سلام آخیش عزیزم خوبی؟
متأسفانه من این حس شما رو هم خوب میفهمم ،میدونم لحظه ای که شنیدی چه حالی بهت دست داد،اون لحظه آدم حماقت خودش میاد تو ذهنش که به قول شما اون مرحوم رو با چه دیدی برای ازدواج قبول کردی و تهش چی شد،بدتر از اون اینکه همش میخوای همسر جدیدشو ببینی بگی واقعا اون بهتره یا من،و شاید خیلی فکرای مسخره ی دیگه،حرفای اطرافیان که چطور از مراسم ازدواجش تعریف میکنن خیلی سخته
نمیدونم خوشبخت میشه یا نه ،اصلا کاری ندارم که زندگیش تهش چی میشه،نمیخوام که بدونم،بیشتر ترسم از اینه که نکنه مقصر اصلی من بودم که اون به این راحتی رفته دنبال زندگیش و انگار اصلا آب از آب تکون نخورده
ان شاالله خدا ببخشتم،و به هممون کمک کنه
خواستم بگم که شما تنها نیستی،منم وقتی فهمیدم خیلی ناراحت شدم،اما به نظرم خدا ی اونا خدای من و تو هم هست ،این روزا هم میگذره








علاقه مندی ها (Bookmarks)