سلام به همهی دوستان و واقعا ممنونم از راهنماییهاتون
kaspian عزیز حرفتون کاملا منطقیه باید اون چندبار میرفتم پزشکی قانونی نامه میگرفتم اما نمیدونم چرا اینکارو نکردم واقعا رفتارام منفعلانه بوده. همش پیش خودم فکر میکنم حتما من حرفایی زدم که اون خیلی عصبانی میشه. یا موقع عصبانیت بلند حرف میزنم اون از دادو صدای بلند بدش میاد چون به آبروش خیلی حساسه اما من تو عصبانیت دست خودم نیست اونم عصبانی میشه شروع میکنه به کتک زدن تا من بترسم تا داد نزنم! خودش بارها گفته داد نزنی من هیچوقت قاطی نمیکنم که دست روت بلند نکنم. ولی خب تو دعوا حلوا که خیر نمیکنن خب آدم تو دعوا صداش بالا میره! نمیدونم چیکار کنم واقعا. خودش بعد از اینکه میزنه خیلی پشیمون میشه به غلط کردن میوفته یعنی بلافاصله 10 دقیقه بعد از اینکه کتکم میزنه بغلم میکنه و معذرت خواهی میکنه ولی دیگه چه فایده زخم و کبود شدم اون موقع. احساس میکنم موقع عصبانیت اصلا طبیعی نیست. چشماش یه حالتی میشه
من کلا آدمه ملایمی هستم خیلی دیر عصبانی میشم ابدا تحمل دعوا و اعصاب خوردیو ندارم برای همین زود میبخشمش و میگذرم تا زود تموم بشه. دوست دارم همیشه بهم احترام بداریم ولی واقعاا نمیشه یعنی اون نمیذاره با خساست ها و حرفاش. آقا یا خانم توجیه عزیز اصلا اینطور نیست اتفاقا خانواده تقریبا هم سطح هستیم اما از نظر مالی خانوادهی ما تا حدودی بهتره پدرو مادرم تحصیل کردن. هیچوقت کمبودی نداشتم و پدرم کاملا بچه هاشو از همه نظر ساپورت میکنهو از نظر فرهنگی تفاوت خیلی زیادی دارریم. اونها مردسالاری بیشتر وجود داره. برعکس خانوادهی ما بیشتر زن سالار هستن. از لحاظ ظاهری همه میگن زیبا و خوش استایلم و از شوهرم بالاتر. درحالی که اینو همسرم بهش اعتقاد نداره. منو اونقدرها زیبا نمیدونه اوایل اینو بارها بهم گفت و به خاطر این مسایل بدجور دلمو شکوند. علته اینکه منفعل زفتار میکنم فکر میکنم به خاطر نوع تربیتم هست. مادرم همیشه منو تشویق میکنه به صبرو قناعت مادرم تا میبینه اختلاف داریم یه جوری سعی میکنه درستش کنه تا بدتر نشه. کلن آدمهای آروم ساده هستند پدرو مادرم همین باعث شده منم منفعل بار بیام و خودمو با شرایط همیشه سازگار کنم. منظورتونو از اینکه به خودم احترام نمیذارم متوجه نشدم میشه بیشتر توضیح بدین؟
خنم fgh عزیز درسته واقعا همینه منم با شما هم عقیدم. اصلا خودم با این هدف درس خوندمو ادامه دادم و ارشدمو از یکی از بهترین دانشگاه های تهران گرفتم برای اینکه برم سره کار. اما اینکه همسرم با بی احترامیو و بازور این خواسته رو ازم داره باعث شده یه جور مقاومت تو ذهنم ایجاد بشه یه جور ترس! که چرا باید انقدر اصرار داشته باشه من کار کنم و پول دربیارم!!!!
آقای داود.ت من خودم شخصا اصلا نپسندیم شوهرمو و اصلا از اخلاق و منشش خوشم نیومد اما خانواده یخوبی به نظر میومدن و تحصیل کرده و متین و خانواده ی موفقی و مذهبی به چشم میومدن. همسرم به نمازو روزه کاملا پایبنده. کار داشت و خونه و ماشین هم. همه ی اینا باعث شد خانوادم اونو آدمه مناسبی بدونن برای ازدواج. درسته به نظرم تحقیق ما از خود همسرم خیلی کم و ناقص بود. آخیش عزیز واقعا میگید که از جیبش بردارم؟ آخه میگه نفقه همینکه شکمتو سیر میکنمو خونه رو تامین میکنم و گاهی یه خریدی میکنم واست هست نه بیشتر! میگه اگر بیشتر میخواهی خودت برو کار کن پول دربیار










علاقه مندی ها (Bookmarks)