مهاجر عزيز
ممنون از لطفتون ،اميدوارم زودتر به مقصدتون برسيد...
برخي از مطالب ، يادداشتهاي شخصي ام هستند که برام جالب بودند واملا شون کردم. اما اين داستانک ها عمدتا ايميلهائي که دوستام برام ارسال مي کنند. که اگه منبعشو قيد کرده باشند منم حتما مي نويسم. مثل مناجات حسن زاده آملي ويا بعضي از کلمات قصار.
اما قصه چهار زن ادامه اش اينه...
.
.
در حقیقت همه ما چهار زن داریم !
الف : زن چهارم که بدن ماست . مهم نیست چقدر زمان و پول صرف زیبا کردن او بکنی وقت مرگ ، اول از همه او ترا ترک می کند.
ب: زن سوم که دارایی های ماست . هرچقدر هم برایت عزیز باشند وقتی بمیری به دست دیگران خواهد افتاد.
ج : زن دوم که خانواده و دوستان ما هستند . هر چقدر هم صمیمی و عزیز باشند ، وقت مردن نهایتا تا سر مزارت کنارت خواهند ماند.
د: زن اول که روح ماست. غالبا به آن بی توجهیم و تمام وقت خود را صرف تن و پول و دوست می کنیم . او ضامن توانمندی های ماست اما ما ضعیف و درمانده رهایش کرده ایم تا روزی که قرار است همراه ما باشد اما دیگر هیچ قدرت و توانی برایش باقی نمانده است.





پاسخ با نقل قول

علاقه مندی ها (Bookmarks)