به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 564

Threaded View

  1. #11
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 27 اردیبهشت 04 [ 12:05]
    تاریخ عضویت
    1390-2-14
    نوشته ها
    1,634
    امتیاز
    43,486
    سطح
    100
    Points: 43,486, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveVeteranTagger First Class25000 Experience Points
    تشکرها
    5,992

    تشکرشده 8,211 در 1,575 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    369
    Array
    این تاپیک بیاد بالا و من پست نگذارم !!!!! غیر ممکنه.

    می خوام اول یک نکته ای بگم دوستانی که در این تالار کم و بیش با من آشنایی دارند می دونند آنقدر هم به ظاهر زندگی رمانتیک و ایده آل از دید دیگران مخصوصا (خانواده ام ) ندارم.

    اما در همین زندگی هر روزش با تمام سختی هاش ، تلخی هاش باز هم فرصت ها پیش می یاد که من و همسرم خاطرات عاشقانه بسازیم.

    تا حالا دیدین کسی شوهرش باهاش قهر کنه به عنوان خاطره عاشقانه ازش یاد کنه؟!!! این بر می گرده به همون نگرش و دید مثبتی که می شه به وقایع پیرامونمون داشت.

    چند شب پیش همسرم قرار بود برون شهرستان ، به خاطر اینکه بچه ها دوست داشتند بروند پارک ، سفرشون را به تاخیر انداختند.

    سوار ماشین شدیم همان موقع یکی از دوستان با من تماس گرفتند و من مشغول صحبت شدم یک مقدار صحبت من و دوستم طول کشید. در نظر داشته باشید وقتی همسرم منزل هستند من با تلفن اصلا صحبت نمی کنم اگر کسی هم تماس بگیرن صحبت رو سریع جمع می کنم.

    بعد که تماس تمام شد دیدم اخم های همسرم رفته توی هم ، اینم بگم خود همسرم زمانی هم که منزل هستن 24 ساعت روی گوشیش تماس داره و ناچارا مجبوره صحبت کنه.

    به همسرم گفت قیافه اخمو اصلا بهت نمی یاد که عصبانی شدند گفتند امشب به خاطر اینکه بیشتر پیش شماها باشم سفرم رو کنسل کردم بعد شما اینقدر طولانی با دوستت صحبت می کردی مگه نگفته بودم هر وقت کسی زنگ زد و من بودم بگو بعدا تماس بگیرن؟

    احتمالا می گید عجب شوهر خود خواهی ، چقدر آدم رو محدود می کنه ، آدم حتی حق نداره وقتی توی ماشینه هم با کسی صحبت کنه تازه نرفته هم توی یک اتاق دیگه که همسرش نفهمه چیا می گن!!!!

    اما به نظر من عاشقانه بود ، چون متوجه شدم چقدر همسرم به من نیاز داره ، اینکه اون تمام توجه من را می خواهد ، چقدر اذیت شده با این حال گذاشت تمام مکالمه ام انجام بشه ودر طول مکالمه شکایتی هم نکرد ، چقدر براش با ارزش هستم که زمانی که خودش هست نمی خواد من را باکسی قسمت کنه.


    پ.ن.همیشه نیمه پر لیوان را ببینیم.
    پ.ن. نگران نشید من دیدم همسرم ناراحته و گفتن هر حرفی در این شرایط اوضاع رو بدتر می کنه دو تا کار انجام دادم یکی اینکه ازش خواستم برام آب هویج بستنی بگیره چون حالم بد بود ، اونم با حالت قهر رفت گرفت . چقدر هم به من مزه داد. دوم اینکه تا صبح کاری به کارشون نداشتم و هیچ صحبتی نکردم . صبح که از خواب پاشدیم نه قهری بود نه عصبانیتی . آشتی آشتی تا روز بهشتی.
    ویرایش توسط بی نهایت : چهارشنبه 06 مرداد 95 در ساعت 20:47

  2. 5 کاربر از پست مفید بی نهایت تشکرکرده اند .

    mohamad.reza164 (چهارشنبه 06 مرداد 95), nilo95 (دوشنبه 18 مرداد 95), کلانتر جو (پنجشنبه 26 بهمن 96), پاپیون (سه شنبه 19 مرداد 95), Zahra.Tgh68 (چهارشنبه 06 مرداد 95)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 16:15 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.