نقل قول نوشته اصلی توسط نیم پز نمایش پست ها
بهار جان این یه اتفاق توی گذشته بوده باید خودتو ببخشی
به عنوان یه مادر به خودت نگاه کن فکر کن دخترت یه کاری کرده و حالا پشیمونه. باید ببخشیش
اون پشیمونه حالا ازدواج کرده و قول میده دیگه همچین اشتباهی نکنه. دیگه بهش فکر نکن تا همسرت هم بتونه فراموش کنه.
اون ادم هرچی میخواد فکر کنه.مدرکی داره که رابطتونو اثبات کنه؟
به فکر اون کاری نداشته باش
چون توام میتونی همون فکرها رو دربارش بکنی
رابطه تو باهاش قطع کن به بهانه شوهرت خیلی رفت و امد نکن.
خدا ستار العیوبه اگه پشیمون باشی و تکرار نکنی مطمئن باش میبخشت و پنهانش میکنه.
شاید یه روزی این تجربه به دردت خورد .
زندگی کن خوب؟
سلام دوست مهربان ممنون از همدردیت,راستش من طرز فکر مردم و اینکه الان راجع بم چی فکر میکنن خیلی واسم مهمه,گفتم همیشه هم تو فامیل همه از من تعریف میکردن و منو یه دختر با شخصیت میدونستن واسه همین خیلی حس بدی دارم, رفت و آمد ندارم و همه میگن من گوشه گیر و افسرده شدم,نمیدونن که,از طرفیم اونی که دلیلشو میدونه حس میکنم خوردم کرده,رابطمو که با اون آدم قطع کردم موضوع جمعای فامیله که اونم باشه,میخوام زندگی کنم فقط راهشو نمیدونم...من واقعا توبه کردم و کسی غیر از همسرم تو فکرمم نیست