سلام.مرسی که به تاپیک من سر زدین.
من یکماهه به شوهرم اصلا زنگ نزدم,البته اگه هم میزدم تلفن رو جواب نمیدن که بتونم باهاشون حرف بزنم.قبلا هم که باهاش حرف میزدم اصلا انگار هیچی نمی شنید و عصبانی میشد و فرار می کرد!!!!
الان هم اصلا نمیدونم کار درستیه باهاش حرف بزنم یا نه؟اگه درسته چه جوری راضیش کنم که حداقل تلفن جواب بده؟یا همچنان صبر کنم و زنگ نزنم؟
از نظر مساله مالی خودش گفت که الان وضعیتم خیلی بده و زیر صفره و حتی از چند سال پیش هم عقب ترم,خیلی ناراحت بود.
من اون یکماه اخر که همسرم رو ندیده بودم خیلی خیلی ابراز دلتنگی می کردم ولی ایشون همش میگفت حوصله ندارم یا وقت ندارم و هیچ حرفی نمیزد.هر چی می گفتم بگو مشکلت چیه تا حلش کنیم هیچی نمی گفت.
یکماه پیش ازش پرسیدم چرا انقدر اذیت می کنی منو که گفت یه مشکلی واسم پیش اومده بود و حالم خوب نبود.گفتم چه مشکلی کلی گفت مهم نیست.
فکر نکنم از عروسی گرفتن میترسید چون خودش التماس و پافشاری کرد که تاریخ عروسی رو هرچه زودتر تعیین کنیم و زودتر مستقل بشیم.
من خودم اون اواخر استرس عروسی داشتم و دوری و دلتنگیم هم باعث شده بود غر بزنم سرش و اونم شاید از این موضوع کلافه شده و ترسیده,البته شاید.هر چی گفتم این مسایل به خاطر عقد طولانی و دوری و دلتنگیمون بوده گوش نمیده.همش عصبانیه.انگار خودشم کلافه هست.
کاش فرشته مهربان و بالهای صداقت و اقای مدیر هم به تاپیکم سر میزدن و نظرشون رو می گفتن
نمی دونم هنوز صبر کنم و همسرمو به حال خودش بزارم یا کاره دیگه؟چیکار کنم؟
جویبار لحظه ها جاریست....
علاقه مندی ها (Bookmarks)