نقل قول نوشته اصلی توسط حیاط خلوت نمایش پست ها
من خودم مسئول کتابخونه ام
این مشکلات هست
حتما تمرکز طرف رو بهم ریختی اعصابش خرد شده همین
فردا قبل از رفتن تو سالن برو کنار دست یکی از بچه های درس خون بشین تا دوستت هوس نکنه بیاد پیشت یه چند روز این کار رو بکن ببین جواب میده یا نه

جالبه بگم من تو چند سال خدمتم همیشه به بچه های سالن تذکر میدم و بهشون سر می زدم اما پارسال یه دخترخانمی با مادرش اومدن کتابخونه و مادرش به من گفت فضولی مگه می خوان حرف بزنن ؟؟؟؟؟؟؟؟
من دیگه نمیرم سر بزنم حتی اگه همدیگه رو تو سالن بکشن هم نمی رم و جالبه بدونین ما هر سال رتبه زیر صد داشتیم دو ساله یه رتبه 10000 هم نداریم
نمیگم به خاطر ماست ولی سکوت و سرکشی و مراقبت خیلی مهمه.
ممنونم از پاسختون
اما اون خانوم خودش هم گاهی صحبت میکنه و صداش به ما هم میرسید البته نه به اندازه دوستای من...
تکرار میکنم من از تذکرش ناراحت نشدم کما اینکه خودم چند بار به خاطر سر و صدای دیگران و از بین رفتن تمرکزم با خودکار کوبیدم روی میز اما بعدش رفتم و به کسایی که سر و صدا میکردن گفتم بچه ها من درسام خیلی سخته ببخشید اگه گاهی چند بار با خودکار میکوبم روی میز اون لحظه خیلی به تمرکز احتیاج دارم... به نظرم میشه که با گفتگو حل بشه
مشکل من فحش دادن اون خانوم بود نه تذکر دادنش...
امروز صبح هم رفتم و به دوستام گفتم که دیگه به هیچ وجه حتی پچ پچ هم نکنیم و اگر با من کاری دارن حتی توی فاصله ی نیم متری هم هستن بهم اسمس بدن...
اون خانوم هم امروز نیومده بود...