از تمامی دوستانی که زحمت کشیدن و به مراجع این تاپیک پاسخ دادن از طرف خودم تشکر میکنم. هر پاسخ از وجه خودش ارزشمند خواهد بود. ولی تصور میکنم ایشون به پاسخهای دیگهای نیازمند هستن.
متاسفانه هر پستی که ارسال میکنید، آدم رو مأیوستر میکنید. خامی و ناپختگی، عدم بلوغ، خودخواهی، عدم تمایل به کسب آگاهی، عدم تمایل به حل درست و معقول مشکل، تناقضهای عمیق، دلیلهای غیرمنطقی، توجیههای غیر عقلانی و نامتناسب با مشخصاتی که از خودتون ارائه دادید و..... و خیلی چیزهای دیگه از پستهای ارسالیتون قابل دریافت هست.
شاید خودتون متوجه نشید و این برداشت من و دوستانم رو تهاجم تلقی کنید. ولی باور کنید که هر کدوم از ما، با خوندن هر پست از شما، از وجه و نگاهی به ستوه میایم؛ و هر کس قالبی رو برای بیان خشم و یا حس بد درونیش انتخاب میکنه که گاها درست یا نادرسته.
رفتار شما متناسب با سن و ادعای شما نیست، تناقضهای زیادی هست که با خوندن حرفهاتون دیده میشه. هر پست شما جای تحلیل و ریشهیابی دقیق و تخصصی داره که از یه کارشناس آگاه و خبره ساختهست. شما باید در انحمن آزاد یه تاپیک بزنید و با دقت بیشتری موضوعتون رو بررسی کنید.
خیلی متاسف شدم وقتی متوجه شدم که بارزترین نکتهی مدنظر شما **خودتون** هستید. فقط دنبال آرامش خودتون هستید. خب حتما میقرمایید که حقتونه آرامش داشته باشید؛ ما هم این حق رو به شما میدیدم؛ ولی اینکه بارزترین نکته آرامش خودتون باشه، خودخواهانه به نظر ما میرسه.
ممکنه بفرمایید که از خانم قبلی و همسرتون یاد کردید و خودخواه نیستید، ما هم میگیم یاد کردید؛ ولی اونها جزئی از این داستان هستن که یاد کردن از اونها بهگونهای موجه کردن بخشی از خصوصیات نامثبت خودتون هست.
متاسفانه شناختی خاصی به خودتون ندارید، مثلا برای ما معیارهاتون رو ردیف کردید تا بدونیم برای خودتون معیار دارید. من از خودتون میپرسم: آیا موارد یاد شده مهیار تلقی میشن؟ مهربون، حرفگوش کن، موفق در درس و دانشگاه و .... اینها معیار نیستن، در تعریف معیار از نظر اجتماعی و تخصصی؛ این موارد معیار محسوب نمیشن. چهطور معیاری هست که برای فردی محجوب بودن و برای دیگری منتهای سمت مخالف بودن رو پذیرایید. هیچ متوجه این جهش اعتقاد و دید در خودتون هستید؟ و به راحتی اون رو عادی جلوه میدید با گفتن جمله ** برام اهمیتی نداره***و حرفهای شما مدام این مطلب رو پررنگتر میکنه که چقدر غافلید از خودتون.
به حدی حرفهای شما پراکنده و صدالبته قابل پیگیری هستن، که متعاقبا ذهن برای دادن یک پاسخ مناسب پراکنده میشه. و تنها یک متخصص میتونه یه شما کمک کنه.
هیچ زمانی برای شروع دیر نیست، منتها باید بدونید مشکلتون چیه تا شروع کنید.
من و تو، آبروی مونده-ی باغیم و بارآور
من و تو، باغ آفت دیده-ایم اما بهارآور
چنان از ناامیدی-های هم امید میسازیم
که از یک شمع باورمرده صد خورشید میسازیم
ویرایش توسط Blue friend : دوشنبه 21 تیر 95 در ساعت 02:10
علاقه مندی ها (Bookmarks)