بسم الله الرحمن الرحیم
سلام خانم سارا
ماه رمضان تون مبارک باشه
و توکل علی الله و کفی بالله وکیلا " به خداوند اعتماد کن که تنها خدا تو را یاور و نگهبان کافیست.
شاید اگر به پست های من در سایت نگاه بندازین برداشت کلی تون این باشه که من یه آدم نسبتا مذهبی مقید باشم (پناه بر خدا ،ان شاءالله که خدا من رو بهتر از اون چیزی که بقیه در موردم میدونن قرار بده) ولی جداً به حال فعلی تون غبطه می خورم.
خانم سارا یک سال دوری از چنین مشکلی خیلی توفیق میخواد و حتما خدا هم خیلی هواتون رو داشته.
اصلا و ابدا هم نمیشه برچسب یه دختر خراب رو به شما زد ،خب واقعا سن تون کم بوده و تجربه کافی هم نداشتین و مطمئنا خدا هم این رو در نظر میگیره و از طرفی همه ما فزصت ها زیادی رو از دست دادیم و برامون حسزتش مونده ،ولی این حسرت می تونه پیش برنده باشه و می تونه واپس زننده باشه.
اگر شما بخواید از حسرت هاتون درس بگیرین که دیگه کاری در حق و وجود با ارزش خودم نکنم که بعد بخوام افسوسش رو بخورم خب این پیش برنده هست ولی اگر قرار باشه فقط بخواید غم این موضوع رو بخورید مطمئنا درست نیست و خدا هم نمی پسنده.
ولی من دو چیز اساسی رو بهتون توصیه می کنم ،یکی مشاوره با یک مشاور متعهد(می تونین برای شروع توی بخش انجمن آزاد همین جا ثبت نام کنین تا بعد به یک مشاور حضوری خوب معرفی بشین )
دوم این که گروه دوستان تون رو آرام آرام تغییر بدین ،چون دوست آدم به شدت بر روی آدم اثر میذاره .
چه جوری؟
با دختر های خوب و مذهبی مخصوصا اون هایی که روحیه بسیار مهربانی دارن،صبور هستن و زود بقیه رو قضاوت نمی کنن در کنار همین دوستان تون آرام آرام رابطه برقرار کنین ،بعد خودتون یواش یواش به سمت چنین آدم هایی گرایش پیدا می کنین چون سطح قابل قبولی از نیازهاتون برطرف میشه و حس می کنین کسی هست که بتونین باهاش حرف بزنین ،حرف هایی از جنس مهم ترین نیاز هاتون.
به هر حال خواهش می کنم به این دو موضوع خیلی خوب توجه کنین .
و بعد هم روحیه و بعد مذهبی و دوست داشتن خدا توی شما کاملا محسوس هست و بدونین این هم یک نیاز جدی برای شما هست نه یک موضوع در کنار موضوعات پراکنده زندگی ، شما نیاز دارین که خدا رو دوست داشته باشین و دین هم از همین احساس نیاز پنهان اما عمیق در آدم شکل میگیره ،دین یه دستور العمل هست برای حس نزدیکی به خدایی که ما فطرتا خیلی دوستش داریم ،مثل خیلی دستور العمل های دیگه دستورالعمل رانندگی ،آشپزی ،تست زدن و کنکور دادن و....
و اما بخشی از یه کتاب رو براتون میذارم و در انتها لینک صفحه دانلودش رو هم براتون میذارم:
(«إنْ هُوَ إلاّ ذِكْرٌ لِلْعَالَمِينَ»؛ اين قرآن كه ذكر براي عالمين است، همان قصهي جان همهي بشريت است، يعني تمام ابعاد اصيل بشريت را اين قرآن در بر ميگيرد. اي پيامبر بگو: من اين قرآن را براي شما آوردهام تا قلب و جان شما را با حقيقت مرتبط سازم و در نتيجه در راحتي کامل وارد شويد. و خداوند به حضرت ميفرمايد بگو: قصهي خودم هم همين است، لذا در راستاي چنين روشي و چنين موضوعي، اصلاً به خودم فشار نميآيد.
به عنوان مثال در نظر بگيريد اگر الآن بخواهيد يک ساعت داشته باشيد، به اندازهي خريدن ساعت بايد به زحمت بيفتيد. هر چيزي را بخواهيد براي خودتان نگهداريد، به همان اندازه بايد زحمت بكشيد. اما يك چيزي است كه نزديكترين و راحتترين چيز است؛ و آن خدا است و لذا در عين آن که کاملترين چيزها است، داشتن او هيچ سختي ندارد، چون پيش شما است و جان شما به راحتي ميتواند با او در تماس باشد، کافي است ما موانع مزاحم را از ميان برداريم.
اگر بخواهيد نان داشته باشيد، بايد تلاش كنيد و آن را تهيه کنيد، براي بهدستآوردن گندم بايد سختي كشيد و آن را از دل زمين بيرون آورد، ولي براي بهدستآوردن آب زحمت كمتري نياز است، از طرفي هم نياز ما به آب بيشتر از نان است، ميتوان حدود سي روز نان نخورد و غذا نداشت ولي نمرد، ولي اگر هفت يا هشت روز بيآب باشيد ميميريد، در حالي كه آب به شما نزديكتر و لطيفتر است. هوا نسبت به نان و آب، به شما نزديكتر و براي شما مهمتر است و پنج يا شش دقيقه بيشتر نميتوان بدون هوا ماند، يعني از يك طرف خيلي مهم است و از طرف ديگر خيلي لطيف و نزديك است. حالا خدا به ما از هوا نزديكتر و در ذات خود از آب لطيفتر است و بيش از نان و آب و هوا مورد نياز ما است، تمام وجود ما از اوست و تمام معني ما در ارتباط با او معني خواهد داشت. يك قاعدهاي در اين عالم هست؛ كه هر چيزي از نظر مرتبهي وجود، شديدتر است، لطيفتر و به ما نزديكتر است، و چون خداوند هستي مطلق است، هم از همه چيز لطيفتر است و هم از همه چيز به ما نزديكتر است. درست آن را كه آدم شديداً به او نياز دارد، از همه به او نزديکتر و قابل دسترستر است.
خدايي که غذاي جان ما است و اصيلترين بُعد ما يعني قلب، از طريق او تغذيه ميشود و نقصاش برطرف ميگردد، به راحتترين شکل در اختيار ما قرار ميگيرد. حالا همين قاعده را براي قرآن در نظر بگيريد، قرآن جلوهي حضرت حق است و غذاي جان ماست؛ فرمود: «إنْ هُوَ إلا ذِكْرٌ لِلْعَالَمِينَ»؛ چيزي نيست مگر ذكر و غذاي جان بشريت. «ذِكْرٌ لِلْعَالَمِينَ»؛ يعني اين قرآن حکايت از آن است كه ما به يادِ بشريت بودهايم. خداوند ميفرمايد: «لَقَدْ اَنْزَلْنَا اِلَيْكُمْ كِتاباً فيهِ ذِكْرُكُمْ اَفَلاَ تَعْقلُون»کتابي را به سوي شما نازل کرديم که در آن به ياد شما بوديم «فيهِ ذِكْرُكُمْ»؛ ذكر و ياد شما در آن است، به ياد شما بوديم كه اين قرآن را خلق كرديم، پس قصهي جان و قلب شماست و ميتوانيد از طريق آن قلب خود را رشد دهيد و ادب نمائيد تا با پروردگارتان مرتبط شويد.
ادب خیال، عقل و قلب - لب المیزان
دوتا توصیه رو هم فراموش نکنین.
التماس دعا.








علاقه مندی ها (Bookmarks)