واقعا متاثر شدم. اینقدری که نمیدونم چی باید بهتون بگم. البته شماتت کردن شما الان چیزی رو درست نمیکنه.شما با زندگی دو نفر بازی کردین. در تایید حرفای دوستان که گفتن شما بلوغ کافی برای ازدواج رو ندارین عذاب وجدانی که دارین و از دست دادن دختری که عاشقش بودین براتون کفایت میکنه.
یاد یه جمله ای افتادم ینکه طوری زندگی کنید که گرفتن شما از کسی بیشترین عذابش باشه. شما عذابی که از پاشیدن زندگی اون دختر میتونستین بکشین رو تا اخر عمر خواهید کشید. بهش هم دبگه ب عنوان همسر فکر نکنید چون امکان نداره خانوادش اجازه این ازدواج رو بدن.بنابر این اگه کمی وجدان دارین به نظر من خط تلفنتنو رو عوض کنید و براش بمیرین که بتونه با مرگتئن کنار بیاد و بعد مدتی زندگی جدیدی رو شروع کنه.
و در رابطه با همسر فعلیتون.بعد از مدتی که رابططتو رو با اون دختر کلا از بین بردین و روی خودتون و سلامت رفتاری و روحیتون کار کردین ببینید میتونید دوستش داشته باشین یا نه.
معیاراتونو درست در نظر بگیرید و اگه دیدین نمیتونید در صورتی که رضایت داشتن ازشون جدا شین.
به نظر من اون دختر از شما جدا نمیشه چون شما الان شوهرشین و فکر میکنه چون شما کس دیگه ای رو دوست دارین و نامردی کردین میخواین جدا شین
اگه بدونه شما خود اون بنده خودارو دوست ندارین و مبلی بهش ندارین و ممکنه بعدا دوباره خیانت کنید بعیده بخواد با شما زندگی کنه.








علاقه مندی ها (Bookmarks)