خوش بحالت عزیزم
هم سن وسال خودمی
غبطه خوردم بهت وقتی گفتی همسرم وقتی دست روم بلند کرد پشیمون شد وسعی کرد از دلم دربیاره...
انشاالله مشکلتون خیلی زود رفع وحل بشه وهمیشه عاشق هم باشید..
تشکرشده 43 در 21 پست
خوش بحالت عزیزم
هم سن وسال خودمی
غبطه خوردم بهت وقتی گفتی همسرم وقتی دست روم بلند کرد پشیمون شد وسعی کرد از دلم دربیاره...
انشاالله مشکلتون خیلی زود رفع وحل بشه وهمیشه عاشق هم باشید..
تشکرشده 137 در 63 پست
سلام اسما جان عزیز خیلی خوشحالم کردی و مرسی از وقتی که گذاشتی و پستمو خوندی گلم
+درباره حدست متاسفانه درسته و همسرم تو بچگی خیلی از مادرش کتک خورده و پدرشون هم به رحمت خدا رفته و همسرم چون پسر اوله کلا بار مسئولیت خانواده همیشه و حتی هنوزم روی دوشش بوده ، حتی ما به خاطر این مساله دیر ازواج کردیم چون همسرم خرج خواهر ومادرشو میداد و نمیتونست خونه تهیه کنه .
+من خیلی بش میگم که این رفتارات رابطمونو سرد میکنه ولی دوباره عصبی میشه و میگه تو غلط میکنی من همینم کور که نبودی . البته بعد از دعوا چون عذاب وجدان داره اگه بهش بگم میگه حق داری ، دیگه قول میدم تکرار نمیشه اما فقط به خاطر عذاب وجدانشه و تو حالت عادی حاضر نیس راجع بهش حرف بزنیم و بهم میگه یاد بگیر حرف درگیری گذشته رو نزنی و این حرفا . در حالیکه من هیچوقت دلم صاف نمیشه اینجوری.
+حتما سعی میکنم سخنرانی ها رو گوش بدم مرسی از راهنماییت دوست خوبم ، واقعا خوشحالم کردی
سلام یلدا جان ، عزیزم مرسی که وقت گذاشتی و خوندی پستمو و بیشتر ممنونم که نظر دادی
+عزیزم همسر شما هم عصبیه؟ میشه بپرسم چکار کردی که مشکلت برطرف شه ؟ توی رفتارات چکار میکنی که به نظرت نتیجه داده ؟
امیدوارم اشتباه فهمیده باشم و توام مشکل منو نداشته باشی چون واقعا سخته که ببینی از کسی که عاشقشی داری اسیب میخوری و حتی گاهی این حس بهم دست میده که عشق اون به من واقعی نیس وگرنه کی حاضره به عشقش صدمه بزنه حالا هرچقدم عصبانی باشه ، هرچند موضوع دعواهای مارو بشنوی خندت میگیره البته خودش میگه که اون لحظه اصلا یادش میره من کیم .
دیروز اومد خونه بهم گفت خواهشا راجع به مشکلای بین خودموم به کسی حرفی نزن ، چون قراره امشب به مادرم سر بزنم ، ترسیده بگم دست بزن داره چون قطعا اون موقع پدرم راحتش نمیذاره و طلاق منو میگیره ، منم بهش اطمینان دادم که اگه رو قولش بمونه و دیگ تکرار نشه دلم نمیخواد دیگران تو زندگیم دخالت کنن ، اونم فک کرد من تیکه میندازم به دخالتای مادرش ، داشت دوباره شروع میکرد . دارم فکر میکنم که این ادم عوض بشو نیست
دوستان خواهش میکنم تنهام نذارید و همراهم باشید ، مرسی از مهربونیتون.
تشکرشده 84 در 51 پست
دوست عزیز همسر منم مثل شوهره شما پرخاشگر و عصبیه من 4 ساله ازدواج کردم و یه دختر دو ساله دارم...اولاش خیلی زیاد بود حتی الانم هست ولی کمتر شده همسر من توی دعوا فقط فحش های رکیک به خانوادم میده که خیلی عذاب آوره من فقط سکوت می کنم و وقتی اوضاع خوب شد قسمش میدم که نگو جلوی بچه خوب نیست اونم میگه تو خودت مقصری حقته!!! بگذریم.....شما هم از حالا بهش بگو دوست ندارم وقتی بچه دار شدیم بچه شاهد این رفتار شما با من باشه بیا از حالا که هنوز نیومده یه کاری کنیم که این شرایط اتفاق نیوفته..کمکش کن..شما توی بروز این عصبانیتش خیلی میتونی نقش داشته باشی سعی کن حرفی رو نزنی یا کاری روانجام ندی که احتمال بدی الان عصبی میشه و پرخاش میکنه..سعی کن تاجاییکه میتونی این موضوع تو خانواده ها درز نکنه خودتون حل کنین اول زندگی اصولا این تنش ها پیش میاد اگه از اول مدیریت کنی و راه درست رو پیش بگیری موفق میشی..من به خاطر مشکلم خیلی دلم میخواست با همسرم برم مشاوره حضوری ولی متاسفانه اسم مشاور رونمیتونم جلوش بیاره چون خون به پا میکنه!!! اگه شرایطش رو داشتی شما برو و از همین اول جلوی سخت تر شدن مشکل رو بگیر.
موفق باشی
آوای بهشت (چهارشنبه 09 تیر 95), باغبان (جمعه 11 تیر 95), ستاره زیبا (پنجشنبه 10 تیر 95)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)