به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 116

Threaded View

  1. #11
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 24 مهر 95 [ 23:31]
    تاریخ عضویت
    1395-3-20
    نوشته ها
    8
    امتیاز
    75
    سطح
    1
    Points: 75, Level: 1
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 25
    Overall activity: 28.0%
    تشکرها
    3

    تشکرشده 3 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array
    عزیزم منم یه مقطعی از زندگی مشکل شما رو داشتم با این تفاوت که دوران نامزدی نبود ماسر خونه زندگی خودمون بودیم شوهرم ضرر کرده بود و باکلی بدهی بیکار شده بود منم جریانو برا خانوادم گفتم تا کمکمون کنن این شد شروع ماجرا . وقتی برا بله برون دادشم رفتیم منو گذاشت خونه بابامو رفت من شش ماه خونه بابام بودمو شوهرم سراغمو نمیگرفت تو شهر دیگه بود خانوادشم از این ماجرا به نفع خودشون استفاده کردنو الکی شوهرمو سرگرم میکردن که سراغمو نگیره مثل شوهر شما میگفت فقط طلاق و دلیل بیخود میاورد اقدامی نمیکرد اخرش من خسته شدم تصمیم گرفتم برا طلاق اقدام کنم وقتی زنگ زدم به خانواده شوهرم گفتن به ما مربوط نیست و هرکاری دوست داری انجام بده اگه مشکلی هست از جانب توهست و تو مقصری. من بخاطر شوهرم خیلی چیزا رو تحمل کرده بودم تو خانوادشون تنها کسی که نه جشن عقد داشت نه عروسی من بود بخاطر اینکه شوهرم سرمایه کارش رو خرج نکنه بهش سخت نگرفتم با اینکه تک دختربودم خیلی باهاش راه اومده بودم شوکه شدم با این رفتار خانوادش . تصمیم گرفتم برای آخرین بار هرجور شده با شوهرم صحبت میکنم اولش کلی جبهه گرفت ولی کم کم نرم شد.راستی این شش ماه شوهرم خونه ای که اجاره کرده بودیمو خالی کرده بود لوازم ریخته بود زیرزمین خونه باباش با اینکارش من مطمئن بودم جدامیشیم ولی بعداز صحبت من باهاش بدهیاشو سامون داد و یه خونه خوب اجاره کرد اومد سراغم از اون به بعد بیشتر پای زندگیمون وایستاد چون یه بار کم آورد دلیل نشد همیشه کم بیاره اون جریان یه تجربه شد براش. بعدها بهم گفت تو خیلی باهام راه اومدی از خواسته هات گذشتی منم همه چی رو به باد دادم نه تنها برات جبران نکردم بلکه با این اشتباهم نمیخواستم به پای من بسوزی چون تو لایق بهترینها هستی فکر میکردم اگه ازمن جدا شی از شرم خلاص میشی با حمایتی که خانوادت ازت میکنن خوشبخت میشی. مردا یکم کوته فکرن به این فکر نمیکنن تو این جامعه مطلقه بودن اصلا خوب نیست. امیدوارم مشکلتو بتونی حل کنی سعی کن خودت تنها بدون واسطه با شوهرت صحبت کنی همش نگو من مقصرم اون خیلی بیشتر مقصره باگفتن این حرف اون حق به جانب میشه سعی کن خودتو قوی کنی موفق باشی .درضمن فکرنمیکنم بخاطر مهریه اقدام به طلاق نمیکنه اون که بدهکاره اینم روش. هفت سال عشق تو چند ماه ازبین نمیره
    ویرایش توسط دخترآریایی : چهارشنبه 26 خرداد 95 در ساعت 11:31

  2. کاربر روبرو از پست مفید دخترآریایی تشکرکرده است .

    مهرآیین (چهارشنبه 26 خرداد 95)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 31
    آخرين نوشته: یکشنبه 18 مهر 95, 22:29
  2. منو زن داداشام دوستیم دوست دوست
    توسط ارشیدا در انجمن اختلاف و دعوا با خانواده همسر
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: شنبه 11 آذر 91, 11:00
  3. دوست داشتن دختری که با پسر دیگری است و می گوید مرا دوست دارد
    توسط mehdi1369 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: شنبه 28 آبان 90, 11:29
  4. من دوست پسر دوست صمیمیم رو دوست دارم
    توسط MisS AviatoR در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: شنبه 28 اسفند 89, 12:00

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:49 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.