از همه دوستان عزیز ممنونم
من اگر میخواستم اجباری برای زندگی کردن همسرم با خودم اعمال کنم زمانی که پاش و کرده بود توی یه کفش ،که بیا دادگاه امضاء کن و برو ، اصلاً طلاقش نمیدادم . مثل خیلی از کسانی که میشناسم و دیدم و دارم میبینم ،بهش میگفتم طلاقت نمیدم ! بشین تو خونه ،حق سرکار رفتنم نداری ! و خیلی از محدودیتهایی که به حقوق شرعی و قانونی خودم میتونستم انجام بدم و کسی هم نمیونست حرفی بزنه .
اینم یادآور بشم که من خونه رو بخاطر محکم شدن پایه زندگیم و خوشحال کردن همسرم بنامش زده بودم ( در ضمن من وکالت بلاعزل خونه رو هم داشتم از ایشون ، اگر بحث آزار و لجبازی بود خیلی کارها میتونستم انجام بدم .)
همسر سابق من کلّاً ۴ سال سر کار رفته و همه حقوقش و هرجوری که خودش دوست داشته خرج کرده . منم آدمی نبودم که بعد از ورشکستگی بشینم توی خونه و بزارم ایشون خرج منو بده ! کارگری کردم ! مسافر کشی کردم ! کار خدماتی و تأسیساتی کردم !!! میخوام بگم که از کار نه میترسم ،نه عارم میشه !!!
اندازه خرجی خوده م درآمد داشتم !
همسر سابق من توی زندگیش هیچ محدودیتی نداشته ،هر کاری که دوست داشته کرده ! هرجایی که خواسته رفته ! هر جا نخواسته نرفته ! از همه خواهرهای خودش راحت تر و آزاد تر زندگی کرده !
و
و
و
اینهایی که نوشتم فقط محض یادآوری بود و اصلاق قصد جبهه گرفتن ندارم .
حالا از همه اینها که بگذریم من همین الان هم هیچ اجباری برای ایشون ندارم . من دارم سعی میکنم عشقی که هنوز توی دلم هست رو به همسر سابقم نشون بدم .
همه خانواده همسرم میدونن که ما عاشق زندگیمون و عاشق همدیگه بودیم . الان هم حال روحی همسرم خیلی از من بدتره ! اطرافیانش میخوان یجوری ،یه کاری بکنن که روزها و لحظه های خوبی که در کنار همدیگه داشتیم یادش بیاد و فقط روی خاطرات بد زوم نکنه ! چون میدونن داره با خودش میجنگه !
مطمئن باشید اگر من آدم زورگو و زبون نفهمی بودم هیچوقت خانواده خودش تلاش نمیکردن که پاره تنشون و دوباره بندازن زیر دست یه انسان اولیه !
نه من توی زندگی شما بودم ،نه شما توی زندگی من بودید ! پس زمانی باید از راه رفتن همدیگه ایراد بگیریم که حداقل ۲۰ قدم با کفش همدیگه بتونیم راه بریم .
بازم ممنونم که تاپیک رو میخونید و نظرتون و مینویسید !
من یاد گرفتم از سنگهایی که به سمتم پرت میشه برای خودم پلکان درست کنم و به سمت بالا پیش برم .








علاقه مندی ها (Bookmarks)