
نوشته اصلی توسط
sara 65
آقای کامران
ازتون تشکر میکنم بخاطر پاسخ مفصلی که برای من نوشتین
تقریبا خیلیهاش رو قبول دارم و شاید بعضی جاها از نوشته ی من واقعا شعاری باشه. حداقل میدونم که سعی خودم رو میکنم و مثل هر دختری اگه محبت ببینم سریع جذب میشم. اما همونطور که گفتین احتمال مقایسه زیاده...
یک چیز دیگه اینکه آقایی که باهاش دوست بودم دوست هایی داشته که بعد از 6 یا 7 سال دوستی ازدواج کردند. حتی تو خانواده ی خودش هم دوستی طولانی و بعد ازدواج خیلی رایج بوده. یعنی یک نفرو که از همه نظر قبول داشتن برای ازدواج انتخاب میکردند و کاملا هم متعهد بودن تا شرایط ازدواج درست شه. برای همین من تو اینکه هدفش ازدواج بوده شک ندارم ولی خب مثل خودش تحمل نداشتم 6-7 سال صبر کنم تا شرایطش درست شه! امیدوار بودم که زودتر درست شه ولی اون خیلی خونسرد و با آرامش کارهاشو پیش میبرد.
الان سوال مهمی که ازتون دارم اینه که اگه حقایقی که اینجا بهتون گفتم و نمیدونستین و من اون چیزایی که خودتون نوشتین رو بهتون میگفتم (بدون علامت سوال و تعجب) برای شما قابل قبول بود؟ و اینکه اگه بعدها بفهمین رابطه عمیق تر و عاطفی تر بوده چه احساسی داشتین؟؟ ممنون میشم جواب این سوالمو حتما بدین
سارا
ازت خواهش مي كنم به خاطر خودت از خواب بيدار شو! تا كي ميخواهي خودت را به خواب بزني؟ خودت را گول بزني؟
اگر رويه ات و طرز فكرت در چنين سني كه انتظار بلوغ اجتماعي ميرود همچنان اين هست و قصد بدبخت كردن خودت را داري مشكلي نيست اما لزومي ندارد فرد ديگري كه ميتواند همين خواستگار جديد باشد با خودت غرق كني.
تو واقعا در حال حاضر آمادگي براي ازدواج نداري.
اين آقاي دوست قبلي شما با چنين خانواده روشنفكري، چنين نحوه ازدواجي را براي خواهر يا دختران خانواده اش هم توصيه ميكند؟
بله خونسردي خاصيت رابطه هاي بي تعهد هست.
سارا بدون خواندن تاپيك هاي قبلي ات، تحليل من از تو اين هست:
تو به خاطر عدم تامين عاطفي از سمت خانواده و احتمالا مشكلات خانوادگي وارد اين رابطه بي هدف به ظاهر به قصد ازدواج با اين فرد شدي. رابطه طولاني شد چون كمبود محبت مزمن تو را تا حدي تامين مي كرد.
سارا مشكل تو اين هست كه شروع اين رابطه اشتباه بوده و تو خودت اين را نپذيرفتي!
من دوست ندارم خيلي از زندگي شخصيم بنويسم، اما براي تو مينويسم شايد تلنگري باشد كه تو را از خواب بيدار كند.
در اطرافيانم دختري را ميشناختم كه در خيابان با پسري اشنا و عاشق او شد. پسر با وجود سن بالا هيچ چيز نداشت. نه تحصيلات، نه پول، نه تخصص خاصي!
نتيجه اينكه دختر با تهديد خانواده اش و به زور با اين پسر ازدواج كرد. و اين پسر در حدي بود كه خانواده دختر از ترس ابرويشان همه هزينه ها حتي كت شلوار شب عقد و عروسي او را هم خودشان تهيه كردند. ايا فكر مي كني الان خوشبختند؟ ايا فكر مي كني اين اقا الان مدير عامل يك شركت بزرگ هست؟ يا احترامي در خانواده دختر دارد؟
سارا فكر نكن سرعت پيشرفت اين ادم بعد از ازدواج تغيير مي كند.
به نظر من تو به طور جدي نياز به مشاوره فردي داري تا بهتر خودت را بشناسي. سوال اصلي من اينجاست، چرا سارا وارد چنين رابطه اي شده؟ يا اساسي تر، چرا سارا به فردي در اين حد راضي شده است؟
سارا خودت را تكان بده، جبهه نگير، فكر كن، بيدار شو!
در مورد سوالت، تو به سوال من جواب بده، اگر جاي من بودي، روي ارتباط قبل ازدواج حساسيت داشتي و امكان ازدواج با چهار فرد زير را داشتي كدام را انتخاب ميكردي؟
١- دختري كه هشت سال هست او را ميشناسي. ميداني دوستت دارد اما اين موضوع هيچوقت صريح بينتان مطرح نشده است. صادق هست، اما بر خلاف فرهنگ جامعه و خانواده اش تا به حال چندين رابطه كوتاه مدت دوستي داشته كه از اين ميان تنها يك رابطه فقط به قصد دوستي و بي هدف بوده و باقي به قصد ازدواج بوده اند. از دوستي ها وروابطش دفاع ميكند و مي گويد خوب بوده اند چون از انها نحوه ارتباط را اموخته است!
٢ - يك دختر اروپايي زيبا كه مطابق با فرهنگش تا به حال دوست پسرهايي داشته و قاعدتا با برخي از انها رابطه جنسي هم داشته است.
٣- دختري كه مدت كوتاهي است او را ميشناسي و متوجه دروغگويي اش در برخي موارد شده اي. و خوب شايد برخي مسائل انقدر ها هم براي تو مهم نبوده، اما به دليل دروغهايش كه خودت پس از تحقيق متوجه شده اي او را قابل اعتماد نمي داني!
٤- يك دختر ١٨ ساله كه ١٢-١٣ سال از تو كوچكتر است، اما خانواده اش با توجه به موقعيتت شديدا موافق ازدواج تو با او هستند و حتي پيشنهاد اشنايي اوليه از خودشان بوده است.
شايد جواب تو به اين سوال به تو كمك كند تا درك بهتري نسبت به ديدگاه يك پسر داشته باشي. براي من تنها حسرتي كه مانده اين هست كه اي كاش دختر شماره ١ ان يك رابطه بي هدف ازدواج را نداشت و اي كاش از اشتباهاتش بي منطق دفاع نمي كرد.
اما اگر به من اين مطالب را مي گفتي، انقدر به اين بلوغ رسيده ام كه اين اشتباه را به حرمت صداقتت و مولفه هاي احتمالي مثبت ديگر كه در تو ديده ام نديده بگيرم. اگرچه قاعدتا خوشحال نمي شدم.
اما اگر بعدها متوجه رابطه عميق تر عاطفي بشوم، بستگي به موقعيت دارد. اگر دركم اين باشد كه همسر فعلي من از ان رابطه به عنوان يك اشتباه ياد ميكند و در طول زندگي انقدر به من محبت، عشق، علاقه و از خود گذشتگي نشان داده باشد و مطمئن باشم يك لحظه با من بودن را با هزارسال بودن با ان فرد هم تعويض نمي كند، مسئله بزرگي برايم نخواهد بود.به خصوص اينكه دروغي به من نگفته است.
اما اگر متوجه شوم كه درك و احساسش به ان رابطه نه يك اشتباه بلكه يك حسرت است، خورد ميشوم و ميشكنم. و البته با توجه به شناختي كه از خودم و نقاط ضعفم دارم، مي دانم كه واكنش بسيار تندي خواهم داشت و شايد ديگر نتوانم با اين فرد زندگي كنم.
سارا خواهشم اين هست كه به يك مشاور مراجع كني و سنگهايت را با خودت وا بكني. درگيري تو با فرد قبلي عميق هست و اين موضوع بايد روشن شود كه كدام پاشنه اشيل تو را به رضايت و رابطه عاطفي عميق به فردي با چنين سطح پاييني كشانده!؟
تو كه انقدر مولفه هاي مثبت و خانواده خوب داري كه خواستگار به نسبت خوب رسما به منزلتان بيايد چطور به چنين فردي با سطح پايين راضي شده اي؟
در چنين شرايطي من توصيه ام به تو اين هست كه شانس ازدواج با خواستگارت را از بين نبري اما تا زماني كه مشكلات فردي ات را به طور كامل حل نكرده اي به هيچ عنوان با او وارد مراحل جدي رابطه نشوي.
موفق باشي
كامران
عاشق همه سال مست و رسوا بادا
ديوانه و شوريده و شيدا بادا
با هوشياري غصه هر چيز خوريم
چون مست شديم هرچه بادا باد
علاقه مندی ها (Bookmarks)