
نوشته اصلی توسط
جوادیان
سلام اقای میستو عزیز.. نوشته هاتون دردناکه ولی دردناک تر از اون اینه که شما برای رهائی یا شادی خودتون چه کاری کردین؟ دوست عزیز شما که همش تو نوشته هات حرکات منفی دیده میشه ..یه چیز مثبت هم مینوشتی لااقل
میدیدیم یه حرکت مثبتی کردی..حالا هم برای تکمیل کارهای منفیت رو اوردی به خودکشی که تکمیلترش کنی؟؟ با این اوضاع چه کسی میتونه کمکت کنه ..مگه اصلا میشه کمکی کرد؟ شما به چی اندیشیدی تا خدا رو رد کردی؟؟
نمیخوام برات بحث مذهبی باز کنم ولی یه قدم رفتی سمت خدا ؟؟ همش که رفتی سمت کارهای منفی.. فعلا 18 ساله ای و برات لذت پدر شدن بی معنیه که بخوای با اون فکر خودتو عذاب بدی.. کارها یکی یکی و به ترتیب.. اول خلاص شدن
از افکار منفیه.. چون تا مغزت درگیر این چیزهاس هیچ حرکت مثبتی نمیتونه برات بفرسته .. شما الان دارین از داخل چاه به بیرون نگا میکنین و فقط دیوار دور تا دورتون هس .. نه هوای تازه ای نه منظره ای و نه چیز جالبی که اون ته جاه باشه..
البته رفتار پدرتون هم واقعا تاسف اوره.. چون میدونم تو روحیتون خیلی اثر بدی گذاشته.. ولی باید بدونیم چرا این رفتارو در قبال شما انجام میدن.. کمی به خودت حرکت بده فقط کمی نه زیاد.. اگه وضع مالیت بدک نیست حتما تو باشگاه ثبت نام کن و
تو هفته دو روز برو استخر .. به یه روانپزشک هم سر بزن البته نمیخواد پدرتون متوجه بشه.. یه جورائی هم با کمک دایی عمو یا بستگان پدرتو متوجه رفتار بدشون بکن..
فکر خودکشی رو از سرت بیرون کن چون 7-8 سال دگ به این حرفت خواهی خندید
علاقه مندی ها (Bookmarks)