هایتان فکر می کنند اگر مثلا الان مامان رفته پیش خدا – امکان داره شما هم برید و اونها تنها بمونند!
در واقع کودک با از دست دادن یکی از والدینش ، احساس نا امنی میکنه !!!
باید این خلع برطرف بشه و باید بدانند شما در کنارشان هستید و از اونها مراقبت می کنید .
این نگرانی به نظرم طبیعی هست و یه دوره ای داره !
سعی کنید در این مدت حیاتی ، احساس امنیت بیشتری برای آنها ایجاد کنید – مثلا نشان دادن عکس و خاطره ها - همدردی و همدلی - محیط امن و دور از تنش !!! به این مهم کمک میکنه .
صبو باشید و آرام آرام خواهرزاده هایتان را هدایت کنید ، و با پیشرفت سن مطالب را بیشتر برایشان باز کنید !
ممنون.
.................................................. ...................................
در مورد ناراحتی مادر گرامیتان خدمتتون بگم که برای رفع این نگرانی خداوند در سوره مبارکه الحدید قضیه را روشن کرده :
آیه مبارکه 22 و 23 :
هیچ مصیبتی چه در ( روی ) زمین ( از قبیل زلزله و قحطی و ناامنی ) و چه در نفوس خودتان ( نظیر جراحت و مرض و مرگ ) روی ندهد جز آنکه در کتابی ( لوح محفوظ ) پیش از آنکه آن را ( زمین یا شما یا آن مصیبت را ) خلق کنیم ثبت است ، همانا این ( کار ) بر خدا آسان است.
این بخاطر آن است که برای آنچه از دست داده اید تأسف نخورید ، و به آنچه به شما داده است دلبسته و شادمان نباشید و خداوند هیچ متکبّر فخرفروشی را دوست ندارد!
یعنی خدا می خواد بگه اگر یه عزیزی را از دست دادید - غصه زیاد نخورید ! ما آن را قبلا با تاریخ مشخص ثبت کرده ایم ! پس ناراحت نشدید و به خداوند توکل کنید
و از طرفی وقتی چیزی به دست می آورید مغرور نشید
چون ما از حکمت خداوند آگاه نیستیم !
یعنی می خوام بگم به مادر گرامیتان بگید خودش را مقصر ندونه
آدم باید با یه بهانه ا ی بره و زمان آن برای خدا مشخصه ! ( برای خدا خیلی آسونه این کار!)
کرم ابریشم یه روزی تبدیل به پروانه میشه ،،
خدای کرم ابریشم میدونه کی اون پروانه میشه !
به مادر گرامیتان این آیه را بدهید .
یه مادر یا پدر باید فرزندش را ببوسد !
ولی باید بدانیم فرزندانمان دارایی ما نیستند ! و ناگزیر روزی خواهند رفت .
ما هم همین طور.![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)